جبهه دوم ایران
تا همین هفته، مُخا محل استقرار بخش مهمی از ائتلاف ضدحوثی بود و بهعنوان سدی در برابر پیشروی شورشیان عمل میکرد. حوثیها با این حمله، وضعیت تثبیتشده در امتداد ساحل را در هم شکستهاند، آتشبسی را که از سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی پابرجا مانده بود بر هم زدهاند و زمینه را برای تحکیم بیشتر کنترل خود بر شمال فراهم کردهاند.

وثیها با بهرهبرداری از فرصتی که جنگ در ایران ایجاد کرده است، تلاش تازه و گستردهای را برای دستیابی به برتری نظامی در داخل یمن و پیرامون آن آغاز کردهاند. روز سهشنبه، این گروه همسو با ایران موجی از حملات پهپادی و موشکهای بالستیک را علیه عربستان سعودی به راه انداخت که موجب آتشسوزی در تأسیسات نفتی جنوب این کشور و مجروح شدن بیش از ۷۰ نفر شد.سپس روز پنجشنبه، پس از چند روز درگیری شدید در خطوط مقدم مهم داخل یمن، حوثیها نیروهای دولتی مورد حمایت عربستان را در امتداد ساحل دریای سرخ شکست دادند و بندر راهبردی مُخا را تصرف کردند. روز جمعه نیز دولت یمن اعلام کرد که حوثیها جزیره پریم را در دهانه تنگه بابالمندب ــ آبراه باریکی که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند ــ به کنترل خود درآوردهاند.این تصرف، تغییری عمیق در موازنه قدرت در یمن ایجاد کرده است؛ تغییری که میتواند پیامدهایی برای سراسر منطقه داشته باشد.تا همین هفته، مُخا محل استقرار بخش مهمی از ائتلاف ضدحوثی بود و بهعنوان سدی در برابر پیشروی شورشیان عمل میکرد. حوثیها با این حمله، وضعیت تثبیتشده در امتداد ساحل را در هم شکستهاند، آتشبسی را که از سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی پابرجا مانده بود بر هم زدهاند و زمینه را برای تحکیم بیشتر کنترل خود بر شمال فراهم کردهاند.اما این پیروزی، پیروزی ایران نیز هست؛ زیرا کنترل حوثیها بر جزیره پریم و مُخا ــ که کمتر از ۵۰ مایل با بابالمندب فاصله دارد ــ به آنها امکان خواهد داد خود را بهعنوان یکی از بازیگران تعیینکننده در این تنگه تثبیت کنند و با سهولت بیشتری برای کشتیرانی مزاحمت ایجاد کنند.زمانبندی تشدید اقدامات حوثیها، که از ماه ژوئیه با حمله به منافع عربستان آغاز شد، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا در جریان جنگ ایران، دریای سرخ به مسیر جایگزینی حیاتی برای انتقال نفت عربستان به جای تنگه هرمز تبدیل شده است.حتی اگر رهبران حوثی اقدامات خود را با ملاحظات محلی توضیح دهند، به نظر میرسد همسویی آنها با تهران بیش از پیش تقویت شده است. آنها با حمله به کشتیرانی عربستان و خاک خود این کشور، عملاً جبهه دومی در جنگ ایران گشودهاند؛ جبههای که دامنه درگیری را گسترش داده و فشار بیشتری بر بازارهای جهانی انرژی و مالی وارد کرده است.مقامهای ایرانی گفتهاند دستیابی به توافق با ایالات متحده مستلزم پایان دادن به «محاصره یمن» است؛ عبارتی که در عمل به معنای لغو تمام محدودیتهای ترانزیتی عربستان علیه مناطق تحت کنترل حوثیها، از جمله صنعا، و پایان دادن به حمایت از دولت یمن است.در این نظم منطقهایِ در حال شکلگیری، ایران و شرکای آن میکوشند با در دست گرفتن کنترل حیاتیترین گلوگاههای دریایی خاورمیانه، یک وضعیت جدید و تثبیتشده ایجاد کنند.گزینههای موجود برای مقابله با چالش حوثیها، از بد به بدتر در حال حرکت است.با اینکه خطوط مقدم احتمالاً همچنان تغییر خواهند کرد، چند واقعیت سخت اکنون آشکار شده است. تصور دستیابی به یک راهحل نظامی قاطع برای تهدید حوثیها قابلباور نیست. نیروهای دولتی یمن، با وجود تمام لفاظیهای علنیشان، همچنان از درون چندپارهاند.در جریان حمله این هفته، عربستان سعودی که حامی این نیروهاست نیز نتوانست پشتیبانی هوایی نزدیک و دیگر کمکهای ضروری را در اختیار آنها قرار دهد؛ مسئلهای که از ادامه ضعف هماهنگی میان ائتلاف ضدحوثی و ریاض حکایت دارد.علاوه بر این، دستاوردهای حوثیها چشمانداز دستیابی به یک توافق از راه مذاکره را نیز تضعیف کرده است. اکنون احتمالاً این گروه در مطالبات خود بیش از گذشته حداکثری عمل خواهد کرد و جاهطلبی بیشتری برای اعمال کنترل در سراسر دریای سرخ خواهد داشت.راهحل سادهای وجود ندارد. فعلاً اولویت عربستان سعودی، ایالات متحده و متحدان یمنی آنها باید حفاظت از دیگر خطوط مقدم کلیدی در برابر پیشروی حوثیها و جلوگیری از تلاش این گروه برای تحکیم کنترل خود بر شمال یمن و بابالمندب باشد.اما فراتر از این، ائتلاف ضدحوثی باید سرانجام به شکافهایی بپردازد که همچنان آن را از درون متلاشی میکنند و بر سر یک چشمانداز سیاسی معتبر برای حل منازعه یمن به توافق برسد. در غیر این صورت، خطر آشفتگی بیشتر در جناح دولت و گسترش تهدید حوثیها در سراسر منطقه کاملاً واقعی خواهد بود.
از تنگه تا دریا
تقریباً در پنج ماه نخست پس از آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، حوثیها عمدتاً در حاشیه باقی ماندند.این آرامش نسبی در اواسط ژوئیه از میان رفت؛ زمانی که ایرانیها یک هیئت حوثی را با هواپیما از تهران به صنعا منتقل کردند؛ اقدامی که کنترل دولت یمن و ائتلاف به رهبری عربستان بر حریم هوایی یمن را به چالش میکشید.عربستان سعودی و دولت یمن برای جلوگیری از فرود این هواپیما، تنها باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند. هرچند هواپیما در نهایت به جای صنعا در بندر حدیده، تحت کنترل حوثیها، فرود آمد، اقدام عربستان بهانه لازم را در اختیار حوثیها قرار داد تا آتشبس سال ۲۰۲۲ را کنار بگذارند.از همان نقطه بود که این گروه تشدید جسورانه اقدامات خود علیه منافع عربستان و حمله تازهاش علیه نیروهای ائتلاف در داخل یمن را آغاز کرد.کارزار حوثیها آشکارا برای بهرهبرداری از آسیبپذیریهای جدید عربستان طراحی شده است.با محدود شدن تنگه هرمز به دست ایران، دریای سرخ به شریان حیاتی صنعت نفت عربستان تبدیل شده است. اما از زمانی که حوثیها در ماه ژوئیه حملات خود را از سر گرفتند، صادرات نفت عربستان از مسیر بابالمندب ۹۵ درصد کاهش یافته است.اکنون حوثیها با هدف قرار دادن زیرساختها و کشتیها در اطراف مجموعه بندری ینبع در دریای سرخ، انتقال صادرات نفت به سمت شمال و از طریق مصر را نیز تهدید میکنند.در همین حال، جنگ آمریکا با ایران به اهداف حداکثری حوثیها در داخل خود یمن نیروی تازهای بخشیده است.این گروه از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» که پس از آتشبس برقرار شد ناراضی بود و ریاض را متهم میکرد که در مسیر دستیابی به یک توافق سیاسی رسمی برای پایان دادن به جنگ داخلی دوازدهساله یمن تعلل میکند.اما واقعیت این است که خود حوثیها نیز مانع دستیابی به چنین توافقی شده بودند.در سال ۲۰۲۳، سازمان ملل به مذاکره برای یک توافق مبتنی بر «نقشه راه» کمک کرد که طبق آن، حوثیها میتوانستند حقوق همه کارکنان بخش عمومی را پرداخت کنند و در ازای یک آتشبس دائمی و آغاز روند سیاسی، سهمی از منابع نفت و گاز کشور دریافت کنند.برای حوثیها این نتیجه مطلوبی محسوب میشد؛ زیرا آنها هیچیک از منابع هیدروکربنی کشور را در اختیار ندارند و از اقتصاد بینالمللی نیز کنار گذاشته شدهاند.اما حوثیها به جای پذیرش این پیشنهاد، برای نشان دادن حمایت خود از حماس در جنگ غزه، حمله به کشتیرانی دریای سرخ را آغاز کردند؛ در حالی که تصور میکردند هر زمان آماده باشند میتوانند دوباره به میز مذاکره بازگردند.در مراحل پایانی جنگ غزه، اسرائیل و ایالات متحده خسارات نظامی و اقتصادی قابلتوجهی به مراکز قدرت حوثیها در یمن وارد کردند.در بهار ۲۰۲۵، دولت ترامپ در چارچوب عملیات Rough Rider بیش از هزار حمله هوایی انجام داد؛ چند ماه بعد نیز اسرائیلیها زیرساختهای حوثیها را هدف قرار دادند و نخستوزیر بالفعل این گروه و رئیس ستاد نظامی آن را ترور کردند.با این همه، به نظر میرسد این عملیاتها نهتنها حوثیها را تضعیف نکرد، بلکه آنها را جسورتر کرد.حوثیها با حمله به کشتیرانی جهانی، اهمیت خود را در «محور مقاومت» ایران افزایش دادند. رویارویی با چنین قدرتهای نظامی بزرگی نیز تصور خودِ این گروه از جایگاهش را تقویت کرد؛ اینکه یک بازیگر مهم منطقهای است که بهگونهای منحصربهفرد توانایی «آزاد کردن جهان اسلام از نفوذ مخرب آمریکا و اسرائیل» را دارد.از آن زمان تاکنون، این سازمان تلاشهای خود برای دستیابی به تواناییهای نظامی تازه و قدرتمندتر را تشدید کرده است.در جریان جنگ غزه، روسیه برای کمک به حوثیها در هدفگیری کشتیها، اطلاعات در اختیار آنها قرار داده بود. مسکو همچنین ارائه تسلیحات پیشرفته به حوثیها را بررسی کرده بود، هرچند در نهایت ریاض آن را از این تصمیم منصرف کرد.امروز، همانطور که در تحلیلی اخیر در فارن افرز توضیح داده شده، حوثیها از زنجیرههای تأمین متنوع و شبکههای مالی پنهان بهره میگیرند و همزمان ظرفیت تولید داخلی خود را گسترش میدهند.در نتیجه، آنها حتی بدون دریافت مستقیم سلاح از ایران نیز توانستهاند زرادخانه خود را تقویت کنند.اکنون حوثیها تصور میکنند میتوانند عربستان را وادار کنند شرایطی حتی بهتر از نقشه راه مورد حمایت سازمان ملل در سال ۲۰۲۳ به آنها پیشنهاد دهد؛ از جمله پرداخت غرامت جنگی.با ادامه پیشروی نظامی آنها، احتمالاً این مطالبات نیز افزایش خواهد یافت.در عین حال، حوثیها در داخل نیز تحت فشار سنگینی قرار دارند تا حقوق کارکنان بخش عمومی را که مدتها وعده پرداخت آن را دادهاند تأمین کنند و به شرایط زندگی بهشدت وخیم مردم رسیدگی کنند.بیش از نیمی از جمعیت یمن با ناامنی غذایی حاد روبهرو هستند و شش میلیون نفر در سطح «اضطراری» محرومیت قرار دارند؛ شرایطی که در مرز قحطی است.
خط قرمز ریاض
با توجه به افزایش وابستگی عربستان سعودی به دریای سرخ، ممکن است حوثیها محاسبه کرده باشند که پادشاهی سعودی خیلی زود در برابر مطالبات آنها تسلیم خواهد شد.اما در عمل، اقدامات حوثیها ظاهراً عزم ریاض برای مقابله با این گروه را بیشتر کرده است.ممکن است محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، ترجیح داده باشد تنشها را کاهش دهد یا دستکم تا زمانی که توافق آمریکا و ایران وابستگی عربستان به دریای سرخ را کاهش دهد، رویارویی را به تعویق بیندازد؛ اما حوثیها فرصت انتظار کردن را از سعودیها گرفتهاند.در شرایطی که دولتی غیرقابلپیشبینی در واشنگتن روی کار است، عربستان سعودی با متنوعسازی شرکای امنیتی خود در حال آماده شدن برای رویارویی بوده است.در ۳۰ ژوئیه، ریاض از تشکیل یک ائتلاف دفاع دریایی ۱۴ کشوری برای دریای سرخ خبر داد که ترکیه، پاکستان، مصر، سودان و جیبوتی از جمله اعضای آن بودند.یک هفته بعد، ولیعهد عربستان طی مراسمی در مکه و در حضور رهبران ترکیه و پاکستان، یک توافق دفاع متقابل با این دو کشور امضا کرد.ارزش نظامی این توافقها هنوز مشخص نیست؛ و در واقع، حملات حوثیها به عربستان نخستین آزمون برای توافق اخیر به شمار میرود.نتایج تا اینجا چندان چشمگیر نبوده است.بر اساس گزارش رویترز، پاکستان اندکی پیش از تصرف چشمگیر مُخا به دست حوثیها، به ایرانیها هشدار داده بود متحدان حوثی خود را مهار کنند.نه ترکیه و نه پاکستان مستقیماً وارد نبرد در یمن نشدهاند و اسلامآباد نیز تأیید کرده است که توافق مکه در واکنش به جنگ یمن فعال نشده است.با این وجود، حمایت دیپلماتیک برای عربستان اهمیت دارد؛ بهویژه با توجه به انتقادهایی که ریاض به دلیل مداخله نظامی خود در یمن در سال ۲۰۱۵ با آنها روبهرو شد.سعودیها همچنین همچنان در پی جلب حمایت آمریکا هستند.اکسیوس گزارش داده که واشنگتن برای حمله عربستان به فرودگاه صنعا چراغ سبز نشان داده بود و ریاض نیز خواستار حمایت بیشتر آمریکا شده است.در ۲۸ ژوئیه، ریاض و واشنگتن مشترکاً شبهنظامیان عراقی مورد حمایت ایران را که خود را با حوثیها همسو کرده بودند هدف قرار دادند؛ اقدامی که میتواند نشانهای باشد از اینکه در صورت گسترش بیشتر درگیری، واشنگتن ممکن است در عملیات نظامی علیه حوثیها به ریاض بپیوندد.با این حال، مشارکت آمریکا به هیچ وجه قطعی نیست.با توجه به الزامات جنگ ایران، دولت آمریکا علاقهمند بوده است آتشبس دوجانبه خود با حوثیها را که از مه ۲۰۲۵ برقرار است حفظ کند. بسیاری از تجهیزات و امکانات نظامی آمریکا در خاورمیانه در تنگه هرمز درگیر شدهاند و گسترش جنگ نیز در داخل آمریکا محبوبیت نخواهد داشت.هرچند تصرف مُخا و جزیره پریم از سوی حوثیها فشار بر واشنگتن برای واکنش نشان دادن را افزایش داده، دولت ترامپ ممکن است بیش از هر چیز نگران اجتناب از گرفتار شدن در یک درگیری نظامی جدید پیش از انتخابات میاندورهای باشد.اکسیوس گزارش داده است که ترامپ پس از پیشرویهای روز پنجشنبه حوثیها، درخواست عربستان برای انجام حملات هوایی علیه این گروه را رد کرده است.در همین حال، تلاش ریاض برای تقویت دولت یمن نتایج کاملاً متناقضی داشته است.در ماه ژانویه، عربستان متحد قدیمی خود در یمن، یعنی امارات متحده عربی، را کنار زد؛ آن هم زمانی که نیروهای جداییطلب همسو با امارات به رهبری شورای انتقالی جنوب تلاش کردند کنترل تمام جنوب یمن را به دست بگیرند.پس از آن، امارات بهطور کامل از یمن خارج شد و این امر به ریاض امکان داد نیروهای نظامی دولت را زیر فرمان مستقیم خود یکپارچه کند.اما تصرف سریع مُخا توسط حوثیها پرسشهای جدی درباره قدرت و انسجام همین نیروها ایجاد کرده است.در میدان نبرد، فرماندهی یکپارچه نتوانست همکاری مؤثری میان گروههای مختلف وابسته به دولت ایجاد کند.حتی گزارشهایی منتشر شد که هنگام عقبنشینی نیروهای دولتی از مُخا، این نیروها با واحدهای جنوبی درگیر شدهاند؛ زیرا نیروهای جنوبی حاضر نبودند اجازه دهند متحدان شمالیشان همراه با سلاح وارد جنوب شوند.بهویژه غیبت امارات و انحلال شورای انتقالی جنوب، بخش مهمی از نیروهای جنوبی درون ائتلاف ضدحوثی را از این ائتلاف دلسرد کرده و آن را از حمایت یک بازیگر خارجی برخوردار از توانایی نظامی محروم ساخته است.اگر حوثیها بتوانند دستاوردهای خود در مُخا و اطراف آن را تثبیت کنند، این از دست رفتن اراضی میتواند ضربه بزرگی به روحیه نیروهای وابسته به دولت وارد کند و شکافهای بیشتری ایجاد کند.
گلوگاه دوگانه
بزرگترین اهرم ایران علیه ایالات متحده، توانایی آن در بستن تنگه هرمز بوده است.در بخش بزرگی از جنگ، عربستان سعودی روزانه سه تا پنج میلیون بشکه نفت از طریق بنادر دریای سرخ صادر کرده است؛ مسیری که به یک پشتوانه حیاتی برای ریاض و بازار جهانی نفت تبدیل شده است.اکنون ایران میتواند از طریق حوثیها این صادرات را نیز محدود کند.هدف بلندمدت تهران ایجاد وضعیت تثبیتشدهای بسیار دشوار برای رقبایش است: کنترل حوثیها بر بابالمندب در کنار کنترل ایران بر هرمز.اگر چنین راهبردی بتواند دوام بیاورد، ایران و شریک منطقهای آن عملاً به نگهبانان ورودی و خروجی تجارت سالانهای به ارزش تریلیونها دلار تبدیل خواهند شد.هرچند تهران فرماندهی و کنترل مستقیمی بر حوثیها اعمال نمیکند، نفوذ بسیار زیادی بر این گروه دارد.تصمیم ایران برای ارسال پرواز به صنعا در ماه ژوئیه ــ رخدادی که تشدید کنونی اقدامات حوثیها را به جریان انداخت ــ نشاندهنده راههای متعددی است که تهران میتواند منازعه یمن را برای اهداف خود شعلهورتر کند.از سوی دیگر، تصمیم حوثیها برای وارد کردن شبهنظامیان عراقی به حملات خود علیه عربستان، جنگ یمن را هرچه بیشتر با جنگ ایران درهم تنیده است.ائتلافهای رو به گسترش حوثیها با گروههای مسلح در سومالی، سودان و دیگر بخشهای شاخ آفریقا نیز نشان میدهد تشدید کنونی تا چه اندازه میتواند بهسرعت به مناطق گستردهتری سرایت کند.در دهه پس از آغاز جنگ داخلی یمن در سال ۲۰۱۴، پیامدهای این جنگ ابتدا در عربستان سعودی، سپس امارات متحده عربی و سرانجام در دریای سرخ بازتاب پیدا کرد.اکنون با وقوع جنگ ایران، گسترش جاهطلبیها و مشارکتهای منطقهای حوثیها و توانایی مشترک ایران و این گروه برای تأثیرگذاری بر تجارت جهانی انرژی، زمینه برای یک آتشسوزی بسیار خطرناکتر فراهم شده است.این بار ممکن است حفظ استقلال پیشین حوثیها از تهران برای آنان بسیار دشوارتر باشد.جنگ یمن مدتها میدان رقابت قدرتهای منطقهای بوده است، اما مرحله جدید میتواند شاهد افزایش مشارکت اسرائیل، روسیه، ترکیه و ایالات متحده باشد.در چنین شرایطی، یمن به جای آنکه صرفاً میدان رقابت برای نفوذ منطقهای باشد، میتواند به بستری برای رقابت قدرتهای بزرگ حول یکی از گلوگاههای حیاتی دریایی جهان تبدیل شود.
مذاکره سخت یا پرتاب بمب
اکنون که چرخه خطرناکی از تشدید تنش آغاز شده، بخش زیادی از تحولات آینده به اقدام بعدی بازیگران بستگی دارد.عربستان سعودی ممکن است از پیشرویهای اخیر حوثیها برای بسیج حمایت بینالمللی به منظور اجرای یک عملیات بزرگ علیه این گروه استفاده کند؛ عملیاتی که احتمالاً میتواند ایالات متحده و شرکای جدید ریاض در توافق مکه را نیز درگیر کند.اما چنین واکنشی ممکن است بدون برطرف کردن ضعفهای اساسی ائتلاف ضدحوثی که در میدان زمینی میجنگد، صرفاً دامنه منازعه را گسترش دهد.چنین تشدید بیپایانی احتمالاً به سود حوثیها خواهد بود و راهبرد ایران برای کنترل گلوگاههای خاورمیانه را پیش خواهد برد.تداوم جنگ یمن همچنین میتواند تلاش آمریکا برای دستیابی به توافق با ایران را پیچیدهتر کند.در مقابل، اگر سعودیها پس از دستاوردهای میدانی حوثیها در برابر آنها تسلیم شوند، این امر میتواند ضربهای ویرانگر به ائتلاف ضدحوثی وارد کند و جاهطلبیهای منطقهای حوثیها را بیش از پیش شعلهور سازد.با این حال، هنوز یک فرصت محدود برای جلوگیری از تشدید کنترلنشده درگیری و بازگشت به میز مذاکره وجود دارد.برای این منظور، عربستان سعودی و دولت یمن، همراه با دیگر شرکای منطقهای و بینالمللی، باید بر سر یک برنامه معتبر برای دستیابی به راهحل سیاسی منازعه یمن به توافق برسند.این برنامه باید به اختلافات درون ائتلاف ضدحوثی بپردازد و مسائل سیاسیای را که همچنان این ائتلاف را از هم میگسلد حل کند، در حالی که از دنبال کردن اهداف نظامی حداکثری پرهیز میشود.رسیدن به چنین توافقی در شرایط کنونی مستلزم آن است که عربستان سعودی و نیروهای دولت یمن، با حمایت شرکای منطقهای و بینالمللی، فشار نظامی مؤثری اعمال کنند تا پیشروی حوثیها متوقف شود و این گروه به پذیرش توافق متقاعد شود.خود حوثیها نیز در داخل با فشار اقتصادی قابلتوجهی روبهرو هستند و اگر بتوان آنها را متقاعد کرد که قادر نیستند اراده خود را از راه نظامی تحمیل کنند، از چنین مذاکراتی سود خواهند برد.برای آنکه یک توافق سیاسی بتواند ثبات را در یمن برقرار کند، حوثیها نیز باید شرایطی را بپذیرند که نگرانیهای اساسی دولت یمن و بازیگران منطقهای را برطرف کند و چارچوبی عملی برای حکمرانی ایجاد کند.تجربه قبلی ائتلاف به رهبری عربستان در یمن در این زمینه آموزنده است.در سال ۲۰۲۱، حوثیها مذاکرات را ترک کردند و یک حمله زمینی بزرگ و تازه به راه انداختند. سعودیها و اماراتیها در پاسخ، عملیات هماهنگی را آغاز کردند که هدف آن نه دستیابی به پیروزی کامل، بلکه وادار کردن حوثیها به بازگشت به میز مذاکره بود.این کارزار سرانجام چند ماه بعد به شکلگیری آتشبس کمک کرد.هر عملیات تازهای که امروز ائتلاف به رهبری عربستان انجام میدهد نیز باید به همین شکل، بر واداشتن حوثیها به مشارکت در مذاکرات متمرکز باشد.اما موفقیت ابتدا مستلزم جلوگیری از از دست رفتن بیشتر اراضی در میدان و انجام فوری تلاشهایی برای پر کردن شکافهای درون ائتلاف ضدحوثی است.زمان آن بسیار گذشته است که راهبرد شکستخورده حل مشکلات یمن از طریق تشدید کوتاهمدت نظامی و کارزارهای فشار کنار گذاشته شود.احیای یک راهحل سیاسی نه آسان خواهد بود و نه فوراً اتفاق خواهد افتاد.اما گزینه جایگزین بسیار بدتر است: لغزیدن به درون جنگی تازه، طولانی و بیش از پیش منطقهای که ــ همانند جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران ــ ممکن است آغاز کردن آن بسیار آسانتر از پایان دادنش باشد.
درباره نویسنده
- اِیپریل لانگلی اَلی
پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن؛ مشاور ارشد سیاسی فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴.
وثیها با بهرهبرداری از فرصتی که جنگ در ایران ایجاد کرده است، تلاش تازه و گستردهای را برای دستیابی به برتری نظامی در داخل یمن و پیرامون آن آغاز کردهاند. روز سهشنبه، این گروه همسو با ایران موجی از حملات پهپادی و موشکهای بالستیک را علیه عربستان سعودی به راه انداخت که موجب آتشسوزی در تأسیسات نفتی جنوب این کشور و مجروح شدن بیش از ۷۰ نفر شد.سپس روز پنجشنبه، پس از چند روز درگیری شدید در خطوط مقدم مهم داخل یمن، حوثیها نیروهای دولتی مورد حمایت عربستان را در امتداد ساحل دریای سرخ شکست دادند و بندر راهبردی مُخا را تصرف کردند. روز جمعه نیز دولت یمن اعلام کرد که حوثیها جزیره پریم را در دهانه تنگه بابالمندب ــ آبراه باریکی که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند ــ به کنترل خود درآوردهاند.این تصرف، تغییری عمیق در موازنه قدرت در یمن ایجاد کرده است؛ تغییری که میتواند پیامدهایی برای سراسر منطقه داشته باشد.تا همین هفته، مُخا محل استقرار بخش مهمی از ائتلاف ضدحوثی بود و بهعنوان سدی در برابر پیشروی شورشیان عمل میکرد. حوثیها با این حمله، وضعیت تثبیتشده در امتداد ساحل را در هم شکستهاند، آتشبسی را که از سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی پابرجا مانده بود بر هم زدهاند و زمینه را برای تحکیم بیشتر کنترل خود بر شمال فراهم کردهاند.اما این پیروزی، پیروزی ایران نیز هست؛ زیرا کنترل حوثیها بر جزیره پریم و مُخا ــ که کمتر از ۵۰ مایل با بابالمندب فاصله دارد ــ به آنها امکان خواهد داد خود را بهعنوان یکی از بازیگران تعیینکننده در این تنگه تثبیت کنند و با سهولت بیشتری برای کشتیرانی مزاحمت ایجاد کنند.زمانبندی تشدید اقدامات حوثیها، که از ماه ژوئیه با حمله به منافع عربستان آغاز شد، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا در جریان جنگ ایران، دریای سرخ به مسیر جایگزینی حیاتی برای انتقال نفت عربستان به جای تنگه هرمز تبدیل شده است.حتی اگر رهبران حوثی اقدامات خود را با ملاحظات محلی توضیح دهند، به نظر میرسد همسویی آنها با تهران بیش از پیش تقویت شده است. آنها با حمله به کشتیرانی عربستان و خاک خود این کشور، عملاً جبهه دومی در جنگ ایران گشودهاند؛ جبههای که دامنه درگیری را گسترش داده و فشار بیشتری بر بازارهای جهانی انرژی و مالی وارد کرده است.مقامهای ایرانی گفتهاند دستیابی به توافق با ایالات متحده مستلزم پایان دادن به «محاصره یمن» است؛ عبارتی که در عمل به معنای لغو تمام محدودیتهای ترانزیتی عربستان علیه مناطق تحت کنترل حوثیها، از جمله صنعا، و پایان دادن به حمایت از دولت یمن است.در این نظم منطقهایِ در حال شکلگیری، ایران و شرکای آن میکوشند با در دست گرفتن کنترل حیاتیترین گلوگاههای دریایی خاورمیانه، یک وضعیت جدید و تثبیتشده ایجاد کنند.گزینههای موجود برای مقابله با چالش حوثیها، از بد به بدتر در حال حرکت است.با اینکه خطوط مقدم احتمالاً همچنان تغییر خواهند کرد، چند واقعیت سخت اکنون آشکار شده است. تصور دستیابی به یک راهحل نظامی قاطع برای تهدید حوثیها قابلباور نیست. نیروهای دولتی یمن، با وجود تمام لفاظیهای علنیشان، همچنان از درون چندپارهاند.در جریان حمله این هفته، عربستان سعودی که حامی این نیروهاست نیز نتوانست پشتیبانی هوایی نزدیک و دیگر کمکهای ضروری را در اختیار آنها قرار دهد؛ مسئلهای که از ادامه ضعف هماهنگی میان ائتلاف ضدحوثی و ریاض حکایت دارد.علاوه بر این، دستاوردهای حوثیها چشمانداز دستیابی به یک توافق از راه مذاکره را نیز تضعیف کرده است. اکنون احتمالاً این گروه در مطالبات خود بیش از گذشته حداکثری عمل خواهد کرد و جاهطلبی بیشتری برای اعمال کنترل در سراسر دریای سرخ خواهد داشت.راهحل سادهای وجود ندارد. فعلاً اولویت عربستان سعودی، ایالات متحده و متحدان یمنی آنها باید حفاظت از دیگر خطوط مقدم کلیدی در برابر پیشروی حوثیها و جلوگیری از تلاش این گروه برای تحکیم کنترل خود بر شمال یمن و بابالمندب باشد.اما فراتر از این، ائتلاف ضدحوثی باید سرانجام به شکافهایی بپردازد که همچنان آن را از درون متلاشی میکنند و بر سر یک چشمانداز سیاسی معتبر برای حل منازعه یمن به توافق برسد. در غیر این صورت، خطر آشفتگی بیشتر در جناح دولت و گسترش تهدید حوثیها در سراسر منطقه کاملاً واقعی خواهد بود.
از تنگه تا دریا
تقریباً در پنج ماه نخست پس از آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، حوثیها عمدتاً در حاشیه باقی ماندند.این آرامش نسبی در اواسط ژوئیه از میان رفت؛ زمانی که ایرانیها یک هیئت حوثی را با هواپیما از تهران به صنعا منتقل کردند؛ اقدامی که کنترل دولت یمن و ائتلاف به رهبری عربستان بر حریم هوایی یمن را به چالش میکشید.عربستان سعودی و دولت یمن برای جلوگیری از فرود این هواپیما، تنها باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند. هرچند هواپیما در نهایت به جای صنعا در بندر حدیده، تحت کنترل حوثیها، فرود آمد، اقدام عربستان بهانه لازم را در اختیار حوثیها قرار داد تا آتشبس سال ۲۰۲۲ را کنار بگذارند.از همان نقطه بود که این گروه تشدید جسورانه اقدامات خود علیه منافع عربستان و حمله تازهاش علیه نیروهای ائتلاف در داخل یمن را آغاز کرد.کارزار حوثیها آشکارا برای بهرهبرداری از آسیبپذیریهای جدید عربستان طراحی شده است.با محدود شدن تنگه هرمز به دست ایران، دریای سرخ به شریان حیاتی صنعت نفت عربستان تبدیل شده است. اما از زمانی که حوثیها در ماه ژوئیه حملات خود را از سر گرفتند، صادرات نفت عربستان از مسیر بابالمندب ۹۵ درصد کاهش یافته است.اکنون حوثیها با هدف قرار دادن زیرساختها و کشتیها در اطراف مجموعه بندری ینبع در دریای سرخ، انتقال صادرات نفت به سمت شمال و از طریق مصر را نیز تهدید میکنند.در همین حال، جنگ آمریکا با ایران به اهداف حداکثری حوثیها در داخل خود یمن نیروی تازهای بخشیده است.این گروه از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» که پس از آتشبس برقرار شد ناراضی بود و ریاض را متهم میکرد که در مسیر دستیابی به یک توافق سیاسی رسمی برای پایان دادن به جنگ داخلی دوازدهساله یمن تعلل میکند.اما واقعیت این است که خود حوثیها نیز مانع دستیابی به چنین توافقی شده بودند.در سال ۲۰۲۳، سازمان ملل به مذاکره برای یک توافق مبتنی بر «نقشه راه» کمک کرد که طبق آن، حوثیها میتوانستند حقوق همه کارکنان بخش عمومی را پرداخت کنند و در ازای یک آتشبس دائمی و آغاز روند سیاسی، سهمی از منابع نفت و گاز کشور دریافت کنند.برای حوثیها این نتیجه مطلوبی محسوب میشد؛ زیرا آنها هیچیک از منابع هیدروکربنی کشور را در اختیار ندارند و از اقتصاد بینالمللی نیز کنار گذاشته شدهاند.اما حوثیها به جای پذیرش این پیشنهاد، برای نشان دادن حمایت خود از حماس در جنگ غزه، حمله به کشتیرانی دریای سرخ را آغاز کردند؛ در حالی که تصور میکردند هر زمان آماده باشند میتوانند دوباره به میز مذاکره بازگردند.در مراحل پایانی جنگ غزه، اسرائیل و ایالات متحده خسارات نظامی و اقتصادی قابلتوجهی به مراکز قدرت حوثیها در یمن وارد کردند.در بهار ۲۰۲۵، دولت ترامپ در چارچوب عملیات Rough Rider بیش از هزار حمله هوایی انجام داد؛ چند ماه بعد نیز اسرائیلیها زیرساختهای حوثیها را هدف قرار دادند و نخستوزیر بالفعل این گروه و رئیس ستاد نظامی آن را ترور کردند.با این همه، به نظر میرسد این عملیاتها نهتنها حوثیها را تضعیف نکرد، بلکه آنها را جسورتر کرد.حوثیها با حمله به کشتیرانی جهانی، اهمیت خود را در «محور مقاومت» ایران افزایش دادند. رویارویی با چنین قدرتهای نظامی بزرگی نیز تصور خودِ این گروه از جایگاهش را تقویت کرد؛ اینکه یک بازیگر مهم منطقهای است که بهگونهای منحصربهفرد توانایی «آزاد کردن جهان اسلام از نفوذ مخرب آمریکا و اسرائیل» را دارد.از آن زمان تاکنون، این سازمان تلاشهای خود برای دستیابی به تواناییهای نظامی تازه و قدرتمندتر را تشدید کرده است.در جریان جنگ غزه، روسیه برای کمک به حوثیها در هدفگیری کشتیها، اطلاعات در اختیار آنها قرار داده بود. مسکو همچنین ارائه تسلیحات پیشرفته به حوثیها را بررسی کرده بود، هرچند در نهایت ریاض آن را از این تصمیم منصرف کرد.امروز، همانطور که در تحلیلی اخیر در فارن افرز توضیح داده شده، حوثیها از زنجیرههای تأمین متنوع و شبکههای مالی پنهان بهره میگیرند و همزمان ظرفیت تولید داخلی خود را گسترش میدهند.در نتیجه، آنها حتی بدون دریافت مستقیم سلاح از ایران نیز توانستهاند زرادخانه خود را تقویت کنند.اکنون حوثیها تصور میکنند میتوانند عربستان را وادار کنند شرایطی حتی بهتر از نقشه راه مورد حمایت سازمان ملل در سال ۲۰۲۳ به آنها پیشنهاد دهد؛ از جمله پرداخت غرامت جنگی.با ادامه پیشروی نظامی آنها، احتمالاً این مطالبات نیز افزایش خواهد یافت.در عین حال، حوثیها در داخل نیز تحت فشار سنگینی قرار دارند تا حقوق کارکنان بخش عمومی را که مدتها وعده پرداخت آن را دادهاند تأمین کنند و به شرایط زندگی بهشدت وخیم مردم رسیدگی کنند.بیش از نیمی از جمعیت یمن با ناامنی غذایی حاد روبهرو هستند و شش میلیون نفر در سطح «اضطراری» محرومیت قرار دارند؛ شرایطی که در مرز قحطی است.
خط قرمز ریاض
با توجه به افزایش وابستگی عربستان سعودی به دریای سرخ، ممکن است حوثیها محاسبه کرده باشند که پادشاهی سعودی خیلی زود در برابر مطالبات آنها تسلیم خواهد شد.اما در عمل، اقدامات حوثیها ظاهراً عزم ریاض برای مقابله با این گروه را بیشتر کرده است.ممکن است محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، ترجیح داده باشد تنشها را کاهش دهد یا دستکم تا زمانی که توافق آمریکا و ایران وابستگی عربستان به دریای سرخ را کاهش دهد، رویارویی را به تعویق بیندازد؛ اما حوثیها فرصت انتظار کردن را از سعودیها گرفتهاند.در شرایطی که دولتی غیرقابلپیشبینی در واشنگتن روی کار است، عربستان سعودی با متنوعسازی شرکای امنیتی خود در حال آماده شدن برای رویارویی بوده است.در ۳۰ ژوئیه، ریاض از تشکیل یک ائتلاف دفاع دریایی ۱۴ کشوری برای دریای سرخ خبر داد که ترکیه، پاکستان، مصر، سودان و جیبوتی از جمله اعضای آن بودند.یک هفته بعد، ولیعهد عربستان طی مراسمی در مکه و در حضور رهبران ترکیه و پاکستان، یک توافق دفاع متقابل با این دو کشور امضا کرد.ارزش نظامی این توافقها هنوز مشخص نیست؛ و در واقع، حملات حوثیها به عربستان نخستین آزمون برای توافق اخیر به شمار میرود.نتایج تا اینجا چندان چشمگیر نبوده است.بر اساس گزارش رویترز، پاکستان اندکی پیش از تصرف چشمگیر مُخا به دست حوثیها، به ایرانیها هشدار داده بود متحدان حوثی خود را مهار کنند.نه ترکیه و نه پاکستان مستقیماً وارد نبرد در یمن نشدهاند و اسلامآباد نیز تأیید کرده است که توافق مکه در واکنش به جنگ یمن فعال نشده است.با این وجود، حمایت دیپلماتیک برای عربستان اهمیت دارد؛ بهویژه با توجه به انتقادهایی که ریاض به دلیل مداخله نظامی خود در یمن در سال ۲۰۱۵ با آنها روبهرو شد.سعودیها همچنین همچنان در پی جلب حمایت آمریکا هستند.اکسیوس گزارش داده که واشنگتن برای حمله عربستان به فرودگاه صنعا چراغ سبز نشان داده بود و ریاض نیز خواستار حمایت بیشتر آمریکا شده است.در ۲۸ ژوئیه، ریاض و واشنگتن مشترکاً شبهنظامیان عراقی مورد حمایت ایران را که خود را با حوثیها همسو کرده بودند هدف قرار دادند؛ اقدامی که میتواند نشانهای باشد از اینکه در صورت گسترش بیشتر درگیری، واشنگتن ممکن است در عملیات نظامی علیه حوثیها به ریاض بپیوندد.با این حال، مشارکت آمریکا به هیچ وجه قطعی نیست.با توجه به الزامات جنگ ایران، دولت آمریکا علاقهمند بوده است آتشبس دوجانبه خود با حوثیها را که از مه ۲۰۲۵ برقرار است حفظ کند. بسیاری از تجهیزات و امکانات نظامی آمریکا در خاورمیانه در تنگه هرمز درگیر شدهاند و گسترش جنگ نیز در داخل آمریکا محبوبیت نخواهد داشت.هرچند تصرف مُخا و جزیره پریم از سوی حوثیها فشار بر واشنگتن برای واکنش نشان دادن را افزایش داده، دولت ترامپ ممکن است بیش از هر چیز نگران اجتناب از گرفتار شدن در یک درگیری نظامی جدید پیش از انتخابات میاندورهای باشد.اکسیوس گزارش داده است که ترامپ پس از پیشرویهای روز پنجشنبه حوثیها، درخواست عربستان برای انجام حملات هوایی علیه این گروه را رد کرده است.در همین حال، تلاش ریاض برای تقویت دولت یمن نتایج کاملاً متناقضی داشته است.در ماه ژانویه، عربستان متحد قدیمی خود در یمن، یعنی امارات متحده عربی، را کنار زد؛ آن هم زمانی که نیروهای جداییطلب همسو با امارات به رهبری شورای انتقالی جنوب تلاش کردند کنترل تمام جنوب یمن را به دست بگیرند.پس از آن، امارات بهطور کامل از یمن خارج شد و این امر به ریاض امکان داد نیروهای نظامی دولت را زیر فرمان مستقیم خود یکپارچه کند.اما تصرف سریع مُخا توسط حوثیها پرسشهای جدی درباره قدرت و انسجام همین نیروها ایجاد کرده است.در میدان نبرد، فرماندهی یکپارچه نتوانست همکاری مؤثری میان گروههای مختلف وابسته به دولت ایجاد کند.حتی گزارشهایی منتشر شد که هنگام عقبنشینی نیروهای دولتی از مُخا، این نیروها با واحدهای جنوبی درگیر شدهاند؛ زیرا نیروهای جنوبی حاضر نبودند اجازه دهند متحدان شمالیشان همراه با سلاح وارد جنوب شوند.بهویژه غیبت امارات و انحلال شورای انتقالی جنوب، بخش مهمی از نیروهای جنوبی درون ائتلاف ضدحوثی را از این ائتلاف دلسرد کرده و آن را از حمایت یک بازیگر خارجی برخوردار از توانایی نظامی محروم ساخته است.اگر حوثیها بتوانند دستاوردهای خود در مُخا و اطراف آن را تثبیت کنند، این از دست رفتن اراضی میتواند ضربه بزرگی به روحیه نیروهای وابسته به دولت وارد کند و شکافهای بیشتری ایجاد کند.
گلوگاه دوگانه
بزرگترین اهرم ایران علیه ایالات متحده، توانایی آن در بستن تنگه هرمز بوده است.در بخش بزرگی از جنگ، عربستان سعودی روزانه سه تا پنج میلیون بشکه نفت از طریق بنادر دریای سرخ صادر کرده است؛ مسیری که به یک پشتوانه حیاتی برای ریاض و بازار جهانی نفت تبدیل شده است.اکنون ایران میتواند از طریق حوثیها این صادرات را نیز محدود کند.هدف بلندمدت تهران ایجاد وضعیت تثبیتشدهای بسیار دشوار برای رقبایش است: کنترل حوثیها بر بابالمندب در کنار کنترل ایران بر هرمز.اگر چنین راهبردی بتواند دوام بیاورد، ایران و شریک منطقهای آن عملاً به نگهبانان ورودی و خروجی تجارت سالانهای به ارزش تریلیونها دلار تبدیل خواهند شد.هرچند تهران فرماندهی و کنترل مستقیمی بر حوثیها اعمال نمیکند، نفوذ بسیار زیادی بر این گروه دارد.تصمیم ایران برای ارسال پرواز به صنعا در ماه ژوئیه ــ رخدادی که تشدید کنونی اقدامات حوثیها را به جریان انداخت ــ نشاندهنده راههای متعددی است که تهران میتواند منازعه یمن را برای اهداف خود شعلهورتر کند.از سوی دیگر، تصمیم حوثیها برای وارد کردن شبهنظامیان عراقی به حملات خود علیه عربستان، جنگ یمن را هرچه بیشتر با جنگ ایران درهم تنیده است.ائتلافهای رو به گسترش حوثیها با گروههای مسلح در سومالی، سودان و دیگر بخشهای شاخ آفریقا نیز نشان میدهد تشدید کنونی تا چه اندازه میتواند بهسرعت به مناطق گستردهتری سرایت کند.در دهه پس از آغاز جنگ داخلی یمن در سال ۲۰۱۴، پیامدهای این جنگ ابتدا در عربستان سعودی، سپس امارات متحده عربی و سرانجام در دریای سرخ بازتاب پیدا کرد.اکنون با وقوع جنگ ایران، گسترش جاهطلبیها و مشارکتهای منطقهای حوثیها و توانایی مشترک ایران و این گروه برای تأثیرگذاری بر تجارت جهانی انرژی، زمینه برای یک آتشسوزی بسیار خطرناکتر فراهم شده است.این بار ممکن است حفظ استقلال پیشین حوثیها از تهران برای آنان بسیار دشوارتر باشد.جنگ یمن مدتها میدان رقابت قدرتهای منطقهای بوده است، اما مرحله جدید میتواند شاهد افزایش مشارکت اسرائیل، روسیه، ترکیه و ایالات متحده باشد.در چنین شرایطی، یمن به جای آنکه صرفاً میدان رقابت برای نفوذ منطقهای باشد، میتواند به بستری برای رقابت قدرتهای بزرگ حول یکی از گلوگاههای حیاتی دریایی جهان تبدیل شود.
مذاکره سخت یا پرتاب بمب
اکنون که چرخه خطرناکی از تشدید تنش آغاز شده، بخش زیادی از تحولات آینده به اقدام بعدی بازیگران بستگی دارد.عربستان سعودی ممکن است از پیشرویهای اخیر حوثیها برای بسیج حمایت بینالمللی به منظور اجرای یک عملیات بزرگ علیه این گروه استفاده کند؛ عملیاتی که احتمالاً میتواند ایالات متحده و شرکای جدید ریاض در توافق مکه را نیز درگیر کند.اما چنین واکنشی ممکن است بدون برطرف کردن ضعفهای اساسی ائتلاف ضدحوثی که در میدان زمینی میجنگد، صرفاً دامنه منازعه را گسترش دهد.چنین تشدید بیپایانی احتمالاً به سود حوثیها خواهد بود و راهبرد ایران برای کنترل گلوگاههای خاورمیانه را پیش خواهد برد.تداوم جنگ یمن همچنین میتواند تلاش آمریکا برای دستیابی به توافق با ایران را پیچیدهتر کند.در مقابل، اگر سعودیها پس از دستاوردهای میدانی حوثیها در برابر آنها تسلیم شوند، این امر میتواند ضربهای ویرانگر به ائتلاف ضدحوثی وارد کند و جاهطلبیهای منطقهای حوثیها را بیش از پیش شعلهور سازد.با این حال، هنوز یک فرصت محدود برای جلوگیری از تشدید کنترلنشده درگیری و بازگشت به میز مذاکره وجود دارد.برای این منظور، عربستان سعودی و دولت یمن، همراه با دیگر شرکای منطقهای و بینالمللی، باید بر سر یک برنامه معتبر برای دستیابی به راهحل سیاسی منازعه یمن به توافق برسند.این برنامه باید به اختلافات درون ائتلاف ضدحوثی بپردازد و مسائل سیاسیای را که همچنان این ائتلاف را از هم میگسلد حل کند، در حالی که از دنبال کردن اهداف نظامی حداکثری پرهیز میشود.رسیدن به چنین توافقی در شرایط کنونی مستلزم آن است که عربستان سعودی و نیروهای دولت یمن، با حمایت شرکای منطقهای و بینالمللی، فشار نظامی مؤثری اعمال کنند تا پیشروی حوثیها متوقف شود و این گروه به پذیرش توافق متقاعد شود.خود حوثیها نیز در داخل با فشار اقتصادی قابلتوجهی روبهرو هستند و اگر بتوان آنها را متقاعد کرد که قادر نیستند اراده خود را از راه نظامی تحمیل کنند، از چنین مذاکراتی سود خواهند برد.برای آنکه یک توافق سیاسی بتواند ثبات را در یمن برقرار کند، حوثیها نیز باید شرایطی را بپذیرند که نگرانیهای اساسی دولت یمن و بازیگران منطقهای را برطرف کند و چارچوبی عملی برای حکمرانی ایجاد کند.تجربه قبلی ائتلاف به رهبری عربستان در یمن در این زمینه آموزنده است.در سال ۲۰۲۱، حوثیها مذاکرات را ترک کردند و یک حمله زمینی بزرگ و تازه به راه انداختند. سعودیها و اماراتیها در پاسخ، عملیات هماهنگی را آغاز کردند که هدف آن نه دستیابی به پیروزی کامل، بلکه وادار کردن حوثیها به بازگشت به میز مذاکره بود.این کارزار سرانجام چند ماه بعد به شکلگیری آتشبس کمک کرد.هر عملیات تازهای که امروز ائتلاف به رهبری عربستان انجام میدهد نیز باید به همین شکل، بر واداشتن حوثیها به مشارکت در مذاکرات متمرکز باشد.اما موفقیت ابتدا مستلزم جلوگیری از از دست رفتن بیشتر اراضی در میدان و انجام فوری تلاشهایی برای پر کردن شکافهای درون ائتلاف ضدحوثی است.زمان آن بسیار گذشته است که راهبرد شکستخورده حل مشکلات یمن از طریق تشدید کوتاهمدت نظامی و کارزارهای فشار کنار گذاشته شود.احیای یک راهحل سیاسی نه آسان خواهد بود و نه فوراً اتفاق خواهد افتاد.اما گزینه جایگزین بسیار بدتر است: لغزیدن به درون جنگی تازه، طولانی و بیش از پیش منطقهای که ــ همانند جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران ــ ممکن است آغاز کردن آن بسیار آسانتر از پایان دادنش باشد.
پیشنهادهای مرتبط
تایوان چگونه میتواند در تنگه پیروز شود؟
یک نیروی دریایی چابکتر میتواند راه چین را سد کند
دنیس بلر - هولمز لیائو
ایران در دوراهی بازدارندگی، مذاکره و نظم منطقهای
بازدارندگی، توافق با آمریکا و معماری امنیتی آینده منطقه در گفتوگویی راهبردی
یوسف عزیزی








