جنگ ۱۲ روزه؛ نبرد روایتها
مناظرهای درباره واقعیتهای جنگ، سیاست و آینده ایران
مناظره بیژن عبدالکریمی و صادق زیباکلام درباره جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، به بررسی دو نگاه متفاوت درباره تجربه تاریخی این رویداد، نقش مردم، سیاست خارجی، مذاکره، مقاومت و نسبت قدرت و منافع ملی میپردازد.

جنگ ۱۲ روزه؛ روایتها و واقعیتها
مناظرهای درباره تجربه تاریخی ایران از جنگ و بحران
ومین مناظره «حکمران» با حضور دکتر بیژن عبدالکریمی، فیلسوف و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، و دکتر صادق زیباکلام، استاد تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، به بررسی ابعاد مختلف جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل اختصاص داشت.
این گفتوگو تلاش کرد فراتر از روایتهای رسمی یا مخالفان آن، به پرسشهایی بنیادین درباره تجربه تاریخی جامعه ایران، برداشت مردم از جنگ، نقش سیاست خارجی، نسبت مذاکره و مقاومت، و آینده حکمرانی در شرایط جدید منطقهای پاسخ دهد.
در این مناظره، دو نگاه متفاوت درباره معنای جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت؛ یک نگاه این رویداد را نشانهای از ضرورت بازنگری در سیاستهای گذشته و توجه به خواستههای اجتماعی مردم میدانست و نگاه دیگر آن را مرحلهای جدید در تاریخ تقابلهای ژئوپولیتیک ارزیابی میکرد که نیازمند فهم عمیقتر از مفهوم قدرت، استقلال و نظم جهانی است.
تجربه مردم از جنگ ۱۲ روزه
صادق زیباکلام در ابتدای سخنان خود با اشاره به تجربه شخصیاش از روزهای جنگ، تصویری متفاوت از روایتهای رسمی ارائه کرد. او گفت در آن دوره در منطقه میگون حضور داشته و شاهد نگرانی و اضطراب گسترده میان خانوادههایی بوده که برای یافتن امنیت بیشتر از تهران خارج شده بودند.
به گفته او، بسیاری از مردم در آن روزها بیش از آنکه درباره ضرورت جنگ یا پیروزی سخن بگویند، نگران امنیت، تأمین نیازهای روزمره و آینده خود بودند. او از مهاجرت موقت تعداد زیادی از شهروندان به استانهای شمالی کشور، نگرانی درباره سوخت، صفهای خرید و فشارهای روانی ناشی از حملات سخن گفت.
زیباکلام معتقد بود تجربه عمومی مردم در آن ۱۲ روز با روایتهایی که پس از پایان جنگ درباره «یکپارچگی کامل جامعه» مطرح شد، تفاوت داشت.
او گفت:
«مردم در آن روزها بیشتر نگران بودند تا اینکه درباره شعارهای سیاسی یا بسیج عمومی صحبت کنند.»
از نگاه او، حکومت پس از پایان جنگ روایتی متفاوت از تجربه اجتماعی آن دوره ساخت؛ روایتی که به باور وی با تجربه زیسته بخشهایی از جامعه فاصله داشت.
آیا جامعه ایران از جنگ تجربهای تاریخی به دست آورد؟
در ادامه، زیباکلام تأکید کرد که به اعتقاد او مهمترین درس این جنگ باید برای ساختارهای دفاعی و مدیریتی کشور باشد.
او پرسید چگونه با وجود سالها تأکید بر توانمندیهای امنیتی و اطلاعاتی، اسرائیل توانسته بود اهداف مختلفی را در داخل ایران مورد حمله قرار دهد.
از نگاه او، مسئله اصلی پس از جنگ باید بررسی میزان نفوذ، ضعفهای امنیتی و ارزیابی عملکرد نهادهای مسئول باشد.
زیباکلام معتقد بود مردم عادی تصمیمگیر اصلی در حوزههای نظامی و راهبردی نیستند و بنابراین مسئولیت یادگیری از این تجربه بر دوش نهادهایی است که سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور را مدیریت میکنند.
جنگ به مثابه نقطه عطف تاریخی
نگاه عبدالکریمی به تغییر شرایط تاریخی
بیژن عبدالکریمی در پاسخ، بحث خود را با مفهوم «تأخر گفتمانی» آغاز کرد. او معتقد بود پس از جنگ ۱۲ روزه، بسیاری از جریانهای سیاسی همچنان با همان ادبیات و چارچوبهای پیش از این رویداد سخن میگویند؛ در حالی که شرایط تاریخی تغییر کرده است.
او برای توضیح این مسئله، به تحول فناوری اطلاعات اشاره کرد و گفت همانگونه که پس از ظهور فناوریهای جدید نمیتوان با روشهای قدیمی فعالیت کرد، پس از یک نقطه عطف تاریخی نیز نمیتوان همان تحلیلهای گذشته را بدون بازنگری تکرار کرد.
از نگاه عبدالکریمی، جنگ ۱۲ روزه چنین نقطه عطفی بود.
او گفت:
«هر گفتمانی که مطالب پیش از ۲۳ خرداد را بدون توجه به تحولات جدید تکرار کند، دچار نوعی تأخر تاریخی است.»
به باور او، این مسئله تنها مربوط به یک جریان سیاسی خاص نیست و هم مخالفان جمهوری اسلامی و هم مدافعان آن باید نسبت خود را با شرایط جدید بازتعریف کنند.
مردم یکپارچه نیستند
عبدالکریمی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به صحبتهای زیباکلام درباره مردم، تأکید کرد که جامعه ایران یکدست نیست.
او گفت هر جریان سیاسی که خود را نماینده کامل مردم بداند، دچار خطاست؛ زیرا جامعه مجموعهای از گرایشها، نگرانیها و برداشتهای مختلف است.
به گفته او، ترس مردم از جنگ امری طبیعی است، اما نباید این ترس را تنها به یک معنا تفسیر کرد.
وی معتقد بود در کنار نگرانیهای اجتماعی، باید ابعاد دیگری از جنگ را نیز دید؛ از جمله ورود فناوریهای جدید مانند هوش مصنوعی به عرصه نظامی، استفاده از تسلیحات پیشرفته و شرایط خاص ژئوپولیتیک منطقه.
روایت شکست یا روایت مقاومت؟
جنگ، نبرد تفسیرهاست
یکی از محورهای اصلی اختلاف دو طرف، مسئله روایت از جنگ بود.
عبدالکریمی تأکید کرد که در عصر حاضر جنگ تنها در میدان نظامی رخ نمیدهد، بلکه جنگ روایتها نیز بخش مهمی از آن است.
از نگاه او، روایت شکست کامل ایران نیز به اندازه روایت پیروزی مطلق، سادهسازی واقعیت است.
وی گفت نمیتوان شرایط جنگ را بدون توجه به موقعیت منطقهای و بینالمللی ایران تحلیل کرد؛ زیرا ایران همزمان با اسرائیل، آمریکا و حمایت برخی کشورهای غربی از طرف مقابل مواجه بوده است.
او معتقد بود دوام آوردن ایران در چنین شرایطی، از نگاه او یک دستاورد مهم محسوب میشود.
نقد زیباکلام به روایت پیروزی
زیباکلام اما معتقد بود بزرگنمایی دستاوردهای جنگ میتواند مانع بررسی ضعفها شود.
او پرسید اگر توانمندیهای دفاعی کشور تا این اندازه گسترده بوده، چرا حملات اولیه اسرائیل با چنین موفقیتی انجام شد.
از نگاه او، مهمترین پرسش پس از جنگ این است که چگونه یک کشور توانسته تا این اندازه در ساختارهای حساس نفوذ کند.
او تأکید کرد که پرداختن به این پرسشها مهمتر از تولید روایتهای تبلیغاتی درباره پیروزی یا شکست است.
مذاکره، مقاومت و منافع ملی
اختلاف بر سر رابطه ایران با غرب
بخش مهم دیگری از مناظره به مسئله مذاکره با آمریکا و غرب اختصاص داشت.
زیباکلام معتقد بود سیاست تقابل دائمی با آمریکا و اسرائیل در چهار دهه گذشته هزینههای زیادی برای ایران داشته و باید از منظر منافع ملی مورد ارزیابی قرار گیرد.
او پرسید:
چرا باید نابودی اسرائیل به یک هدف راهبردی تبدیل شود و این سیاست چه دستاورد مستقیمی برای مردم ایران داشته است؟
از نگاه او، سیاست خارجی باید بر اساس منافع ملی، توسعه اقتصادی و کاهش هزینههای بینالمللی تنظیم شود.
عبدالکریمی: مسئله فقط ایدئولوژی نیست
عبدالکریمی در پاسخ گفت تحلیل رابطه ایران با غرب تنها از زاویه ایدئولوژی، سادهسازی مسئله است.
او معتقد بود عوامل ژئوپولیتیک، منابع انرژی، ساختار قدرت جهانی و رقابت میان قدرتها نقش مهمی در رفتار کشورها دارند.
به باور او، بسیاری از کشورهایی که تلاش کردهاند خارج از چارچوب قدرتهای بزرگ حرکت کنند، با فشارهای گسترده مواجه شدهاند.
وی تأکید کرد که مسئله استقلال سیاسی بدون برخورداری از قدرت امکانپذیر نیست و کشورها برای حفظ موقعیت خود در نظام جهانی نیازمند ابزارهای قدرت هستند.
ریشههای آمریکاستیزی در جمهوری اسلامی
اختلاف درباره نقش جریان چپ
یکی از مباحث اصلی مناظره، ریشههای تاریخی ضدآمریکایی بودن گفتمان جمهوری اسلامی بود.
زیباکلام معتقد بود بخش مهمی از ادبیات ضد امپریالیستی پس از انقلاب تحت تأثیر جریان چپ وارد گفتمان سیاسی ایران شد.
او اشاره کرد مفاهیمی مانند امپریالیسم، مبارزه با آمریکا و ضدیت با غرب پیش از انقلاب بیشتر در ادبیات مارکسیستی و جریانهای چپ دیده میشد.
به گفته او، پس از انقلاب بخشی از این ادبیات وارد گفتمان نیروهای مذهبی شد و بعدها به یکی از عناصر اصلی هویت سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد.
عبدالکریمی: مقاومت محصول شرایط تاریخی است
عبدالکریمی در مقابل تأکید کرد که نمیتوان مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل را صرفاً نتیجه تأثیرپذیری از مارکسیسم دانست.
او گفت بسیاری از تحولات سیاسی در پاسخ به شرایط واقعی تاریخی شکل میگیرند و ایدئولوژیها نیز معمولاً برآمده از مناسبات اجتماعی و تاریخی هستند.
به باور او، مسئله اصلی در روابط بینالملل قدرت است و ایدئولوژیها بیشتر نقش توجیه و سازماندهی این قدرت را ایفا میکنند.
اقتصاد، توسعه و مسئله قدرت
اختلاف درباره اولویتهای کشور
در بخش پایانی مناظره، دو طرف درباره رابطه میان توسعه اقتصادی، قدرت نظامی و استقلال سیاسی اختلاف نظر داشتند.
زیباکلام معتقد بود منابع کشور بیش از اندازه صرف مسائل امنیتی و نظامی شده و این موضوع به اقتصاد آسیب زده است.
در مقابل، عبدالکریمی گفت توسعه بدون قدرت سیاسی و استقلال امکانپذیر نیست و کشوری که ابزارهای قدرت نداشته باشد، نمیتواند مسیر توسعه مستقل را طی کند.
او البته تأکید کرد که جمهوری اسلامی با مشکلات جدی اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی مواجه است و باید این مسائل را حل کند.
جمعبندی؛ جنگی با روایتهای متعدد
مناظره «جنگ ۱۲ روزه؛ روایتها و واقعیتها» نشان داد که این رویداد همچنان موضوعی محل اختلاف در میان تحلیلگران سیاسی و اجتماعی ایران است.
برای صادق زیباکلام، این جنگ بیش از هر چیز ضرورت بازنگری در سیاستهای گذشته، توجه به تجربه مردم و ارزیابی ضعفهای داخلی را برجسته کرد.
برای بیژن عبدالکریمی، این جنگ نشانه ورود ایران به مرحلهای تازه از رقابتهای جهانی بود؛ مرحلهای که در آن قدرت، استقلال سیاسی و جنگ روایتها اهمیت تعیینکننده دارند.
در نهایت، آنچه از این مناظره آشکار میشود این است که جنگ ۱۲ روزه تنها یک رویداد نظامی نبود، بلکه به عرصهای برای بازتعریف مفاهیمی مانند امنیت، استقلال، توسعه، مذاکره و جایگاه ایران در نظم جهانی تبدیل شد.
درباره نویسنده ها
- صادق زیباکلام
استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی
- بیژن عبدالکریمی
فیلسوف، فلسفهدان و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه
دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد فلسفه را به ترتیب در سالهای ۱۳۶۷ و ۱۳۷۳ در دانشگاه تهران به پایان رساند و در سال ۱۳۸۰ از دورهٔ دکتری فلسفه در دانشگاه مسلمان علیگر هندوستان فارغالتحصیل شد.
جنگ ۱۲ روزه؛ روایتها و واقعیتها
مناظرهای درباره تجربه تاریخی ایران از جنگ و بحران
ومین مناظره «حکمران» با حضور دکتر بیژن عبدالکریمی، فیلسوف و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، و دکتر صادق زیباکلام، استاد تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، به بررسی ابعاد مختلف جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل اختصاص داشت.
این گفتوگو تلاش کرد فراتر از روایتهای رسمی یا مخالفان آن، به پرسشهایی بنیادین درباره تجربه تاریخی جامعه ایران، برداشت مردم از جنگ، نقش سیاست خارجی، نسبت مذاکره و مقاومت، و آینده حکمرانی در شرایط جدید منطقهای پاسخ دهد.
در این مناظره، دو نگاه متفاوت درباره معنای جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت؛ یک نگاه این رویداد را نشانهای از ضرورت بازنگری در سیاستهای گذشته و توجه به خواستههای اجتماعی مردم میدانست و نگاه دیگر آن را مرحلهای جدید در تاریخ تقابلهای ژئوپولیتیک ارزیابی میکرد که نیازمند فهم عمیقتر از مفهوم قدرت، استقلال و نظم جهانی است.
تجربه مردم از جنگ ۱۲ روزه
صادق زیباکلام در ابتدای سخنان خود با اشاره به تجربه شخصیاش از روزهای جنگ، تصویری متفاوت از روایتهای رسمی ارائه کرد. او گفت در آن دوره در منطقه میگون حضور داشته و شاهد نگرانی و اضطراب گسترده میان خانوادههایی بوده که برای یافتن امنیت بیشتر از تهران خارج شده بودند.
به گفته او، بسیاری از مردم در آن روزها بیش از آنکه درباره ضرورت جنگ یا پیروزی سخن بگویند، نگران امنیت، تأمین نیازهای روزمره و آینده خود بودند. او از مهاجرت موقت تعداد زیادی از شهروندان به استانهای شمالی کشور، نگرانی درباره سوخت، صفهای خرید و فشارهای روانی ناشی از حملات سخن گفت.
زیباکلام معتقد بود تجربه عمومی مردم در آن ۱۲ روز با روایتهایی که پس از پایان جنگ درباره «یکپارچگی کامل جامعه» مطرح شد، تفاوت داشت.
او گفت:
«مردم در آن روزها بیشتر نگران بودند تا اینکه درباره شعارهای سیاسی یا بسیج عمومی صحبت کنند.»
از نگاه او، حکومت پس از پایان جنگ روایتی متفاوت از تجربه اجتماعی آن دوره ساخت؛ روایتی که به باور وی با تجربه زیسته بخشهایی از جامعه فاصله داشت.
آیا جامعه ایران از جنگ تجربهای تاریخی به دست آورد؟
در ادامه، زیباکلام تأکید کرد که به اعتقاد او مهمترین درس این جنگ باید برای ساختارهای دفاعی و مدیریتی کشور باشد.
او پرسید چگونه با وجود سالها تأکید بر توانمندیهای امنیتی و اطلاعاتی، اسرائیل توانسته بود اهداف مختلفی را در داخل ایران مورد حمله قرار دهد.
از نگاه او، مسئله اصلی پس از جنگ باید بررسی میزان نفوذ، ضعفهای امنیتی و ارزیابی عملکرد نهادهای مسئول باشد.
زیباکلام معتقد بود مردم عادی تصمیمگیر اصلی در حوزههای نظامی و راهبردی نیستند و بنابراین مسئولیت یادگیری از این تجربه بر دوش نهادهایی است که سیاستهای دفاعی و امنیتی کشور را مدیریت میکنند.
جنگ به مثابه نقطه عطف تاریخی
نگاه عبدالکریمی به تغییر شرایط تاریخی
بیژن عبدالکریمی در پاسخ، بحث خود را با مفهوم «تأخر گفتمانی» آغاز کرد. او معتقد بود پس از جنگ ۱۲ روزه، بسیاری از جریانهای سیاسی همچنان با همان ادبیات و چارچوبهای پیش از این رویداد سخن میگویند؛ در حالی که شرایط تاریخی تغییر کرده است.
او برای توضیح این مسئله، به تحول فناوری اطلاعات اشاره کرد و گفت همانگونه که پس از ظهور فناوریهای جدید نمیتوان با روشهای قدیمی فعالیت کرد، پس از یک نقطه عطف تاریخی نیز نمیتوان همان تحلیلهای گذشته را بدون بازنگری تکرار کرد.
از نگاه عبدالکریمی، جنگ ۱۲ روزه چنین نقطه عطفی بود.
او گفت:
«هر گفتمانی که مطالب پیش از ۲۳ خرداد را بدون توجه به تحولات جدید تکرار کند، دچار نوعی تأخر تاریخی است.»
به باور او، این مسئله تنها مربوط به یک جریان سیاسی خاص نیست و هم مخالفان جمهوری اسلامی و هم مدافعان آن باید نسبت خود را با شرایط جدید بازتعریف کنند.
مردم یکپارچه نیستند
عبدالکریمی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به صحبتهای زیباکلام درباره مردم، تأکید کرد که جامعه ایران یکدست نیست.
او گفت هر جریان سیاسی که خود را نماینده کامل مردم بداند، دچار خطاست؛ زیرا جامعه مجموعهای از گرایشها، نگرانیها و برداشتهای مختلف است.
به گفته او، ترس مردم از جنگ امری طبیعی است، اما نباید این ترس را تنها به یک معنا تفسیر کرد.
وی معتقد بود در کنار نگرانیهای اجتماعی، باید ابعاد دیگری از جنگ را نیز دید؛ از جمله ورود فناوریهای جدید مانند هوش مصنوعی به عرصه نظامی، استفاده از تسلیحات پیشرفته و شرایط خاص ژئوپولیتیک منطقه.
روایت شکست یا روایت مقاومت؟
جنگ، نبرد تفسیرهاست
یکی از محورهای اصلی اختلاف دو طرف، مسئله روایت از جنگ بود.
عبدالکریمی تأکید کرد که در عصر حاضر جنگ تنها در میدان نظامی رخ نمیدهد، بلکه جنگ روایتها نیز بخش مهمی از آن است.
از نگاه او، روایت شکست کامل ایران نیز به اندازه روایت پیروزی مطلق، سادهسازی واقعیت است.
وی گفت نمیتوان شرایط جنگ را بدون توجه به موقعیت منطقهای و بینالمللی ایران تحلیل کرد؛ زیرا ایران همزمان با اسرائیل، آمریکا و حمایت برخی کشورهای غربی از طرف مقابل مواجه بوده است.
او معتقد بود دوام آوردن ایران در چنین شرایطی، از نگاه او یک دستاورد مهم محسوب میشود.
نقد زیباکلام به روایت پیروزی
زیباکلام اما معتقد بود بزرگنمایی دستاوردهای جنگ میتواند مانع بررسی ضعفها شود.
او پرسید اگر توانمندیهای دفاعی کشور تا این اندازه گسترده بوده، چرا حملات اولیه اسرائیل با چنین موفقیتی انجام شد.
از نگاه او، مهمترین پرسش پس از جنگ این است که چگونه یک کشور توانسته تا این اندازه در ساختارهای حساس نفوذ کند.
او تأکید کرد که پرداختن به این پرسشها مهمتر از تولید روایتهای تبلیغاتی درباره پیروزی یا شکست است.
مذاکره، مقاومت و منافع ملی
اختلاف بر سر رابطه ایران با غرب
بخش مهم دیگری از مناظره به مسئله مذاکره با آمریکا و غرب اختصاص داشت.
زیباکلام معتقد بود سیاست تقابل دائمی با آمریکا و اسرائیل در چهار دهه گذشته هزینههای زیادی برای ایران داشته و باید از منظر منافع ملی مورد ارزیابی قرار گیرد.
او پرسید:
چرا باید نابودی اسرائیل به یک هدف راهبردی تبدیل شود و این سیاست چه دستاورد مستقیمی برای مردم ایران داشته است؟
از نگاه او، سیاست خارجی باید بر اساس منافع ملی، توسعه اقتصادی و کاهش هزینههای بینالمللی تنظیم شود.
عبدالکریمی: مسئله فقط ایدئولوژی نیست
عبدالکریمی در پاسخ گفت تحلیل رابطه ایران با غرب تنها از زاویه ایدئولوژی، سادهسازی مسئله است.
او معتقد بود عوامل ژئوپولیتیک، منابع انرژی، ساختار قدرت جهانی و رقابت میان قدرتها نقش مهمی در رفتار کشورها دارند.
به باور او، بسیاری از کشورهایی که تلاش کردهاند خارج از چارچوب قدرتهای بزرگ حرکت کنند، با فشارهای گسترده مواجه شدهاند.
وی تأکید کرد که مسئله استقلال سیاسی بدون برخورداری از قدرت امکانپذیر نیست و کشورها برای حفظ موقعیت خود در نظام جهانی نیازمند ابزارهای قدرت هستند.
ریشههای آمریکاستیزی در جمهوری اسلامی
اختلاف درباره نقش جریان چپ
یکی از مباحث اصلی مناظره، ریشههای تاریخی ضدآمریکایی بودن گفتمان جمهوری اسلامی بود.
زیباکلام معتقد بود بخش مهمی از ادبیات ضد امپریالیستی پس از انقلاب تحت تأثیر جریان چپ وارد گفتمان سیاسی ایران شد.
او اشاره کرد مفاهیمی مانند امپریالیسم، مبارزه با آمریکا و ضدیت با غرب پیش از انقلاب بیشتر در ادبیات مارکسیستی و جریانهای چپ دیده میشد.
به گفته او، پس از انقلاب بخشی از این ادبیات وارد گفتمان نیروهای مذهبی شد و بعدها به یکی از عناصر اصلی هویت سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد.
عبدالکریمی: مقاومت محصول شرایط تاریخی است
عبدالکریمی در مقابل تأکید کرد که نمیتوان مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل را صرفاً نتیجه تأثیرپذیری از مارکسیسم دانست.
او گفت بسیاری از تحولات سیاسی در پاسخ به شرایط واقعی تاریخی شکل میگیرند و ایدئولوژیها نیز معمولاً برآمده از مناسبات اجتماعی و تاریخی هستند.
به باور او، مسئله اصلی در روابط بینالملل قدرت است و ایدئولوژیها بیشتر نقش توجیه و سازماندهی این قدرت را ایفا میکنند.
اقتصاد، توسعه و مسئله قدرت
اختلاف درباره اولویتهای کشور
در بخش پایانی مناظره، دو طرف درباره رابطه میان توسعه اقتصادی، قدرت نظامی و استقلال سیاسی اختلاف نظر داشتند.
زیباکلام معتقد بود منابع کشور بیش از اندازه صرف مسائل امنیتی و نظامی شده و این موضوع به اقتصاد آسیب زده است.
در مقابل، عبدالکریمی گفت توسعه بدون قدرت سیاسی و استقلال امکانپذیر نیست و کشوری که ابزارهای قدرت نداشته باشد، نمیتواند مسیر توسعه مستقل را طی کند.
او البته تأکید کرد که جمهوری اسلامی با مشکلات جدی اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی مواجه است و باید این مسائل را حل کند.
جمعبندی؛ جنگی با روایتهای متعدد
مناظره «جنگ ۱۲ روزه؛ روایتها و واقعیتها» نشان داد که این رویداد همچنان موضوعی محل اختلاف در میان تحلیلگران سیاسی و اجتماعی ایران است.
برای صادق زیباکلام، این جنگ بیش از هر چیز ضرورت بازنگری در سیاستهای گذشته، توجه به تجربه مردم و ارزیابی ضعفهای داخلی را برجسته کرد.
برای بیژن عبدالکریمی، این جنگ نشانه ورود ایران به مرحلهای تازه از رقابتهای جهانی بود؛ مرحلهای که در آن قدرت، استقلال سیاسی و جنگ روایتها اهمیت تعیینکننده دارند.
در نهایت، آنچه از این مناظره آشکار میشود این است که جنگ ۱۲ روزه تنها یک رویداد نظامی نبود، بلکه به عرصهای برای بازتعریف مفاهیمی مانند امنیت، استقلال، توسعه، مذاکره و جایگاه ایران در نظم جهانی تبدیل شد.
پیشنهادهای مرتبط
روشنای علم؛ نقشه راه تولید دانش
مروری بر دیدگاه رهبر انقلاب درباره علم، فناوری و تمدنسازی
تحریریه حکمران
امنیت غذایی با فناوری آبیاری نوین
چگونه آبیاری زیرسطحی مسیر خودکفایی کشاورزی ایران را تغییر میدهد
امیر نوراییفر
از واردات تا استقلال؛ اقتصاد سیاسی آبیاری نوین
چرا سرمایهگذاری فناوری آب، مسیر کاهش وابستگی کشاورزی است؟
محمد خدابندهلو
فناوری؛ مسیر احیای روستا و تولید
چگونه آبیاری هوشمند میتواند شأن کشاورزی را بازسازی کند؟
سیدمحسن حسینی






