در پی انتشار اخبار مربوط به برگزاری مجمع عمومی حزب تمدن نوین اسلامی و واکنشهای رسانهای پیرامون آن، ضرورت بازخوانی اصول بنیادین در جبهه انقلاب بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در پاسخ به این پرسش که آیا کار این حزب صرفاً اقتصادی است، باید با تأمل و نگاهی عمیقتر به ریشهها پرداخت. امروز وضعیت اقتصادی ویرانگری حاکم بر کشور است، معضل تورم افسارگسیخته و بنبست حاصل از عدم وجود یک اراده منسجم در مسئولین برای خروج از این وضعیت را به مردم القاء میکند. بخش قابل توجهی از این بحران ناشی از تضعیف حاکمیت در اداره انفال، وجود شرکتهای شبهدولتی و عدم نظارت کافی بر بخش خصوصی ورهاسازی نرخ ارز است. این هرج و مرج، که نتایج سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نامناسب امروز را رقم زده، در حقیقت محصول فشل بودن کارها در سطح کلان حکمرانی اقتصادی است.
عدم بازگشت منابع ارزی یعنی ۹۵ میلیارد دلار طبق دادههای مستند و تلاش برای رسمیت بخشیدن به این غارت ملی، گواهی بر این ضعف ساختاری است. در چنین شرایطی، ورود یک تشکل با پارادایم “فقط و فقط منافع مردم” که در پی محدود کردن صاحبان این منافع است، یک کار واجب است. اما فارغ از اهمیت مباحث نظری و برنامه اقتصادی حزب، اولویت مهمتر امروز، آزمون اخلاق در عرصه عمل سیاسی است. تولد این حزب، عرصهای برای سنجش بلوغ فرهنگی و رفتار تشکلها و دستههای موجود در جبهه انقلاب فراهم آورده است. مبارزه با مفسدانی که با هر عنوانی ارکان مدیریت کلان را غصب کردهاند، نبردی است سنگین زیرا این نبرد، نهی از منکری در درون ساختار است. از این رو، تکلیف مؤمنین در مقابل این پرچمی که بر افراشته شده، یک تکلیف چندوجهی است. پیش از هرگونه قضاوت، لازم است تعاملات بر پایه حسن ظن، تواضع و بهتر دیدن دیگران از خود بنا شود. پیشداوری، تحقیر و کنایه، راه به قضاوت مسئولانه نمیبرد. هدف از بررسی عملکرد و نظرات این حزب نباید “الک کردن” باشد، بلکه باید با نیت کمک عملی به مبارزه با فساد، به دنبال رسیدن به نگاههای درستتر باشیم. سکوت یا مخالفت احساسی در مقابل جریانی که ادعای ایستادن در برابر غارتگران را دارد، به معنای نادیده گرفتن یک امتحان اخلاقی است. تشکیل این حزب، بستری برای تمرین این سطح از تعامل اخلاقی تشکلهاست. برای عبور از اخلاق فردی به اخلاق تشکیلاتی و رسیدن به بلوغ تمدنی، اکنون زمان آن رسیده که تکالیف سیاسی و اخلاقی خود را در قبال این حزب نوپا تعریف کنیم.