تمدن در نصف جهان

گزارشی از افتتاح دفتر حزب تمدن نوین اسلامی و سخنان دکتر سید یاسر جبرائیلی

در روایت دکتر جبرائیلی، تشکیلات باید حلقه‌ای میان «گفتمان انقلاب» و «اداره کشور» باشد؛ یعنی از یک سو به مبانی فکری امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب متصل باشد و از سوی دیگر بتواند درباره اقتصاد، آموزش، عدالت، امنیت، مسکن، تولید و زندگی روزمره مردم حرف مشخص داشته باشد.

.
اشتراک‌گذاری

صفهان در 19 و 20 شهریور 1405 میزبان دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی بود برای افتتاح دفتر حزب در این استان. دکتر سید یاسر جبرائیلی در جمع مردم انقلابی اصفهان از معنای تشکیلات، نسبت آن با انقلاب اسلامی و مسیری سخن گفت که باید میان «آرمان‌های انقلاب» و «مسائل واقعی مردم» برقرار شود؛ مسیری که یک سر آن به عدالت و معیشت مردم می‌رسد و سر دیگرش به استقلال، تربیت نسل آینده و ساختن ایرانی که قرار است در افق تمدن نوین اسلامی نقش‌آفرینی کند.

دفتر حزب تمدن نوین اسلامی در استان اصفهان با معرفی حجت‌الاسلام والمسلمین محمدوحید صافی اصفهانی به‌عنوان مسئول استانی حزب فعالیت خود را آغاز کرد. آنچه فضای این حضور را از یک برنامه معمول حزبی فاصله می‌داد، تأکید دبیرکل حزب بر این مسئله بود که یک جریان سیاسی اگر تنها برای حضور در انتخابات، کسب کرسی و رقابت‌های مرسوم سیاسی شکل بگیرد، نسبت خود را با فلسفه انقلاب اسلامی از دست داده است.

در بیان دکتر جبرائیلی، تشکیلات باید حلقه‌ای میان «گفتمان انقلاب» و «اداره کشور» باشد؛ یعنی از یک سو به مبانی فکری امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب متصل باشد و از سوی دیگر بتواند درباره اقتصاد، آموزش، عدالت، امنیت، مسکن، تولید و زندگی روزمره مردم حرف مشخص داشته باشد.

اصفهان؛ آغاز به کار یک دفتر یا گسترش یک شبکه؟

انتخاب اصفهان برای توسعه فعالیت‌های استانی حزب معنای خاص خود را دارد. شهری با سابقه تاریخی، صنعتی، دانشگاهی، حوزوی و فرهنگی که همزمان بسیاری از مسائل امروز ایران را نیز در خود فشرده کرده است: مسئله تولید و صنعت، آب و محیط‌زیست، توسعه نامتوازن، مسکن، مهاجرت، عدالت منطقه‌ای. دکتر جبرائیلی از حزب به‌عنوان یک «شبکه اجتماعی و فکری» سخن گفت، نه صرفاً مجموعه‌ای از دفترهای اداری.

مضمون سخنان او این بود که تشکیلات انقلابی باید بتواند نیروهای مؤمن، متخصص و مسئله‌شناس را در شهرها و استان‌ها پیدا کند؛ کسانی که هم با ادبیات انقلاب آشنا باشند و هم مسئله واقعی جامعه خود را بشناسند.

از همین زاویه، مسئولیت حجت‌الاسلام صافی اصفهانی نیز بیش از مدیریت یک دفتر استانی است. انتظار دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی آن است که دفتر استانی بتواند میان حوزه، دانشگاه، نخبگان اقتصادی، فعالان فرهنگی، جوانان و نیروهای اجتماعی ارتباط برقرار کند و از دل این شبکه، برای مسائل استان راه‌حل تولید شود. تشکیلات زمانی معنا پیدا می‌کند که «مردم» دوباره به متن تصمیم‌سازی بازگردند.

بازگشت به سؤال اصلی انقلاب

یکی از محورهایی که در سخنان دبیرکل حزب در اصفهان بازتاب یافت، بازگشت به سؤال‌های بنیادین انقلاب اسلامی بود.اینکه انقلاب اسلامی برای چه اتفاق افتاد؟آیا هدف انقلاب صرفاً تغییر صاحبان قدرت سیاسی بود یا قرار بود مناسبات تازه‌ای در اقتصاد، فرهنگ، سیاست و جامعه شکل بگیرد؟

دکتر جبرائیلی پاسخ این سؤال را در منظومه فکری امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب جست‌وجو می‌کند. در این قرائت، استقلال، عدالت اجتماعی، حاکمیت مردم، حمایت از محرومان، نفی سلطه خارجی، مبارزه با اشرافی‌گری و حرکت به سمت تمدن اسلامی اجزای جدا از یکدیگر نیستند؛ قطعات یک منظومه‌اند. به همین دلیل او تأکید کرد که نمی‌توان در سیاست خارجی از استقلال سخن گفت اما در اقتصاد به ساختارهایی وابسته بود که تصمیمات داخلی را تابع ارز، فشار خارجی یا نهادهای بین‌المللی می‌کنند.

نمی‌توان از ارزش‌های انقلاب دفاع کرد اما نسبت به فاصله طبقاتی بی‌تفاوت ماند.نمی‌توان از هویت اسلامی سخن گفت اما آموزش و پرورش را صرفاً کارخانه تولید مدرک و نیروی کار دید و نمی‌توان از اقتدار ملی سخن گفت اما مردم را از متن اقتصاد و سیاست کنار گذاشت. اقتصاد نه صرفاً یک مسئله فنی، بلکه عرصه‌ای مرتبط با عدالت، استقلال و کرامت انسان معرفی شد و سه محور عدالت‌محوری، استقلال و تولید در مرکز آن قرار گرفت.

عدالت؛ نقطه اتصال آرمان و زندگی روزمره

بخش مهمی از سخنان دکتر جبرائیلی به عدالت اختصاص داشت؛ مفهومی که در ادبیات سیاسی فراوان استفاده شده اما از نگاه او بیش از هر چیز نیازمند بازگشت به معنای ساختاری خود است.

او عدالت را صرفاً کمک به فقرا یا افزایش چند ردیف حمایتی در بودجه نمی‌داند. از نگاه دکتر جبرائیلی، سؤال عدالت از همان نقطه‌ای آغاز می‌شود که امکانات تولید ثروت توزیع می‌شوند؛ اینکه زمین به چه کسی می‌رسد، اعتبار بانکی در اختیار چه کسانی قرار می‌گیرد، فرصت تحصیل باکیفیت چگونه توزیع می‌شود، منابع عمومی چگونه مصرف می‌شوند و چه کسانی امکان ورود به فرآیندهای اقتصادی و مدیریتی را پیدا می‌کنند. در سند عدالت اجتماعی حزب نیز عدالت به‌عنوان مفهومی فراتر از سیاست رفاهی معرفی شده و بر رفع تبعیض، حمایت از مستضعفان، توزیع فرصت‌ها و مقابله با انحصار تأکید شده است.

دکتر جبرائیلی در اصفهان از همین زاویه به مسئله عدالت پرداخت. مضمون سخنان او این بود که اگر سیاست اقتصادی ابتدا امکان خلق ثروت را در اختیار اقلیتی قرار دهد و بعد از دولت انتظار داشته باشیم بخشی از درآمد را میان طبقات پایین توزیع کند، عدالت از ابتدا در نقطه غلطی تعریف شده است.

عدالت باید پیش از توزیع درآمد، در توزیع «امکان» حضور داشته باشد.امکان خانه‌دار شدن، امکان تحصیل، امکان راه‌اندازی کسب‌وکار، امکان دسترسی به اعتبار، امکان ورود به مدیریت کشور و امکان برخورداری از منابعی که متعلق به همه مردم ایران است.ایشان تاکید کرد که عدالت نباید به بعد از خلق ثروت موکول شود.

اقتصاد برای مردم، نه مردم برای اقتصاد

دکتر جبرائیلی با دوگانه‌ای که اقتصاد را میان «دولت همه‌کاره» و «بازار رهاشده» محدود می‌کند، همراه نیست.

در نگاه او، دولت باید تنظیم‌گر، حافظ منافع عمومی و معمار عدالت باشد، اما مردم باید بازیگران اصلی اقتصاد باقی بمانند. او از اقتصادی سخن گفت که در آن کشاورز، کارگر، تولیدکننده کوچک، تعاونی، کارآفرین و بنگاه دانش‌بنیان اهمیت بیشتری از سوداگری و فعالیت‌هایی داشته باشند که بدون خلق ارزش واقعی، درآمدهای بزرگ ایجاد می‌کنند.

به تعبیر دکتر جبرائیلی، یکی از نقاطی که باید دوباره به اندیشه امام خمینی(ره) بازگشت، نسبت میان مردم و اقتصاد است.او بر «اقتصاد مردمی» تأکید کرد و با استناد به دیدگاه امام خمینی درباره مالکیت و حضور مردم در اقتصاد، بر واگذاری ظرفیت‌های اقتصادی به متن جامعه تأکید کرد.

در اصفهان یک پرسش اساسی مطرح شد: چرا مردمی که انقلاب را به پیروزی رساندند و در بزنگاه‌های تاریخی هزینه استقلال کشور را پرداخته‌اند، نباید بازیگران اصلی اقتصاد باشند؟ از نگاه دبیرکل حزب، مردمی‌سازی با خصوصی‌سازی به معنای متعارف آن یکسان نیست.اگر یک دارایی دولتی صرفاً از دولت به مجموعه‌ای محدود از صاحبان سرمایه منتقل شود، از نگاه او اتفاقی به نام مردمی‌سازی رخ نداده است.مردمی‌سازی زمانی اتفاق می‌افتد که امکان مالکیت، تولید و مشارکت اقتصادی در میان لایه‌های وسیع‌تری از جامعه توزیع شود.

تولید؛ جایی که اقتصاد و استقلال به هم می‌رسند

دکتر جبرائیلی تولید را فقط یکی از بخش‌های اقتصاد ندانست؛ آن را پایه استقلال کشور توصیف کرد. از منظر او کشوری که مواد اولیه، فناوری، بازار، پول یا نیازهای اساسی خود را به تصمیم بازیگران خارجی گره بزند، در بزنگاه‌های سیاسی و امنیتی با محدودیت مواجه خواهد شد. به همین دلیل استقلال اقتصادی در ادبیات حزب با مفاهیمی چون تولید ملی، کاهش آسیب‌پذیری در برابر تحریم، توسعه منطقه‌ای و تقویت ظرفیت‌های درونی پیوند خورده است.

به تعبیر دکتر جبرائیلی، یکی از نقاطی که باید دوباره به اندیشه امام خمینی(ره) بازگشت، نسبت میان مردم و اقتصاد است.او بر «اقتصاد مردمی» تأکید کرد و با استناد به دیدگاه امام خمینی درباره مالکیت و حضور مردم در اقتصاد، بر واگذاری ظرفیت‌های اقتصادی به متن جامعه تأکید کرد.

.

نشست افتتاحیه دفتر حزب تمدن نوین اسلامی در اصفهان

دکتر جبرائیلی در اصفهان از این مسئله به عنوان یکی از درس‌های بزرگ تجربه جمهوری اسلامی یاد کرد: استقلال سیاسی بدون پشتوانه اقتصادی کامل نمی‌شود.

او معتقد است همان‌گونه که جمهوری اسلامی برای استقلال دفاعی به سمت ساخت توان بومی حرکت کرد، در اقتصاد نیز باید سازوکاری ایجاد شود که تکانه‌های خارجی نتوانند زندگی روزمره مردم را به سرعت تحت تأثیر قرار دهند.این نگاه البته برای او به معنای قطع ارتباط با جهان نیست؛ بلکه موضوع اصلی، نوع رابطه با جهان است: رابطه‌ای که در آن اقتصاد ایران بازیگری مستقل باشد، نه اقتصادی که قواعد اساسی خود را از بیرون دریافت کند.

عدالت آموزشی؛ آینده‌ای که امروز توزیع می‌شود

محور دیگری که در سخنان دکتر جبرائیلی بازتاب داشت، مسئله آموزش بود؛ آموزش در گفتمان حزب تمدن نوین اسلامی یکی از پایه‌های اصلی تمدن‌سازی محسوب می‌شود.

دکتر جبرائیلی آموزش را نقطه‌ای دانست که در آن آینده جامعه ساخته می‌شود. اگر کیفیت آموزش براساس درآمد خانواده تعیین شود، نابرابری نسل امروز به نسل بعد منتقل خواهد شد. اگر کودک یک خانواده برخوردار از بهترین مدرسه، معلم و امکانات آموزشی برخوردار باشد و کودک دیگری صرفاً به دلیل محل تولد یا درآمد خانواده از آموزش باکیفیت محروم بماند، نابرابری فقط در امروز باقی نمی‌ماند؛ به شغل، درآمد، قدرت اجتماعی و حتی امکان اثرگذاری سیاسی در آینده منتقل می‌شود.

دکتر جبرائیلی بر این نکته تأکید کرد که مسئله آموزش فقط «ساخت مدرسه» نیست.

کیفیت مدرسه، معلم، محتوای آموزشی و امکان رشد دانش‌آموزان نیز مسئله عدالت است. همه کودکان باید فارغ از طبقه اجتماعی و منطقه محل زندگی، امکان دسترسی به آموزش باکیفیت داشته باشند و نظام آموزشی نیز به جای تمرکز صرف بر رتبه، آزمون و مدرک، باید انسان مسئول، پرسشگر، مؤمن و دارای توان حل مسئله تربیت کند. این همان نقطه‌ای است که دکتر جبرائیلی آن را به گفتمان انقلاب پیوند می‌زند: انقلاب اسلامی صرفاً برای تغییر یک نظام سیاسی نبود؛ ادعای آن ساختن انسان و جامعه‌ای متفاوت بود.

اقتدار؛ از موشک تا اعتماد مردم

موضوع امنیت نیز در سخنان دکتر جبرائیلی به تعریف متعارف نظامی محدود نماند. او از امنیتی سخن گفت که ارتش، سپاه، توان دفاعی و فناوری نظامی بخش مهمی از آن هستند، اما همه آن نیستند.در نگاه حزب تمدن نوین اسلامی، امنیت پایدار بر ترکیبی از قدرت دفاعی، انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی، استقلال اقتصادی و مشارکت مردم استوار است.

دکتر جبرائیلی تأکید کرد کشوری که مردم آن خود را بیرون از نظام تصمیم‌گیری ببینند، صرفاً با تجهیزات نظامی قدرتمند نمی‌شود. همان مردمی که در دفاع مقدس به عنصر قدرت تبدیل شدند، در جنگ اقتصادی، رسانه‌ای و شناختی نیز باید در مرکز معادله باشند. از نگاه او، یکی از ویژگی‌های اندیشه دفاعی انقلاب اسلامی همین مردمی بودن قدرت است؛ مفهومی که تجربه بسیج، دفاع مقدس و مقاومت اجتماعی در بزنگاه‌های مختلف آن را نمایندگی کرده است.

بنابراین وقتی دکتر جبرائیلی از امنیت سخن می‌گفت، اقتصاد و عدالت را نیز بخشی از همان بحث می‌دانست. فقر، فساد و احساس تبعیض می‌توانند سرمایه اجتماعی را فرسوده کنند و بالعکس، عدالت و مشارکت عمومی می‌توانند بخشی از ظرفیت قدرت ملی باشند.

حزب به‌مثابه مدرسه کادرسازی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان دکتر جبرائیلی در اصفهان به فلسفه وجودی حزب بازمی‌گشت. چرا حزب؟ اگر قرار نیست حزب فقط ماشین انتخاباتی باشد، پس چه کاری باید انجام دهد؟پاسخ دکتر جبرائیلی «کادرسازی» و «گفتمان‌سازی» بود. او معتقد است یکی از نیازهای جمهوری اسلامی تربیت نسلی از مدیران است که میان تخصص و تعهد، اقتصاد و عدالت، سیاست و اخلاق و اداره کشور و آرمان‌های انقلاب شکاف نبینند.

در نگاه حزب، همه کودکان باید فارغ از طبقه اجتماعی و منطقه محل زندگی، امکان دسترسی به آموزش باکیفیت داشته باشند و نظام آموزشی نیز به جای تمرکز صرف بر رتبه، آزمون و مدرک، باید انسان مسئول، پرسشگر، مؤمن و دارای توان حل مسئله تربیت کند. این همان نقطه‌ای است که دکتر جبرائیلی آن را به گفتمان انقلاب پیوند می‌زند: انقلاب اسلامی صرفاً برای تغییر یک نظام سیاسی نبود؛ ادعای آن ساختن انسان و جامعه‌ای متفاوت بود.

در این تلقی، دفتر حزب در اصفهان باید به محلی برای گفت‌وگوی فکری، شناسایی نیروها، آموزش، حل مسئله و پرورش مدیران آینده تبدیل شود. این همان مأموریتی است که حزب در فراخوان‌های رسمی خود نیز بر آن تأکید کرده و خود را تشکلی برای گفتمان‌سازی و کادرسازی در مسیر تمدن نوین اسلامی معرفی کرده است. دکتر جبرائیلی در واقع تلاش کرد مرزی میان «سیاست‌ورزی برای قدرت» و «تشکیلات برای ساختن قدرت اجتماعی» ترسیم کند. قدرت اجتماعی از نظر او زمانی شکل می‌گیرد که مجموعه‌ای از انسان‌ها درباره مسائل اساسی کشور فهم مشترک پیدا کنند، برای آنها راه‌حل تولید کنند و بتوانند در سطوح مختلف مسئولیت بپذیرند.

به همین دلیل دفتر اصفهان نیز قرار نیست تنها تابلویی بر دیوار یک ساختمان باشد. اگر بتواند نیرو تربیت کند، مسئله استان را بشناسد، با مردم ارتباط برقرار کند و برای اداره بهتر کشور ایده تولید کند، مأموریت خود را انجام داده است.

امام انقلاب؛ بازگشت به مردم

نام امام خمینی(ره) در این منظومه تنها یک ارجاع تاریخی نیست. بخش مهمی از ادبیات دکتر جبرائیلی مبتنی بر این برداشت است که باید بار دیگر برخی مفاهیم اجتماعی و اقتصادی موجود در اندیشه امام را وارد متن سیاست‌گذاری کرد؛ مفاهیمی مانند نقش مستضعفان، مردم، نفی اشرافی‌گری، استقلال و مقابله با سلطه.

او معتقد است فاصله گرفتن از این مفاهیم، انقلاب را به مجموعه‌ای از نمادهای سیاسی تقلیل می‌دهد. در این نگاه، وفاداری به امام فقط در بزرگداشت تاریخی معنا نمی‌شود؛ باید دید ساختارهای اقتصادی، نظام آموزشی، مدیریت شهری و سیاست عمومی تا چه اندازه با همان آرمان‌ها سازگارند.

.

افتتاح دفتر حزب تمدن نوین اسلامی در استان اصفهان

همین منطق درباره رهبر انقلاب نیز در سخنان او دیده می‌شود. مفهوم «تمدن نوین اسلامی» که در نام حزب قرار گرفته، مستقیماً به افقی اشاره دارد که در ادبیات رهبر انقلاب، فراتر از تشکیل حکومت اسلامی و به معنای ساختن جامعه و تمدنی مبتنی بر ارزش‌های اسلامی مطرح شده است.

برای دکتر جبرائیلی، حزب باید خود را در همین نسبت تعریف کند: نه صرفاً به عنوان مجموعه‌ای برای اداره چند انتخابات، بلکه به‌عنوان بخشی از فرآیند تربیت نیرو و تولید گفتمان برای آینده جمهوری اسلامی.

اصفهان؛ یک ایستگاه از مسیر طولانی‌تر

برنامه اصفهان با افتتاح یک دفتر آغاز شد، اما پیامی که دکتر جبرائیلی تلاش داشت منتقل کند، فراتر از محدوده همان ساختمان بود.در روایت او، مسئله اصلی این نیست که حزب تمدن نوین اسلامی چند دفتر در کشور دارد؛ مسئله این است که این دفاتر چه تعداد مسئله را می‌توانند بفهمند، چند نیروی متخصص و متعهد را می‌توانند گرد هم آورند و تا چه اندازه قادرند میان مردم و ساختار سیاسی ارتباط برقرار کنند.

از همین زاویه، انتخاب حجت‌الاسلام والمسلمین محمدوحید صافی اصفهانی نیز آغاز مسئولیتی است که نتیجه آن را باید در کیفیت فعالیت آینده حزب در استان دید.دکتر جبرائیلی از نیروهای حزب خواست سیاست را از زندگی مردم جدا نبینند. اقتصاد، آموزش، مسکن، تولید، امنیت و عدالت در این نگاه موضوعاتی مجزا نیستند.

همه آنها به یک پرسش بازمی‌گردند:

جمهوری اسلامی چگونه می‌تواند میان آرمان‌های آغازین انقلاب و اقتضائات اداره یک جامعه پیچیده در قرن جدید ارتباط برقرار کند؟

پاسخی که دکتر جبرائیلی در اصفهان ارائه می‌کرد، چیزی شبیه این بود: بازگشت به مردم، بازگشت به عدالت و بازگشت به استقلال؛ اما این بار با برنامه، دانش، تشکیلات و نیروی انسانی‌ای که بتواند این اصول را از سطح شعار به سطح حکمرانی منتقل کند. اصفهان از این منظر برای حزب تمدن نوین اسلامی تنها یک نقطه تازه روی نقشه تشکیلاتی کشور نیست. آزمونی است برای اینکه ایده‌ای که در سطح اسناد و مواضع از «اقتصاد مردمی»، «عدالت ساختاری»، «آموزش هویت‌محور» و «امنیت مردم‌پایه» سخن می‌گوید، در میدان واقعی جامعه چگونه خود را نشان خواهد داد.

این شاید مهم‌ترین معنای حضور دکتر جبرائیلی در اصفهان باشد: حزبی که نام «تمدن» را برای خود انتخاب کرده، اکنون باید نشان دهد مسیر تمدن را چگونه از کوچه‌ها و محله‌ها، از کارخانه و دانشگاه، از مدرسه و حوزه و از مسائل واقعی زندگی مردم آغاز خواهد کرد.


درباره نویسنده