اشاره: دکتر حسین صمصامی، نماینده مجلس در این گفتوگو با حکمران به تشریح یکی از مهمترین بحرانهای پنهان اقتصاد ایران میپردازد. ماجرای بازنگشتن دهها میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات و رابطه آن با غارتگری از مردم در اقتصاد کشور. او صراحتاً هشدار میدهد که بخشهایی از سازوکار حکمرانی و تصمیمسازی اقتصادی در خدمت منافع گروههای خاص درآمده است. وی ضمن انتقاد از عملکرد دولت، مجلس و دستگاه قضایی در اجرای ناقص قوانین مبارزه با قاچاق کالا و ارز، میگوید ما با «رسمیتبخشی به بازار قاچاق» مواجهایم و هشدار میدهد که این مسیر میتواند بنیانهای اقتصادی کشور را متزلزل کند. صمصامی از عزم خود و حزب تازهتأسیس تمدن نوین اسلامی برای مقابله با این جریان سخن میگوید. حزبی که به گفته او مأموریت اصلیاش حفظ منافع مردم در برابر شبکههای غارتگر اقتصادی است. این گفتگو تصویری روشن از یکی از پرچالشترین مباحث امروز اقتصاد ایران ارائه میکند؛ جایی میان سیاست، قدرت و مافیای اقتصادی.
حکمران: آقای دکتر شما اطلاعاتی را اخیراً منتشر کردید که خیلی سر و صدا ایجاد کرد. من متن توئیت شما را میخوانم: طبق اطلاعات رسمی اخذ شده از دیوان محاسبات کشور از مجموع ۲۷۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی ۷ سال اخیر تنها ۸/۱۷۴ میلیارد آن برگشته و به عبارتی ۶/۹۵ میلیارد دلار ارز حاصل از این صادرات به چرخه رسمی کشور برنگشته است. یک مقدار راجع به این توضیح میدهید؟ این ارز اصلاً چرا باید برگردد؟ چون خیلیها گفتند آقا خب پول خودشان است، ارز خودشان است، مالیاتش را دادند و مال خودشان است. میخواهند برگردانند، میخواهند برنگردانند. اول از ضرورت اینکه باید برگردد بگویید.
صمصامی: بله خب ببینید بحث این است که به هر حال اقتصاد در هر کشوری یک سری منابع ارزی دارد و یکسری مصارف ارزی. ما منابع ارزیمان از صادرات نفت است، صادرات غیرنفتی است و مصارف ارزیمان هم واردات مواد اولیه است. کالاهای واسطهای است. کالاهای اساسی است. بههرحال آن کسی که تولید کرده و صادر کرده طبیعی است که آمده و از امکانات و سرمایه کشور استفاده کرده و طبیعی است که وقتی که کالایی را صادر میکند، نمیتواند بگوید که این کالایی که من دارم صادر میکنم، چون آخر زنجیره به ایشان تعلق دارد، چون کالای نهایی میآید دست ایشان، ایشان صادر میکند، ارز حاصل از این صادرات متعلق به خود ایشان باشد. یک زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی در اینجا دخالت داشته است. یعنی از آن مواد اولیه گرفته تا آن نیروی کاری که ایجاد شده و در تمام این زنجیره در خدمت این تولید بوده، تمام این زنجیره باید از منابع حاصل از این صادرات استفاده کند. یعنی آن کسی که این کالا را صادر میکند، نمیتواند بگوید که من این کالا را صادر کردم، ارزی که بدست آوردم را با هر قیمتی که میخواهم میفروشم. آن کسی که کار کرده و آن کالا تولید شده به ریال دستمزدش را میگیرد. آن مواد اولیهای که بهره برداری کرده آن به ریال قیمتگذاری شود. منافع ارزی برای کل اقتصاد است. کل زنجیره است. نکته بعدی اینکه کشور مصارف ارزی دارد. ما در شرایط تحریم هستیم. تمام کشورهای دنیا وقتی که در یک همچین شرایطی گرفتار میشوند، شرایط جنگی و غیرجنگی، صادرکنندگانشان را ملزم میکنند که ارزشان را وارد کشور کنند و جریمههای بسیار سنگین اعمال میکنند. چون ارز ثروت ملی است و همه کشور و همه آحاد جامعه در آن شریک هستند. بله شما کالا صادر کردی، ارز گرفتی، ارز را باید برگردانی و آن مقدار ریالی که متعلق به شماست، تصاحب کنی. ولی ارز باید بیاید در زنجیره قرار بگیرد. هند همین کار را کرد. تجربه کشورها را نگاه کنید. چین، هند، کره جنوبی، بسیاری از کشورها در مقاطعی صادرکنندگانشان را ملزم میکردند که ارزشان را بیاروند و شدیدترین مجازات را برای کسانی که اخلال ایجاد میکردند، اعمل میکردند. اگر اقتصاد دارای یک ساختار حکمرانی است، سیاستگذاری ارزی که میشود که ارز بیاید در چرخه اقتصاد قرار بگیرد، شما نمیتونی بگویی این مال من است، من نمیخواهم بدهم. مثل آنکه یک کارخانه دار فردا بگوید آقا من دوست ندارم کارخانه کار کند! پنج هزار کارگر بروند دنبال کارشان من دوست ندارم! فردا مغازههای بازار با هم جمع بشوند، بگویند آقا ما فردا دوست نداریم کار کنیم، چون مال خودمان است! صد نفر با هم جمع بشوند مغازههایشان را تعطیل کنند. بگویند آقا ما فردا نمیخواهیم این کار را انجام بدهیم! مگر قرار است که اینجوری باشد؟ یا فردا استادهای دانشگاه بیایند جمع بشوندکه ما دوست نداریم فردا برویم دانشگاه! دانشگاه هر کاری دوست دارد انجام بدهد! یا نمایندهها جمع بشوند که ما دوست نداریم برویم مجلس! دست خودمان است دیگر، ما دوست نداریم. او قانون گذاشته که تو اگر نیایی غیبت میخوری. بگو غیبت بزن، هر کاری دوست داری بکن، من دوست ندارم بیام مجلس. مگر اداره کشور اینجوری است؟ قوانینی وضع میشود در کشور همه باید تابع قوانین باشند. قوانینش هم آمده از مجلس و شورای نگهبان، تمام این ساختار حکمرانی را پشت سر گذاشته. همه باید تابع قانون باشند. وقتی قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز میگوید که ارز حاصل از صادرات را باید صادر کننده بیارود به بانک مرکزی بفروشد، خب باید این کار را انجام بدهد. او که نمیتواند به قانون تن ندهد. فردا من میخواهم رانندگی کنم بگویم من دوست ندارم پشت چراغ قرمز توقف کنم! قانون برای خودش گفته! ماشین خودم است دوست دارم از اینجا رد بشوم. خب این که اصلاً سنگ روی سنگ بند نمیشود. این میشود بیقانونی. هر کسی دوست داشته باشد هر کاری که بخواهد انجام بدهد چون مال خودش است. بعد یکسری کالاهایی هست که این کالاها بهش میگویند non tangable یعنی چی؟ یعنی منافعش غیرمحسوس است و منافعش برای همه اقتصاد است. ارز حکم کالای عمومی را پیدا میکنند. وقتی که منافعش برای همه کشور برای همه جامعه است؛ لذا دولت ملزم است که دخالت بکند. چون منافعش برای همه جامعه استفاده میشود. اشخاص باید آن را در کشور عرضه کنند و نمیتوانند فقط برای خودشان نگه دارند. چون منافعش منافع همه کشور است. ارز که وارد کشور میشود تبدیل به مواد اولیه تولید میشود. اشتغال ایجاد میکند. ارزش افزوده ایجاد میکند و مجدد آن تولید در فرایندهای صادراتی استفاده میشود. لذا از نظر قانونی، از نظر عقلی، از نظر علمی، ارز باید برگردد.
حکمران: این فرار سرمایه است؟
صمصامی: قانون شکنی است. فرار سرمایه خودش یک جور قانون شکنی است. اینکه حالا چرا این ارزها برنمیگردد، دلایل خاص خودش را دارد؛ یعنی وقتی که ما یک قانونی میگذاریم در ۱۴۰۰ مصوب میشود، بعد ۱۴۰۱ این اجرا میشود. قانون باید ضمانت اجرا داشته باشد. ضمانت اجرا چیست؟ جریمه است؛ توبیخ است. توقیف است. بحث برگشت ارز حاصل از صادرات غیرنفتی همین است. ما یک قانونی مصوب کردیم که ضمانت اجرا دارد. ضمانت اجرا جریمههای سنگین و حبس است برای کسانی که ارز را وارد کشور نمیکنند. وقتی که من ارز را وارد نمیکنم و معرفی نمیشوم به قوه قضاییه و قوه قضاییه عمل نمیکند، خب نتیجهاش چه میشود؟ وقتی که من میآیم یک کارگروه بازگشت ارزی را تشکیل میدهم و میگویم اگر صادرکننده ۶۰ درصد ارزش را برگرداند، مجاز است که دوباره صادر کند یعنی چه؟ یعنی صادرکننده اگر ۴۰ درصدش را برنگرداند میتواند دوباره صادر کند. خب ۴۰ درصدش را برنمیگرداند. پس آنجا خلاف است. آنجا هم ترک فعل است. خلاف و ترک فعل وقتی که با همدیگر ترکیب میشود، نتیجهاش چه میشود؟ نتیجهاش این میشود که از سال ۹۷ تا ۱۴۰۴، از ۲۷۰ میلیارد دلار صادراتمان، ۹۵ میلیارد دلار برنمیگردد. این دقیقاً شبیه همان چراغ قرمزی است که ضمانت اجرا ندارد و این میشود فاجعه. حالا ۹۵ میلیارد دلار چه میشود؟ ۹۵ میلیارد دلار میشود فرار سرمایه. یعنی به جای اینکه بیاید خلق ارزش بکند میشود خانه در دبی، آنتالیا. به جای اینکه بیاید خلق ارزش بکند میشود کالاهای قاچاق که میآید رقیب تولید داخل میشود. میشود پوشاک، میشود لوازم خانگی و رقیب تولید داخل. اینها هم اقتصاد داخل را از بین میبرد، هم اشتغال را از بین میبرد، هم سرمایههای شما را نابود میکند. به خاطر چی؟ به خاطر اینکه یک سری افراد ذینفع فشار میآورند و اجازه نمیدهند که قانون اجرا بشود.
حکمران: چه مقدار از این ارزهای برنگشته برای شرکتهای دولتی و شبهدولتی است؟ چه مقدارش برای اشخاص است؟ چون من دیدم شما در یک توییت دیگر اطلاعاتی را منتشر کردید البته اسامی را محو کردید. از مجموع ۲/ ۲۸ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی اشخاص حقیقی ۸/۷ میلیارد، مربوط به صد نفر بوده که ۷/۷ میلیارد دلار آن یعنی ۹۸ درصد آن به چرخه رسمی کشور باز نگشته. یعنی آنهایی که اشخاص بودند تقریباً هیچکدام ارز را برنگرداندند و این اسامیشان هم مشخص است. یعنی یک غارتی صورت گرفته. اسامی هم مشخص است. شما هم اسامی را محو کردید. دیوان محاسبات مهر محرمانه زده که شما محو کردید؟ یعنی آیا انتشار اینها غیرقانونی است؟
صمصامی: نه غیرقانونی هم نیست. منتها ما بحثمان این بود که اول اطلاع بدهیم که آقایان صادرکنندهها، اشخاص حقیقی و حقوقی صادر کنندهها ارزهایتان را برگردانید. این ارز ثروت ملی کشور است. متعلق به مردم است. این ارز باید برگردد بیاید در فرآیند تولید قرار بگیرد. امسال تا الآن حدود ۱۵؛ ۱۶ میلیارد دلار تولیدکنندگان ما در صف تخصیص ارز هستند. وقتی که شما ارزتان را نمیآورید، میروید در بازار آزاد قاچاق میفروشی، اینها مجبور میشوند بیایند از بازار آزاد قاچاق ارز مورد نیازشان را بخرند. ارز را با قیمت ۱۱۰ تومان بخرند و بروند تولید کنند. چون تو نمیخواهی ارز را با ۷۰ تومان بفروشی، میخواهی با ۱۱۰ تومان بفروشی. این مابهتفاوت ۷۰ تومان تا ۱۱۰ تومان را چه کسی دارد تأمین میکند؟ از کجا برمیداری؟ از جیب مردم داری برمیداری؟ یعنی داری از جیب مردم دزدی میکنی. چون تو نمیخواهی ۷۰ تومان بفروشی، میخواهی ۱۱۰ تومان بفروشی. او هم میرود با ۱۱۰ تومان ماده اولیه، کالا تولید میکند با قیمت ۱۱۰ تومان به مردم میفروشد. یعنی مابه تفاوتش را داری از جیب من مصرف کننده برمیداری. این یعنی دزدی، یعنی غارت جیب مردم. لذا ما گفتیم که این ارزها برگردد و تذکر هم میدهیم، هشدار هم میدهیم. از یک زمان به بعد شروع میکنیم به اسامی را خواندن و میگوییم که این افراد بودند که اینقدر میلیون دلار ارز را برنگرداندند در این تاریخ. لذا گفتیم شاید خود اینها سر عقل بیایند و این کار را انجام بدهند.
حکمران: یعنی الآن واقعاً امیدوارید که اینها با این تهدید ارزشهایشان را برگردانند؟
صمصامی: بههرحال من به عنوان نماینده مردم، حامی منافع مردم در مجلس هستم و هرچیزی که به ضرر مردم عمل کند، محکم جلویش میایستم و هر کسی که بخواهد منافع مردم را به خطر بیندازد و جیب مردم را غارت کند، من میایستم جلویش و تا آنجایی که در توان دارم از هر ابزاری هم استفاده میکنم که منافع مردم حفظ بشود. از هر ابزار قانونی استفاده میکنم. حالا یکیاش این است که من اعلام میکنم که آقا این ارز متعلق به جامعه ماست. شما حق نداری ارزت را عرضه نکنی و بخواهی با قیمت بازار آزاد در بازار قاچاق بفروشی و وارد کننده مواد اولیه و کالاهای سرمایهای بیاید با نرخ ۱۱۰ تومان، کالایش را وارد کند. با قیمت تمام شده ارز ۱۱۰ تومان بیاید تولید کند به مردم بفروشد. این غارت جیب مردم است. چه کسی گفته نرخ ارز باید ۱۱۰ تومان باشد؟ ۱۲۰ تومان باشد؟ اینکه چرا ما به اینجا رسیدیم این بحث مفصلی است.
حکمران: آقای دکتر شما آبرویتان هم گذاشتید در این مسیر منتها این نظام نهادهایی دارد. مجلس دارد، رئیس مجلس دارد، قوه قضاییه دارد. شما دارید از یک غارت بزرگ حرف میزنید. همه اینها باید بیایند سرخط بشوند، بیفتند دنبال قضیه. اما شما میگویید که من یک نفره میایستم. ممکن است افشا بکنم اگر ترتیب اثر ندهند. من میخواهم ببینم اینطوری کار جمع میشود؟ این غارتهای بزرگ نیاز به کار و بسیج همه نهادها ندارد؟ چون بعضی از اینها اشخاص هستند. بیشتر این ارزها را شرکتهای خصولتی، فولادیها، آهنیها، فولادیها، پتروشیمیها نیاوردند. آنها را چهکار میخواهیم بکنیم؟ آنها را دیگر شما نمیتوانید جلویشان را بگیرید.
صمصامی: بههرحال ما هم بر اساس توانمندی و وسعمان جلو میرویم. مرحله اول روشنگری است. چون باید اول موضوع روشن بشود. تا قبل از این یک بحثهای کلی در مورد اینکه ارز برنگشته بود ولی اینکه با این دقت این مباحث روشن بشود، نبوده. پس ما در فاز اول بحث روشنگری را داریم. در فاز دوم فشار به دستگاههای نظارتی قوه قضاییه، قوه مقننه و قوه مجریه که حواستان باشد. ما اخیرا برای سران قوا نامه نوشتیم و گفتم آقایان سران ۹۵ میلیارد دلار ارز برنگشته و یکی از دلایل اصلی آن هم مصوبات کارگروه بازگشت ارز است که خلاف قانون عمل کرده. یک زمانی امام میفرمودند که آی علمای اسلام، به داد اسلام برسید. حالا واقعاً جایش است که ما بگوییم آی مسئولین به داد مردم برسید. به داد جیب مردم برسید. جلوگیری کنید از این غارت بزرگ که دارد اتفاق میافتد. در فاز بعدی مطالبهگری جامعه است و در خود مجلس است. حداقل از یک جا جلوی این داستانها گرفته بشود. یک جا این داستان بر ملا بشود که چه اتفاقی دارد میافتد. از آن طرف تولیدکننده ما در مضیقه ارزی است. از آن طرف برای کالاهای اساسی ما هر سال داریم تخصیص ارز ۲۸۵۰۰ را کم میکنیم. به خاطر اینکه منابع ارزی نداریم. از این طرف هر سال میزان ارزهایی که برنمیگردد در اقتصاد، بیشتر و بیشتر میشود. سال ۱۴۰۰، ده میلیارد دلار برنگشته. ۱۴۰۱ ، ۱۲ میلیارد دلار برنگشته. ۱۴۰۲ ، ۱۴ میلیارد دلار. ۱۴۰۳، ۲۲ میلیارد دلار برنگشته. خب برنگشته یعنی چی؟ یعنی به چرخه رسمی برنگشته وگرنه به چرخه غیررسمی آمده. چرخه غیررسمی چی شده؟ آمده تبدیل به ریال شده، تبدیل به کالای قاچاق شده، تبدیل به فرار سرمایه شده و خب این منابع از دست رفته. ضربه زده به اقتصاد داخل. اما جیب یکسری را پر کرده و متأسفانه سیاستگذارهای ما و ذینفعان به دنبال رسمیت بخشیدن به این غارت ملی است. دارند این را رسمیت میدهند. در صدوسیودومین شورای گفتگوی بخش خصوصی با دولت اینها میآیند یکسری مصوباتی دارند. خیلی جالب است. یک سری مصوبات یکصدوسیودومین نشست شورای گفتگو، گفتگوی دولت و بخش خصوصی، بند سه میگوید وزارت امور اقتصاد و دارایی با اخذ مجوز از شورای عالی امنیت ملی، شرایط ترخیص صددرصدی کالاهای فاقد اطلاعات منشأ ارز را به نحوی تعیین نماید که کلیه وارد کنندگان کالا مجاز شوند شناسایی رهگیری بانک را از زمان ثبت سفارش و تا شش ماه پس از ترخیص کالا در سامانه مربوطه بارگذاری کنند. یعنی چی این؟ یعنی اینکه آقا من کالایم را وارد میکنم لازم نیست منشأ ارز مشخص بشود. در حالی که طبق قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز هر کسی کالا وارد میکند، باید منشاء ارز آن معلوم بشود. گفته تا شش ماه شما میتوانید بدون تعیین منشأ ارز، کالایت را وارد کنی. خب من میروم از بازار آزاد قاچاق ارز را میخرم میروم کالایم را وارد میکنم. با چه نرخی؟ با نرخ ۱۱۰ تومان. خب حالا داستان اینجا تمام میشود؟ نخیر این جالب است. در بند یازده میگوید کمیته بازگشت ارز حاصل از صادرات جهت اجرای جزء چهار تصمیمات فلان مصوبه افزایش حد آستانه بازگشت ارز حاصل از صادرات، یعنی هفتاد درصد را مورد بازبینی قرار داد. یعنی چی؟ یعنی آن وارد کند بدون منشأ ارز، این هم ملزم نباشد که ارز را وارد کشور کند. کجا بفروشد؟ در بازار آزاد قاچاق. او از بازار آزاد قاچاق بخرد، این هم در بازار آزاد مجوز داشته باشد که چی؟
حکمران: انگار همه این تلاشها برای این است که آن بازار آزاد قاچاق رسمیت پیدا کند.
صمصامی: دقیقاً این یعنی رسمیت بخشیدن به فرایند غارتگری جیب مردم. آن وقت ما این پول را از جیب مردم برمیداریم، ۲۰۰ هزار میلیارد را و میخواهیم چهجوری جبران کنیم؟ میخواهیم با کالا برگ ۲۰ هزار میلیارد بدهیم. خیلی جالب است. حالا سه، چهار نوبت مثلاً کالا برگ میخواهیم بدهیم. هر سری هم که میدهیم مثلاً ۱۰ یا ۲۰ هزار میلیارد مثلاً ۱۵ هزار میلیارد مثلاً کالا برگ میشود. ۲۰۰ هزار برمیداریم، ۵۰ هزار میریزیم توی جیبش. تازه این ۲۰۰ هزار که برمیداریم تورم درست میکند. تورمی که درست میکند قیمت مسکن میرود بالا. قیمت خودرو میرود بالا. قیمت پوشاک میرود بالا. ما فقط یک بخشی از خوراک را داریم تأمین میکنیم. مثلاً ۱۰ قلم جنس را برایش تا حدودی تأمین میکنیم. منت هم میگذاریم سرش. یک سیاست اشتباه که داریم ما این کار را انجام میدهیم. آنقدر که میگوییم کالابرگ، کالابرگ، یک بار گفتیم چرا ۲۰ میلیارد دلار ارز برنمیگردد؟ پرسیدیم که آهای دولت تو کجایی؟ چرا قانون را اجرا نمیکنی؟ دائم میگوییم کالابرگ یکبار گفتی که آقا از سال ۱۳۹۷ تا چهار ماهه ۱۴۰۴، ۲۷۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی، ۹۵ میلیارد دلار کجا رفته؟ یکبار گفتی که این مابهتفاوت نرخ رسمی تا بازار آزاد قاچاق، در جیب کی رفته؟ یکبار این را گفتی؟ این پول را از کجا ما باید برداریم؟ چهجوری برای مردم جبران کنیم؟ این را گفتی؟ هی میگویی کالابرگ. کالابرگ به چه دردی میخورد؟ وقتی که این غارت دارد اتفاق میافتد. حالا البته دادنش بهتر از ندادن است. میخواهم بگویم که ما همه فکرها را داریم متمرکز کالابرگ میکنیم تا از آن فاجعه بزرگی که دارد در سفره مردم اتفاق میافتد، دورشان کنیم. خب این اشتباه است. جالب است شما در تبلیغات تلویزیون نگاه کنید میگوید میخواهید بفهمید که کالابرگ شما چقدر است؟ میخواهید بفهمید که مانده کالا برگ شما چی هست؟ بروید در فلان جا ببینید. خب یک بار هم بیا بگو که ملت شریف آیا شما میدانید که ۹۵ میلیارد دلار از ارزهای صادرات غیرنفتی برنگشته؟ آیا میدانید که این ۹۵ هزار میلیارد ارز برنگشته میشود معادل این قدر هزار همت. بگو آیا ملت عزیز شما میدانید که همین سال گذشته ۲۰ میلیارد دلاری که برنگشته یعنی معادل۲۰۰ هزار میلیارد تومان از جیب شما رفته. آیا میدانید؟ این شد صدا و سیمای ما؟ چرا واقعیت را درست نمیگوییم به مردم؟ واقعیت را وقتی که ما به مردم نمیگوییم اینجوری میشود که اعتماد و سرمایه اجتماعی را از دست میدهیم.
حکمران: آقای دکتر رهبری خب فرمودند که اولویت مسائل اقتصاد کشور، حفظ ارزش پول ملیست. شما از وقتی دلار ۴۰ یا ۴۵ هزار تومان بود، داشتید فریاد میزدید. الآن دلار ۱۲۰ تومان هم دید. میخواهم ببینم این که ارز اینقدر شده، چقدر مربوط به همین ماجرای برنگرداندن ارز است؟
صمصامی: این آماری که من گفتم خدمت شما از سال ۱۳۹۷ بود که ارز در بازار آزاد تقریباً ۵ تومان بود. نرخ رسمی که به عنوان نرخ یکسان شده اعلام کردند ۴۲۰۰ بود. خب ما از آن زمان که ۴۲۰۰ اعلام کردیم، بعد از چند ماه آمدیم بازار ثانویه درست کردیم، یعنی نرخ ارز را بردیم بالا. چرا بردیم بالا؟ گفتیم صادرکننده نگاه میکند به نرخ بازار آزاد قاچاق. نرخ بازار آزاد قاچاق هم مثلاً فرض کن ۶ تومان است. صادر کننده تا ۴۲۰۰ ارز را بیاور در بازار نیما در سامانه نیما بفروش مابهتفاوتش را برو گواهی صادراتی بگیر در بورس بفروش. پس ما از همان اول برای اینکه صادرات برگردد هی ارز را بردیم بالا. ارز صادرات را از ۵ تومان، ۶ تومان الآن کردیم ۹۷ هزار تومان در تالار دوم در سال گذشته. چند برابر میشود؟ تقریباً بیش از ۱۰ برابر. آیا رقم صادرات غیرنفتی ما هم ۱۰ برابر شده؟ نخیر صادرات غیرنفتی ما از سال ۱۳۹۷ که تقریباً مجموع صادرات غیرنفتی ما که حدود ۳۰ میلیارد دلار بوده، در ۱۴۰۳ بر اساس آمار بانک مرکزی، به غیر از صادرات بخش دولتی نفت، برق، گاز طبیعی، ۴۷ میلیارد دلار شده. البته غیرنفتی با برق و فلان را حساب کردند شده ۵۷، منتها بدون این شده ۴۷ میلیارد دلار. شده ۴۷ میلیارد دلار یعنی تقریباً میشود گفت که یک و نیم برابر شده تقریباً، دو برابر نشده، یک و نیم برابر شده تقریباً. خب نکته اینجا است که چرا ارز را ما افزایش دادیم؟ همین سال گذشته را شما نگاه کنید. سال گذشته ابتدای سال دلار نیما ۴۰ تومان بود. یعنی دلاری که صادرکنندگان ارز را با آن میآوردند.۴۰ تومان را در آذر ماه کردیم ۵۴ تومان، ۵۵ تومان. چرا این کار را کردیم؟ گفتیم که ما باید نرخ رسمی را یکسان کنیم. نرخ توافق را با نرخ نیما یکسان کنیم. چون چند نرخی فساد است. صادرکنندهها میگفتند که اگر شما نرخ را ۶۰ تومان کنید، ما همه ارزهایمان را میآوریم به شما میدهیم. خب ما این کار را کردیم نرخ را کردیم ۵۸ تومان با افزایش نرخ ارز رسمی نرخ بازار آزاد قاچاق هم افزایش پیدا کرد. یعنی آن هم رفت روی ۷۰ تومان، ۷۵ تومان ۸۰ تومان و آن دوباره نگاه کرد به بازار آزاد قاچاق، دوباره ارز را نیاورد. چطور میشود سال گذشته با وجود اینکه ما ارز ۴۰ تومانی را کردیم ۷۰ تومان باز صادرکننده ۲۰ میلیارد دلار ارز را نیاورد. یعنی ما هم چوب را خوردیم هم پیاز را. امسال هم داریم همین کار را میکنیم. یعنی گفتیم که تالار اول است. صادرکننده، غیرصادرکننده فلان، تو ارز را نیاوردی بیا در تالار دوم ۹۷ تومان! همین غیریها بیش از ۸۰ درصد ارزشان را نیاوردند. تو که دوباره چند نرخی درست کردی که! آنجا میگفتی چند نرخی فساد است، اینجا خودت دوباره چند نرخی درست میکنی؟ خب حالا ما برای اینکه صادرات غیرنفتی را ارز را برگرداند، هی نرخش را بردیم بالا اما ارز برنگشت. نه تنها ارز برنگشت. نرخ را هم بردیم بالا. با افزایش نرخ ارز رسمی یعنی نیمایی تجاری، تالار اول، تالار دوم، نرخ بازار آزاد و قاچاق هم افزایش پیدا کرد. یعنی میشود گفت که عامل اصلی افزایش نرخ ارز خود دولت بوده که با واسطه تشویق صادرکننده برای اینکه ارز را برگردانند، نرخ را بالا برده. فکر میکند که صادرکننده هر چقدر که نرخ ارز را ببری بالا او تشویق میشود که ارز را برگرداند. خب برنمیگرداند دیگر. پارسال برنگرداند. ۴۰ تومان را کردی ۷۰ تومان برنگرداند. امسال هم شما بکن ۹۵ تومان چون دلار تو بازار آزاد ۱۱۰ تومان است نمیآورد. شما بکن ۱۱۰ تومان دلار تو بازار آزاد میشود ۱۴۰ تومان، باز هم نمیآورد. تا کجا میخواهی ادامه بدهی؟ دلار ۶ تومان از سال ۹۷ تا الآن کردی ۹۶ تومان، ۹۷ تومان در تالار دوم. تا کی میخواهی این روند را ادامه بدهی؟ میگویند مؤمن از یک سوراخ چند بار گزیده نمیشود یا عاقل از یک سوراخ چند بار گزیده نمیشود. ما از یک سوراخ ۱۰ بار گزیده شدیم، باز هم انگشتمان را میکنیم در آن سوراخ. تا کی میخواهیم این کار را بکنیم؟ خب این نشان میدهد که یک جریانی در این داستان هست.
حکمران: یعنی جریان مافیایی است؟ من یادم میآید که شما دو سال پیش که من اولین بار آمدم دقیقاً همه اینها را گفتید، انجام دادند، دوباره میگویید، دوباره انجام میدهند. من فکر میکنم سال دیگر هم باید بیایید، بگویید دوباره انجام میدهند. یک ویدیو هست از آقای روحانی دقیقاً همین را میگوید، گلایه میکند که اینها ارزشان را برنگرداندند، این مشکل داخلی است، تقصیر آمریکا نیست. از آقای رئیسی دقیقاً همین ویدیو هست که با عصبانیت میگویند آقا چرا ارزهایتان را نمیآورید؟ تازه شما شرکتهای مثلاً نیمچه دولتی هستید. خود رهبری آمدند گفتند که این شرکتهایی که مثلاً باید کمک کار حکومت باشند به آن قیمت جعلی تلگرامی میفروشند. یعنی حتی رهبر مملکت هم زورش به اینها نمیرسد. یعنی دو تا رئیس جمهور، رهبر. نمیشود گفت مافیایی نیست. یعنی قدرت آنقدر زیاد شده و به نظر شما آیا انقلاب دومی باید صورت بگیرد؟ چون شما میگویید مجلس آنقدری که باید حساسیت نشان نمیدهد. قوه قضائیه آن جور که باید حساسیت نشان نمیدهد. باید چهکار کرد؟ فقط روشنگری؟ الآن آقای قالیباف چه گفتند؟
صمصامی: بههرحال ببینید ابزار قانونی دست من نماینده چه است؟ یکی تذکر است که دارم میدهم، یکی سؤال است که پرسیدم، یکی استیضاح است که ما استیضاح هم کردیم سال گذشته، یکی تحقیق و تفحص است. اینها کارهایی است که ما میتوانیم انجام بدهیم، یکی دیگر روشنگری است که داریم انجام میدهیم. یعنی این ابزار قانونی من ندارم که بگیرم مثلاً اعدامش کنم. من که یک همچین ابزاری ندارم. ابزار من همین چیزهایی هست که قانون برای من گذاشته. در آییننامه داخلی مجلس. منتها ساختار حکمرانی ما باید به گونهای عمل کند که اصلاً صادرکننده به خودش اجازه ندهد یک همچین کاری بکند. ما قانون مبارزه با قاشق کالا و ارز را داریم که تقریباً قانون بازدارندهای است. ما قانون را اجرا نمیکنیم. متولیان اجرای قانون باید قانون را اجرا کنند.
حکمران: یعنی کی؟ قوهقضائیه
صمصامی: وقتی که کار گروه بازگشت ارز مصوبه غیرقانونی انجام میدهد و میگوید ۶۰ درصد ارز اگر برگردد صادرکننده میتواند کالایش را صادر کند، خب معلوم است یک همچین فاجعهای اتفاق میافتد. ما تذکر دادیم در قالب یک نامهای به سران قوا و گفتیم که آقا جلو این کار را بگیرید. حالا ببینیم که سران قوا در برابر این نامه چه عکسالعملی نشان میدهند. تا الآن که هیچ واکنشی نشان ندادند. باید بیایند توضیح بدهند برای مردم که این ارزهایی که برنگشته چرا برنگشته دلیلش چی است؟ ما به عنوان سران قوا داریم چهکار میکنیم؟ چون یک بخشش مربوط به قوه مقننه است، یک بخشش مربوط به قوه قضاییه است، یک بخش مهم هم مربوط به قوه مجریه است.
حکمران: یعنی این کمکاری بخش اعظم آن از قوه قضائیه است؟
صمصامی: اول مجریه بعد قوه قضائیه. مجریه است که با آن مصوبات خلاف قانون اجازه داده که یک همچین فاجعهای اتفاق بیفتد.
حکمران: آقای دکتر شما راجع به استیضاح گفتید. خیلی از منتقدان شما گفتند که شما آقای همتی را به بهانه اینکه ارز شده ۱۰۰ تومان و ارزش پول ملی کاهش پیدا کرده استیضاحش کردید، الآن دلار تا ۱۲۰ تومان هم رفته و شما بیایید پاسخ بدهید که این چه کاری بود؟ شما استیضاح کردید که دلار پایین بماند، الآن تازه ۱۲۰ تومان هم دیده. جواب شما چه است؟ یک اختلافی هم بین وزیر اقتصاد و بانک مرکزی در رسانهها علنی شده. آقای مدنیزاده طرفدار بازار آزاد است. درباره این هم توضیح بدهید.
صمصامی: در مورد سؤال اولی که پرسیدید خوب توجه داشته باشید. ما به عنوان نماینده مردم و خادمین مردم در مجلس یکسری ابزارهایی داریم. ما رصد میکنیم دولت را آنجایی که لازم باشد کمکش میکنیم. آنجایی که لازم باشد تذکر میدهیم به لحاظ قانونی. آنجایی که لازم باشد سؤال میپرسیم و آنجایی که لازم باشد تحقیق و تفحص و استیضاح. اینها ابزارهای ما است. وقتی که ما میبینیم که وزیر اقتصاد دارد فشار میآورد در بازار آزاد قاچاق، نرخ رسمی ارز افزایش پیدا بکند و افزایش میدهد نرخ ارز را، با فشاری که به بانک مرکزی میآورد، خب من که به عنوان خادم مردم که نمیتوانم فقط نگاه کنم. من باید از ابزار قانونی استفاده کنم در جای خودش. ما از ابزار قانونی استفاده کردیم و این استیضاح انجام شد. این ابزار دست من بود. خب از اینجا به بعد آقای ریاست محترم جمهور باید چیکار کند؟ باید تدبیر کند. یعنی بداند که آقا من این وزیری که گذاشتم مجلس استیضاح کرد. من باید یک وزیری را بگذارم که دیگر این خطاها را مرتکب نشود. من که نمیتوانم به عنوان نماینده به آقای رئیسجمهور بگویم تو آقای ایکس را بگذار یا آقای ایگرگ را بگذار. من به لحاظ قانونی یک همچین شأنیتی ندارم. اما من به لحاظ قانونی شأنیت دارم وقتی که آقای ایکس یا ایگرگ آمد در مجلس به عنوان وزیر اقتصاد به او رأی ندهم. من به لحاظ قانونی باید این کار را بکنم. خب وقتی که ریاست محترم جمهور میآید یک کسی را معرفی میکند که نه توانمندی این کار را دارد و نه آگاه است نسبت به مباحث اقتصاد ایران و من پیشبینی میکردم که عملکرد ایشان به چه نتیجهای ختم بشود، خب باید ما تذکر میدادیم که تذکر دادیم. تقریباً اولین افرادی که آمدند تذکر دادند که این فرد مناسبی نیست. آقای ریاست محترم جمهور اجتناب کند از این انتخاب و چند تا از نمایندهها هم تذکر دادند. حالا در قالب توئیت و در قالب تذکراتی که لازم بود به ریاست محترم جمهور دادند. خب ریاست محترم جمهور به رغم همه این داستانها میآید ایشان را انتخاب میکند و معرفی میکند. ما که نمیتوانیم مانع بشویم. ما مخالف بودیم اما همه مجلس مخالف نبود. انتخابات ایشان دقیقاً مقارن شد با بحث جنگ، جنگ ۱۲ روزه و گفتند آقا شرایط جنگی است و خلاصه مجلس رأی داد. منتها رأی هم شکننده بود. رأی بالایی نگرفت. ۱۷۰ و خوردهای شد. حالا ایشان وارد عمل شده دوباره ما میبینیم که عملکرد ایشان بدتر از قبلی است.
حکمران: یعنی شما عملکرد ایشان را از آقای همتی بدتر میدانید؟
صمصامی: بله اینجا ما عملکرد رئیس جمهور را باید زیر سؤال ببریم که آقای رئیسجمهور تو چرا اشراف نسبت به موضوع نداری؟ چرا اشراف نسبت به آدمها نداری؟ چون مجلس که با شما همراه است
حکمران: در واقع انتخاب آقای مدنیزاده که انتخاب آقای پزشکیان نیست. مجموعهای از تصمیمگیران آمدند و همه هم دست به دست هم دادند که ایشان انتخاب بشود. یعنی حتی این تصمیم شخص آقای پزشکیان نبود که مثلاً بخواهد آن را انتخاب کند.
صمصامی: نه به لحاظ قانونی ریاست محترم جمهور باید معرفی کند به مجلس یعنی نامه رئیسجمهور است. حالا ممکن است کسان دیگر هم به ایشان گفته باشند، مشاوره دادند، ولی ایشان مختار است که مشاوره را بپذیرد یا نپذیرد. بنابراین مسئولیتش به عهده رئیسجمهور است.
حکمران: آن تقابل بین آقای فرزین و آقای مدنیزاده چه بود؟ مثل اینکه باز به بانک مرکزی فشار میآورند که ارز برود بالا.
صمصامی: آقای مدنیزاده متأسفانه چون اشراف روی موضوعات ندارد، ایشان بحث یکسانسازی نرخ ارز را مطرح کرده. آقای رئیس بانک مرکزی خب هم اشرافش بیشتر است، هم تجربهاش بیشتر است نسبت به ایشان و به درستی به او گفت که یکسانسازی نرخ ارز اگر بخواهی انجام بدهی در شرایط موجود با یک تورمی مواجه میشویم. اختلاف بر سر این بوده و متأسفانه ایشان نمیداند که یکسانسازی نرخ ارز یعنی چی؟ یکسانسازی نرخ ارز یعنی یک نرخ فقط باید در اقتصاد حاکم بشود و تمام معاملات ارزی با آن نرخ انجام بشود. اینکه میگویم همه معاملات ارزی یعنی از کالاهای اساسی گرفته، مواد اولیه تولید گرفته، کالاهای سرمایهای گرفته، واسطهای گرفته تا کالای قاچاق و هر نوع مصرف ارزی دیگر، تا ارز فرار سرمایه، تا ارز مسافرتی، تا ارز قاچاق مواد مخدر همه اینها را شما باید بتوانی تأمین کنی، یا باید جلویش را بگیری یا باید تأمینش کنی. چون اگر تأمینش نکنی یک نرخ دیگر پیدا میشود در بازار. شما که ندهی میرود در بازار یک نرخ دیگر پیدا میکند. اگر بتوانی جلوی اینها را بگیری که خیلی خوب است. بکن. یکسانسازی باید بشود. اصلاً همه ما طرفدار یکسانسازی هستیم. منتها شرایط دارد. کی با یکسانسازی مخالف است؟ منتها شرایط دارد. شرایطش این است که شما تقاضای ارز مواد مخدر را بگیری، تقاضای ارز کالای قاچاق را بگیری، تقاضای ارز فرار سرمایه را بگیری، تقاضای ارزهای مسافرتی غیرضروری را بگیری. اگه توانستی اینها را بگیری بله میتوانی کنترل کنی. اگر نه که نمیتوانی کنترل کنی. خب اگر اینها را کنترل نکنی، یکسانسازی نرخ ارز چطور میخواهی انجام بدهی؟ با افزایش نرخ ارز میخواهی انجام بدهی؟ یکسان سازی نرخ ارز یعنی چی؟ یعنی ۲۸۵۰۰ حذف یعنی ۷۰ هزار تومان حذف و برسد به تالار دوم، نزدیک بازار آزاد؟
حکمران: مثلاً بازار آزاد ۱۱۰ هست او بدهد ۱۰۷
صمصامی: اصلاً بگو ۱۰۰ تومان خیرشو ببینی. مگر ما این کار را نکردیم؟ ما مگر۱۴۰۱ ارز ۴۲۰۰ را حذف نکردیم؟ بحث یکسانسازی بود دیگر. اقدام جدیدی نیست. خب چه اتفاقی افتاد؟ ارز آمد روی ۲۵ تومان. بعد از ۲ ماه آمد روی ۳۵ تومان، ۳۶ تومان بعد گفتیم ببخشید ما فقط کالاهای اساسی را میدهیم. بقیه بروند با نیما بخرند. نیما هم شد ۳۰ تومان. نیما شد ۴۰ تومان. ۵۰ تومان ۶۰ تومان ۷۰ تومان. دوباره ۲۸۵۰۰ با آن فاصله گرفت و بازار آزاد رفت روی ۱۰۰ تومان شما میخواهی این کار را بکنی؟ اگر یکسانسازی نرخ ارز انجام بدهی، تورمی که ایجاد میشود مثل سال ۱۴۰۱ کی میخواهد جواب بدهد؟ مشکل ما این است که تصمیمات مسئولین ما هیچ مسئولیتی دنبالش نیست. یعنی هیچ عواقبی ندارد. آن کسی که پیشنهاد حذف ۴۲۰۰ را کرد و حذف کرد الآن کجاست؟ آنهایی که حمایت کردند از حذف ۴۲۰۰ کجا هستند؟ اینها از سیستم تصمیمسازی اقتصاد کنار گذاشته شدند یا الآن همه آنها هستند و همان ها دارند تصمیمسازی میکنند؟ این خیلی جالب است. یعنی آنقدر رویشان زیاد است و پررو هستند که در سیستم ماندند، تصمیمسازی هم میکنند، دوباره تصمیم غلط هم اجرا میکنند. این ساختار حکمرانی درب و داغان ماست. متأسفانه. لذا دعوا بر سر این است بله. شما مسئولیتش را میپذیری؟ آقا بیا اعلام کن در صدا و سیما بنشین و بگو من مسئولیت یکسانسازی نرخ ارز را میپذیرم. اگر تورم شد، اگر من نتوانستم کنترل کنم، ما مثل ریاست محترم جمهور در تبلیغات انتخاباتی که بدهید به ایشان اگر نتونست اعدامش کنید، نه ما نمیگوییم اعدامش کنید، ما میگوییم آقا شما برو در خانه بنشین و دیگر اظهار نظر نکن، حقوقت را هم بگیر. فقط در پست دولتی دیگر قرار نگیر. در دانشگاه هم نرو درس بده که بخواهی یک مشت مزخرفات تحویل دانشجوها بدهی که آنها هم مثل شما فکر کنند، فردا بیایند در پستهای کلیدی مملکت بنشینند. اگر هم که توانستی که باید اصلاً مجسمه شما را از طلا بگیریم همینجا ما همه دست شما را هم میبوسیم که توانستی این کار را انجام بدهی. ولی ما تجربهای که داریم، دانشی که داریم میگوید که این اتفاق نمیتواند بیفتد.
حکمران: آقای دکتر هفته پیش یک مجمعی برگزار شد. مجمع عمومی حزب تمدن نوین اسلامی که شما هم منتخب شورای مرکزی بودید. بعد از اینکه مجمع این حزب برگزار شد، خیلی حاشیههای عجیب و غریبی درست شد که اصلاً هیچ کسی فکر نمیکرد که یک مجمع اینقدر واکنش در فضای سیاسی و رسانهای کشور داشته باشد. من دو تا سؤال از شما دارم. یکی اینکه شما این واکنشهای عجیب و غریب به این حزب را علتش را چه میدانید؟ دو اینکه همین موارد غارتی که امروز راجع به آن صحبت کردیم در این جلسه، از طریق سازوکار حزب چطوری میشود پیگیری کرد؟ یعنی یک حزبی میتواند برود شکایت کند که یک کار غیرقانونی صورت دارد میگیرد؟ چون یک بدنه اجتماعی دارد، یک مردمی دارد، یک فشاری ایجاد بکند که بتواند جلوی این اتفاقات ضد منافع ملی و ضد مردم گرفته بشود؟
صمصامی: ببینید خب حاشیهها طبیعی است. چون ببینید آنهایی که الآن ارز را برنمیگردانند و میروند با قیمت بازار آزاد قاچاق میفروشند، نرخ ارز میرود بالا، یکسری پکیج فروشهایی هستند که منافع زیادی میبرند. شما اگر کسانی که دارند این حواشی را درست میکنند را بروید ردیابی کنید، نمیگویم همهشان، ولی اکثرشان یا پکیج فروش هستند یا یک جوری منافعشان با ارز و نرخ ارز و تورم گره خورده. لذا طبیعی است وقتی که یک جریانی به نفع مردم میخواهد عمل کند و میخواهد صاحب این منافع را محدود کند و جلوی این غارت را بگیرد، خب طبیعی است که آنها بیایند حاشیه سازی بکنند، طبیعی است. اگر غیر از این باشد نشان میدهد که حرکت ما حرکت ناسالمی است. وقتی که شما حامی مردم هستی، دفاع از حق و حقوق مردم مردم میکنی، آنهایی که صاحبان قدرت هستند صاحبان زر و زور هستند، صاحبان اموال ناشی از غارت مردم هستند، منافعشان به خطر میافتد، خب باید این عکسالعملها را داشته باشند. عکسالعمل اینها طبیعی است و من هم میفهمم که چرا اینها یک همچین عکسالعملی نشان میدهند. حزب تمدن نوین اسلامی آمده که جلوی این غارتگریها را بگیرد. حزب تمدن نوین اسلامی آمده تا یک پارادایمی را جا بیندازد که مبناش فقط و فقط منافع مردم است ولاغیر. هر سیاستی که بر ضد منافع مردم عمل میکند این را میایستد جلویش. خب طبیعی است که خیلیها بیایند جلوش بایستند. لذا اگر دشمنی با آن انجام نشود آدم شک میکند که نکند من دارم اشتباه میکنم. چون این صاحبان سرمایهای که پکیجفروش هستند و بیسوادند معمولاً، اکثریت سواد اقتصادی ندارند، به انحای مختلف دارند میچاپند. خب طبیعی است که همچین اتفاقی طبیعی است. در طول تاریخ هم بوده.
حکمران: ما دهها حزب داریم که مجمع میگیرند، حتی یک خبر نمیآید بیرون
صمصامی: بروید شما دهها حزب را نگاه کنید ببینید خروجی دهها حزب چه بوده؟ این دهها حزب چقدر در برابر این سیاستهای اقتصادی که به ضرر مردم بوده موضع گرفتند و آمدند علنی کردند؟ خیلی از موضوعات را کاری ندارند. شما دهها حزب را لیست کن، خروجیهایش هم جلویش بنویس. وقتی که حزب برای منفعت آنها بیخطر باشد، در حاشیه امنی قرار میگیرد. خب این حزب از اول بر اساس یک مبانی فکری شکل گرفته. یک اصولی دارد، یک برنامهای دارد، یک هدفی دارد که هدفش با منافع مردم انطباق دارد. هیچکدام از این کسانی هم که الآن در این حزب هستند نه پکیجفروشند، نه صاحب سرمایههای آنچنانی هستند. بروید ثروت اینها را بررسی کنید، ببینید اینها ثروتشان چی است؟ به اصطلاح چه منافعی دارند میبرند. فیش حقوقیشان را ببینید که فیش حقوقیشان چقدر هست؟ همه اینها را ببینید بروید تحقیق و تفحص بکنید در مورد این پکیج فروشهایی که در مورد اینها و ما صحبت میکنند، بروید تحقیق و تفحص کنید. کاری ندارد که ببینند که اینها چهکار میکنند، آنها دارند چهکار میکنند؟
حکمران: البته دکتر دو طرفه بود. هم حملات خیلی زیاد بود هم از آن طرف تا الآن نزدیک به ۵۰ هزار نفر آمدند عضو این حزب شدند. در حالی که هنوز یک ماه نمیگذرد. هم حملهها خیلی زیاد بود هم استقبال مردم خیلی زیاد بود.
صمصامی: ببینید مردم طرفدار کسانی هستند که به نفع مردم عمل کنند. انقلاب اسلامی انقلاب مردمی بود. بسیج یک نهاد مردمی بود. سپاه یک نهاد مردمی است. اتفاقاتی که از نهادهای مردمی شکل میگیرد اتفاقهای میمون و مبارکی است. معمولاً تحولات عمیق و تحولات بزرگ تحولاتی است که ریشه در بسیج مردم دارد. وقتی که ما از مردم جدا میشویم و جیب خودمان را از جیب مردم جدا میکنیم، اینجا عمق فاجعه شروع میشود. اینجا جایی است که دیگر این جداسازیها اتفاق میافتد و ما به فکر خودمان هستیم درحالیکه از مردم غفلت میکنیم. همین کاری که الآن دارد اتفاق میافتد. الآن صادرکننده که ارز را نمیارود، میخواهد با ۱۱۰ تومان بفروشد. توجه نمی کند یا برایش اهمیتی ندارد که تولیدکننده باید مواد اولیه بخرد با قیمت ۱۱۰ تومان و از مردم بگیرد. او جیب خودش را میبیند. نمیبیند که با واردات این پوشاک قاچاق دارد این همه کارگاههای کوچک پوشاک که آدمهای مختلف آنجا مشغول به کار هستند را بیکار میکند. این پوشاک میآید این صنعت را میخواباند. این را نمیداند. مقابل مردم ایستاده. آن کسی که ارز را نمیآورد و در بازار آزاد قاچاق دارد میفروشد، مقابل مردم ایستاده. آنهایی که نمیدانند بدانند. آن صادرکنندگان محترمی که نمیدانند بدانند، شمایی که ارز را وارد نمیکنید و میروید در بازار آزاد قاچاق میفروشید، شما مقابل مردم ایستادهاید، مقابل منافع مردم ایستادید و این در نهایت به ضرر خود شما تمام میشود. این ثروت باد آورده به هیچکس وفا نمیکند.
حکمران- شماره۱۲
