چرا گذشته برای آمریکاییها جذابتر است؟
نظرسنجی پیو از غلبه نوستالژی و اضطراب نسبت به آینده میگوید
نتایج یک نظرسنجی تازه نشان میدهد بخش بزرگی از آمریکاییها زندگی در گذشته را به آینده ترجیح میدهند. این گرایش نوستالژیک در میان گروههای نژادی، سنی و سیاسی یکسان نیست و از شکافهای عمیق جامعه آمریکا در مواجهه با آینده حکایت دارد.

هل سال پس از اکران نخست فیلم «بازگشت به آینده» در سینماهای آمریکا، ایده سفر در زمان همچنان برای افکار عمومی جذاب است. این فیلم داستان نوجوانی به نام مارتی مکفلای را روایت میکند که ناخواسته از زمان حال به گذشته میرود و با پیامدهای پیچیده دستکاری تاریخ روبهرو میشود. اکنون «مرکز تحقیقات پیو» با الهام از همین ایده، از شهروندان آمریکایی پرسیده است که اگر امکان انتخاب داشتند، ترجیح میدادند در گذشته زندگی کنند، به آینده بروند یا در زمان حال باقی بمانند.
مرکز تحقیقات پیو، اندیشکدهای غیرحزبی مستقر در واشنگتن دیسی است که درباره افکار عمومی، مسائل اجتماعی و روندهای جمعیتی مؤثر بر ایالات متحده و جهان پژوهش میکند. نتایج نظرسنجی این مرکز در تابستان ۲۰۲۵ نشان میدهد که گذشته برای بسیاری از آمریکاییها جذابتر از آینده است؛ نتیجهای که میتواند بازتابی از احساس ناامنی، نوستالژی تاریخی و تردید نسبت به مسیر تحولات آینده باشد.
بیشتر آمریکاییها گذشته را انتخاب میکنند
در این نظرسنجی، ۴۵ درصد از بزرگسالان آمریکایی اعلام کردهاند که اگر حق انتخاب داشته باشند، ترجیح میدهند در گذشته زندگی کنند. از این تعداد، ۲۵ درصد مایلاند کمتر از ۵۰ سال به عقب بازگردند و ۲۰ درصد نیز زندگی در دورهای متعلق به ۵۰ سال پیش یا بیشتر را انتخاب میکنند.
در مقابل، ۴۰ درصد گفتهاند که ترجیح میدهند در زمان حال باقی بمانند. تنها ۱۴ درصد از پاسخدهندگان زندگی در آینده را انتخاب کردهاند؛ ۵ درصد خواهان رفتن به آیندهای با فاصله کمتر از ۵۰ سال هستند و ۹ درصد ترجیح میدهند در آیندهای دورتر، یعنی ۵۰ سال بعد یا بیشتر، زندگی کنند.
این نتایج نشان میدهد گذشته، دستکم در تصور عمومی، امنیت و جذابیت بیشتری از آینده دارد. پژوهشگران طی دهههای گذشته بارها از مردم پرسیدهاند که آیا زندگی امروز بهتر از گذشته است یا خیر. در بسیاری از این تحقیقات، پاسخها تحت تأثیر نوستالژی قرار گرفتهاند؛ احساسی که گذشته را سادهتر، باثباتتر و مطلوبتر از آنچه واقعاً بوده است، بازسازی میکند.
البته تمایل به گذشته لزوماً به معنای رضایت کامل از یک دوره تاریخی مشخص نیست. برخی افراد ممکن است گذشته را به دلیل تجربههای شخصی، خاطرات دوران جوانی یا احساس ثبات اقتصادی و اجتماعی انتخاب کنند. برای گروهی دیگر نیز بازگشت به گذشته میتواند واکنشی به سرعت تحولات فناوری، افزایش شکافهای سیاسی، نااطمینانی اقتصادی و نگرانی درباره آینده جامعه آمریکا باشد.
چه کسانی زندگی در گذشته را ترجیح میدهند؟
گرایش به زندگی در گذشته در میان همه گروههای اجتماعی یکسان نیست. نتایج نظرسنجی پیو نشان میدهد نژاد، گرایش حزبی، تحصیلات و سن با نوع نگاه افراد به گذشته ارتباط دارد.
تفاوت میان گروههای نژادی
آمریکاییهای سفیدپوست بیش از دیگر گروههای نژادی و قومی تمایل دارند در گذشته دور زندگی کنند. حدود ۲۴ درصد از سفیدپوستان گفتهاند که ترجیح میدهند به دورهای متعلق به ۵۰ سال پیش یا بیشتر بازگردند. این رقم در میان آمریکاییهای هیسپانیک ۱۶ درصد، در میان سیاهپوستان ۱۱ درصد و در میان آمریکاییهای آسیایی ۹ درصد است.
این تفاوت را میتوان با تجربه تاریخی گروههای مختلف در ایالات متحده مرتبط دانست. دورهای که ممکن است برای بخشی از سفیدپوستان یادآور ثبات، رونق اقتصادی یا انسجام اجتماعی باشد، برای بسیاری از اقلیتهای نژادی با تبعیض سازمانیافته، محدودیت حقوق مدنی و نابرابریهای گسترده همراه بوده است. بنابراین، تصور یک «گذشته مطلوب» برای همه آمریکاییها معنای یکسانی ندارد.
جمهوریخواهان نوستالژیکتر از دموکراتها
شکاف حزبی یکی از روشنترین الگوهای این نظرسنجی است. جمهوریخواهان و افرادی که به حزب جمهوریخواه گرایش دارند، تقریباً دو برابر دموکراتها و متمایلان به حزب دموکرات خواهان زندگی در گذشته دور هستند. ۲۷ درصد از جمهوریخواهان این گزینه را انتخاب کردهاند، در حالی که این رقم در میان دموکراتها ۱۴ درصد است.
این تفاوت حتی پس از در نظر گرفتن عواملی مانند تحصیلات، نژاد و قومیت نیز باقی میماند. چنین الگویی نشان میدهد نگاه به گذشته فقط محصول موقعیت اقتصادی یا اجتماعی افراد نیست، بلکه با روایتهای سیاسی و فرهنگی آنان نیز ارتباط دارد.
بخش مهمی از گفتمان محافظهکارانه در آمریکا بر بازگشت به ارزشها، هویتها و ساختارهای گذشته تأکید میکند. در مقابل، جریانهای لیبرال و دموکرات معمولاً تغییرات اجتماعی و حرکت به سوی آینده را مثبتتر ارزیابی میکنند. به همین دلیل، انتخاب گذشته یا آینده میتواند بازتابی نمادین از جهتگیری سیاسی افراد باشد.
نقش تحصیلات، جنسیت و سن
آمریکاییهایی که مدرک کارشناسی ندارند، بیش از فارغالتحصیلان دانشگاهی زندگی در گذشته دور را ترجیح میدهند. ۲۳ درصد از افراد فاقد مدرک کارشناسی خواهان بازگشت به ۵۰ سال پیش یا بیشتر هستند، در حالی که این رقم در میان دارندگان مدرک دانشگاهی ۱۴ درصد است.
در زمینه جنسیت، زنان و مردان تقریباً به یک اندازه گفتهاند که ترجیح میدهند در گذشته دور زندگی کنند. با این حال، زنان اندکی بیشتر از مردان خواهان بازگشت به گذشته نزدیک، یعنی کمتر از ۵۰ سال قبل، هستند. ۲۸ درصد از زنان این گزینه را انتخاب کردهاند، در حالی که سهم مردان ۲۲ درصد است.
سن نیز در این انتخاب تأثیر دارد. بزرگسالان ۱۸ تا ۴۹ سال بیش از افراد ۵۰ ساله و بالاتر گفتهاند که ترجیح میدهند در گذشته نزدیک زندگی کنند. در مقابل، افراد مسنتر اندکی بیشتر از جوانان تمایل دارند به گذشته دور بازگردند.
این تفاوت ممکن است به نوع خاطرات و تجربههای نسلی مربوط باشد. گذشته نزدیک برای افراد جوانتر میتواند نماد دورهای پیش از بحرانهای اخیر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی باشد، در حالی که افراد مسنتر ممکن است دورههای دورتر زندگی خود را با جوانی، امنیت یا انسجام اجتماعی پیوند دهند.
چه کسانی زمان حال را انتخاب میکنند؟
حدود چهار نفر از هر ده آمریکایی ترجیح میدهند در زمان حال زندگی کنند. این نسبت در بیشتر گروههای اجتماعی تقریباً ثابت است، اما برخی گروهها بیش از دیگران از وضعیت کنونی رضایت دارند یا دستکم آن را به گذشته و آینده ترجیح میدهند.
افراد ۶۵ ساله و بالاتر با ۴۸ درصد، بیشترین تمایل را به ماندن در زمان حال نشان دادهاند. همچنین ۴۷ درصد از کسانی که دستکم مدرک کارشناسی دارند و همین میزان از افراد دارای درآمد بالا گفتهاند که ترجیح میدهند در دوره کنونی زندگی کنند.
انتخاب زمان حال میتواند با برخورداری از ثبات اقتصادی، دسترسی بهتر به امکانات بهداشتی و فناوری یا رضایت بیشتر از شرایط شخصی ارتباط داشته باشد. کسانی که در وضعیت اقتصادی و اجتماعی مطلوبتری قرار دارند، احتمالاً کمتر احساس میکنند که برای دستیابی به زندگی بهتر باید به گذشته یا آینده پناه ببرند.
در مورد افراد مسنتر نیز ممکن است زمان حال، با وجود همه مشکلات، به دلیل پیشرفتهای پزشکی، ارتباطی و رفاهی جذابتر از دورههای گذشته باشد. این گروه تجربه مستقیمی از محدودیتها و دشواریهای دهههای قبل دارد و ممکن است گذشته را برخلاف نسلهای جوانتر، صرفاً از دریچه نوستالژی نبیند.
چه کسانی خواهان زندگی در آیندهاند؟
زندگی در آینده کمطرفدارترین گزینه در میان آمریکاییهاست، اما گروههای نژادی، سیاسی و سنی مختلف در این زمینه نیز تفاوتهای مهمی دارند.
اقلیتهای نژادی امیدوارتر به آیندهاند
بزرگسالان سیاهپوست، هیسپانیک و آسیایی بیش از سفیدپوستان خواهان زندگی در آینده نزدیک یا دور هستند. ۱۴ درصد از آمریکاییهای سیاهپوست و همین میزان از آمریکاییهای آسیایی گفتهاند که ترجیح میدهند در آینده دور زندگی کنند. این رقم در میان آمریکاییهای هیسپانیک ۱۲ درصد و در میان سفیدپوستان تنها ۷ درصد است.
برای گروههایی که در گذشته با تبعیض، محرومیت یا محدودیتهای ساختاری روبهرو بودهاند، آینده میتواند نویدبخش حقوق برابرتر، فرصتهای اقتصادی بیشتر و کاهش تبعیض باشد. در چنین شرایطی، گذشته نه یک دوران طلایی، بلکه دورهای دشوارتر تلقی میشود و آینده ظرفیت بیشتری برای بهبود دارد.
دموکراتها آینده را بیشتر انتخاب میکنند
دموکراتها تقریباً دو برابر جمهوریخواهان احتمال دارد که زندگی در آینده نزدیک یا دور را ترجیح دهند. این تفاوت با جهتگیری عمومی دو حزب درباره تغییرات اجتماعی هماهنگ است. دموکراتها معمولاً بر پیشرفت اجتماعی، گسترش حقوق مدنی، توسعه فناوری و اصلاح ساختارهای موجود تأکید میکنند، در حالی که جمهوریخواهان بیشتر به حفظ سنتها و بازگشت به ارزشهای گذشته توجه دارند.
بزرگسالان زیر ۵۰ سال نیز اندکی بیشتر از افراد مسنتر خواهان زندگی در آینده هستند. جوانان معمولاً افق زمانی طولانیتری پیش روی خود میبینند و ممکن است نسبت به دستاوردهای فناوری، پزشکی، آموزش و تغییرات اجتماعی کنجکاوی و امید بیشتری داشته باشند.
در زمینه جنسیت، مردان تقریباً دو برابر زنان گفتهاند که ترجیح میدهند در آینده دور زندگی کنند. با این حال، زنان و مردان به یک اندازه خواهان زندگی در آینده نزدیک هستند. نگرانی بیشتر زنان درباره ناامنیهای اجتماعی و اقتصادی آینده ممکن است بخشی از این تفاوت را توضیح دهد.
ترکیب متناقض امید و ترس از آینده
در بخش دیگری از نظرسنجی، از آمریکاییها پرسیده شد هنگام فکر کردن به آینده چه احساساتی را تجربه میکنند. پاسخها تصویری پیچیده و حتی متناقض ارائه میدهد. بسیاری از افراد بهطور همزمان احساس امید، ترس، شادی و غم دارند.
بر اساس نتایج، ۶۸ درصد از بزرگسالان آمریکایی گفتهاند که نسبت به آینده احساس امیدواری میکنند. در عین حال، ۶۰ درصد احساس ترس دارند. ۵۴ درصد از پاسخدهندگان آینده را با احساس شادی همراه میدانند و ۵۰ درصد نیز هنگام فکر کردن به آن احساس غم میکنند.
این ارقام الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند، زیرا هر فرد میتواند چند احساس متفاوت را همزمان تجربه کند. ممکن است کسی به پیشرفت علم و فناوری امیدوار باشد، اما از وضعیت اقتصاد، تغییرات اقلیمی، جنگ یا شکافهای سیاسی بترسد. به همین ترتیب، آینده میتواند هم وعده فرصتهای تازه را در خود داشته باشد و هم حامل تهدیدهای ناشناخته باشد.
مذهب و گرایش سیاسی چه تأثیری دارند؟
افرادی که گفتهاند دستکم ماهی یک بار در مراسم کلیسا شرکت میکنند، بیش از کسانی که کمتر یا هرگز به کلیسا نمیروند نسبت به آینده احساس امیدواری و شادی دارند. آنان همچنین کمتر از دیگران از احساس ترس یا غم سخن گفتهاند.
این تفاوت میتواند با نقش مذهب در ایجاد معنا، انسجام اجتماعی و امید به آینده ارتباط داشته باشد. حضور منظم در اجتماعات مذهبی علاوه بر تقویت باورهای معنوی، شبکهای از روابط اجتماعی و حمایت عاطفی در اختیار افراد قرار میدهد که ممکن است نگرانی آنان درباره آینده را کاهش دهد.
گرایش حزبی نیز تأثیر قابلتوجهی بر احساسات افراد دارد. جمهوریخواهان بیش از دموکراتها گفتهاند که درباره آینده احساس امیدواری و شادی میکنند و کمتر از آنان از ترس یا غم سخن گفتهاند. این تفاوت حتی پس از کنترل میزان حضور در مراسم مذهبی نیز باقی مانده است.
قدرت سیاسی و تغییر احساسات حزبی
نگاه احزاب به آینده معمولاً به این بستگی دارد که کدام حزب قدرت را در اختیار دارد. هواداران حزبی که دولت را در دست دارد، اغلب نسبت به شرایط کنونی و مسیر آینده خوشبینتر هستند؛ در مقابل، طرفداران حزب رقیب احساس نگرانی و بدبینی بیشتری نشان میدهند.
برای نمونه، در نظرسنجی دیگری که در سال ۲۰۲۳ و همزمان با ریاستجمهوری جو بایدن انجام شد، از آمریکاییها درباره آینده اقتصاد ایالات متحده، جایگاه جهانی این کشور و شکافهای سیاسی پرسیده شد. در آن زمان، جمهوریخواهان نسبت به دموکراتها درباره هر سه موضوع بدبینتر بودند.
این جابهجایی نشان میدهد احساسات سیاسی لزوماً ثابت نیستند. امید یا ترس از آینده میتواند با نتیجه انتخابات، عملکرد دولت، وضعیت اقتصادی و جایگاه حزب مورد حمایت افراد در ساختار قدرت تغییر کند. به بیان دیگر، بخشی از آیندهنگری آمریکاییها نه بر ارزیابی بلندمدت، بلکه بر شرایط سیاسی روز استوار است.
زنان نگرانتر از مردان
تفاوتهای جنسیتی در احساسات مربوط به آینده نیز قابلتوجه است. زنان بیش از مردان گفتهاند که هنگام فکر کردن به آینده احساس ترس و غم دارند. در مقابل، مردان اندکی بیشتر از زنان احساس امیدواری میکنند.
این تفاوت ممکن است با تجربه متفاوت زنان از ناامنی اقتصادی، مسئولیتهای مراقبتی، تبعیض شغلی، خشونت اجتماعی و نگرانی درباره وضعیت خانواده مرتبط باشد. چنین عواملی میتوانند آینده را برای زنان مبهمتر و پرخطرتر جلوه دهند، حتی اگر آنان مانند مردان نسبت به برخی تحولات امیدوار باشند.
نوستالژی؛ پناهگاهی در برابر آینده نامطمئن
ترجیح گذشته به آینده را نمیتوان صرفاً علاقهای ساده به خاطرات قدیمی دانست. این انتخاب میتواند نشانهای از کاهش اعتماد عمومی به آینده، فرسایش احساس امنیت و تردید نسبت به توانایی ساختارهای سیاسی و اقتصادی برای حل مسائل باشد.
در جامعهای که با قطبیشدن سیاسی، افزایش هزینههای زندگی، نگرانی درباره اشتغال، تحولات سریع فناوری و مناقشات فرهنگی روبهروست، گذشته میتواند به پناهگاهی ذهنی تبدیل شود. افراد معمولاً دشواریهای گذشته را فراموش میکنند و خاطرات مثبت آن را برجسته میسازند. نتیجه، تصویری آرمانی از دورهای است که شاید در واقعیت به اندازه تصور امروز آنان مطلوب نبوده باشد.
با این حال، تفاوت میان گروهها نشان میدهد که نوستالژی تجربهای یکسان و همگانی نیست. برای گروههایی که از ساختارهای گذشته منفعت بیشتری بردهاند، بازگشت به عقب میتواند جذاب باشد. اما برای اقلیتهایی که تاریخ آمریکا را با تبعیض و محرومیت تجربه کردهاند، آینده همچنان امکان بیشتری برای عدالت، برابری و پیشرفت در خود دارد.
نظرسنجی پیو در نهایت تصویری از جامعهای ارائه میدهد که از یک سو به آینده امیدوار است و از سوی دیگر از آن میترسد؛ جامعهای که بخش بزرگی از آن ترجیح میدهد به گذشته بازگردد، اما همچنان پیشرفت و زندگی بهتر را در افق آینده جستوجو میکند.
درباره نویسنده
- تحریریه حکمران
تحریریه حکمران
هل سال پس از اکران نخست فیلم «بازگشت به آینده» در سینماهای آمریکا، ایده سفر در زمان همچنان برای افکار عمومی جذاب است. این فیلم داستان نوجوانی به نام مارتی مکفلای را روایت میکند که ناخواسته از زمان حال به گذشته میرود و با پیامدهای پیچیده دستکاری تاریخ روبهرو میشود. اکنون «مرکز تحقیقات پیو» با الهام از همین ایده، از شهروندان آمریکایی پرسیده است که اگر امکان انتخاب داشتند، ترجیح میدادند در گذشته زندگی کنند، به آینده بروند یا در زمان حال باقی بمانند.
مرکز تحقیقات پیو، اندیشکدهای غیرحزبی مستقر در واشنگتن دیسی است که درباره افکار عمومی، مسائل اجتماعی و روندهای جمعیتی مؤثر بر ایالات متحده و جهان پژوهش میکند. نتایج نظرسنجی این مرکز در تابستان ۲۰۲۵ نشان میدهد که گذشته برای بسیاری از آمریکاییها جذابتر از آینده است؛ نتیجهای که میتواند بازتابی از احساس ناامنی، نوستالژی تاریخی و تردید نسبت به مسیر تحولات آینده باشد.
بیشتر آمریکاییها گذشته را انتخاب میکنند
در این نظرسنجی، ۴۵ درصد از بزرگسالان آمریکایی اعلام کردهاند که اگر حق انتخاب داشته باشند، ترجیح میدهند در گذشته زندگی کنند. از این تعداد، ۲۵ درصد مایلاند کمتر از ۵۰ سال به عقب بازگردند و ۲۰ درصد نیز زندگی در دورهای متعلق به ۵۰ سال پیش یا بیشتر را انتخاب میکنند.
در مقابل، ۴۰ درصد گفتهاند که ترجیح میدهند در زمان حال باقی بمانند. تنها ۱۴ درصد از پاسخدهندگان زندگی در آینده را انتخاب کردهاند؛ ۵ درصد خواهان رفتن به آیندهای با فاصله کمتر از ۵۰ سال هستند و ۹ درصد ترجیح میدهند در آیندهای دورتر، یعنی ۵۰ سال بعد یا بیشتر، زندگی کنند.
این نتایج نشان میدهد گذشته، دستکم در تصور عمومی، امنیت و جذابیت بیشتری از آینده دارد. پژوهشگران طی دهههای گذشته بارها از مردم پرسیدهاند که آیا زندگی امروز بهتر از گذشته است یا خیر. در بسیاری از این تحقیقات، پاسخها تحت تأثیر نوستالژی قرار گرفتهاند؛ احساسی که گذشته را سادهتر، باثباتتر و مطلوبتر از آنچه واقعاً بوده است، بازسازی میکند.
البته تمایل به گذشته لزوماً به معنای رضایت کامل از یک دوره تاریخی مشخص نیست. برخی افراد ممکن است گذشته را به دلیل تجربههای شخصی، خاطرات دوران جوانی یا احساس ثبات اقتصادی و اجتماعی انتخاب کنند. برای گروهی دیگر نیز بازگشت به گذشته میتواند واکنشی به سرعت تحولات فناوری، افزایش شکافهای سیاسی، نااطمینانی اقتصادی و نگرانی درباره آینده جامعه آمریکا باشد.
چه کسانی زندگی در گذشته را ترجیح میدهند؟
گرایش به زندگی در گذشته در میان همه گروههای اجتماعی یکسان نیست. نتایج نظرسنجی پیو نشان میدهد نژاد، گرایش حزبی، تحصیلات و سن با نوع نگاه افراد به گذشته ارتباط دارد.
تفاوت میان گروههای نژادی
آمریکاییهای سفیدپوست بیش از دیگر گروههای نژادی و قومی تمایل دارند در گذشته دور زندگی کنند. حدود ۲۴ درصد از سفیدپوستان گفتهاند که ترجیح میدهند به دورهای متعلق به ۵۰ سال پیش یا بیشتر بازگردند. این رقم در میان آمریکاییهای هیسپانیک ۱۶ درصد، در میان سیاهپوستان ۱۱ درصد و در میان آمریکاییهای آسیایی ۹ درصد است.
این تفاوت را میتوان با تجربه تاریخی گروههای مختلف در ایالات متحده مرتبط دانست. دورهای که ممکن است برای بخشی از سفیدپوستان یادآور ثبات، رونق اقتصادی یا انسجام اجتماعی باشد، برای بسیاری از اقلیتهای نژادی با تبعیض سازمانیافته، محدودیت حقوق مدنی و نابرابریهای گسترده همراه بوده است. بنابراین، تصور یک «گذشته مطلوب» برای همه آمریکاییها معنای یکسانی ندارد.
جمهوریخواهان نوستالژیکتر از دموکراتها
شکاف حزبی یکی از روشنترین الگوهای این نظرسنجی است. جمهوریخواهان و افرادی که به حزب جمهوریخواه گرایش دارند، تقریباً دو برابر دموکراتها و متمایلان به حزب دموکرات خواهان زندگی در گذشته دور هستند. ۲۷ درصد از جمهوریخواهان این گزینه را انتخاب کردهاند، در حالی که این رقم در میان دموکراتها ۱۴ درصد است.
این تفاوت حتی پس از در نظر گرفتن عواملی مانند تحصیلات، نژاد و قومیت نیز باقی میماند. چنین الگویی نشان میدهد نگاه به گذشته فقط محصول موقعیت اقتصادی یا اجتماعی افراد نیست، بلکه با روایتهای سیاسی و فرهنگی آنان نیز ارتباط دارد.
بخش مهمی از گفتمان محافظهکارانه در آمریکا بر بازگشت به ارزشها، هویتها و ساختارهای گذشته تأکید میکند. در مقابل، جریانهای لیبرال و دموکرات معمولاً تغییرات اجتماعی و حرکت به سوی آینده را مثبتتر ارزیابی میکنند. به همین دلیل، انتخاب گذشته یا آینده میتواند بازتابی نمادین از جهتگیری سیاسی افراد باشد.
نقش تحصیلات، جنسیت و سن
آمریکاییهایی که مدرک کارشناسی ندارند، بیش از فارغالتحصیلان دانشگاهی زندگی در گذشته دور را ترجیح میدهند. ۲۳ درصد از افراد فاقد مدرک کارشناسی خواهان بازگشت به ۵۰ سال پیش یا بیشتر هستند، در حالی که این رقم در میان دارندگان مدرک دانشگاهی ۱۴ درصد است.
در زمینه جنسیت، زنان و مردان تقریباً به یک اندازه گفتهاند که ترجیح میدهند در گذشته دور زندگی کنند. با این حال، زنان اندکی بیشتر از مردان خواهان بازگشت به گذشته نزدیک، یعنی کمتر از ۵۰ سال قبل، هستند. ۲۸ درصد از زنان این گزینه را انتخاب کردهاند، در حالی که سهم مردان ۲۲ درصد است.
سن نیز در این انتخاب تأثیر دارد. بزرگسالان ۱۸ تا ۴۹ سال بیش از افراد ۵۰ ساله و بالاتر گفتهاند که ترجیح میدهند در گذشته نزدیک زندگی کنند. در مقابل، افراد مسنتر اندکی بیشتر از جوانان تمایل دارند به گذشته دور بازگردند.
این تفاوت ممکن است به نوع خاطرات و تجربههای نسلی مربوط باشد. گذشته نزدیک برای افراد جوانتر میتواند نماد دورهای پیش از بحرانهای اخیر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی باشد، در حالی که افراد مسنتر ممکن است دورههای دورتر زندگی خود را با جوانی، امنیت یا انسجام اجتماعی پیوند دهند.
چه کسانی زمان حال را انتخاب میکنند؟
حدود چهار نفر از هر ده آمریکایی ترجیح میدهند در زمان حال زندگی کنند. این نسبت در بیشتر گروههای اجتماعی تقریباً ثابت است، اما برخی گروهها بیش از دیگران از وضعیت کنونی رضایت دارند یا دستکم آن را به گذشته و آینده ترجیح میدهند.
افراد ۶۵ ساله و بالاتر با ۴۸ درصد، بیشترین تمایل را به ماندن در زمان حال نشان دادهاند. همچنین ۴۷ درصد از کسانی که دستکم مدرک کارشناسی دارند و همین میزان از افراد دارای درآمد بالا گفتهاند که ترجیح میدهند در دوره کنونی زندگی کنند.
انتخاب زمان حال میتواند با برخورداری از ثبات اقتصادی، دسترسی بهتر به امکانات بهداشتی و فناوری یا رضایت بیشتر از شرایط شخصی ارتباط داشته باشد. کسانی که در وضعیت اقتصادی و اجتماعی مطلوبتری قرار دارند، احتمالاً کمتر احساس میکنند که برای دستیابی به زندگی بهتر باید به گذشته یا آینده پناه ببرند.
در مورد افراد مسنتر نیز ممکن است زمان حال، با وجود همه مشکلات، به دلیل پیشرفتهای پزشکی، ارتباطی و رفاهی جذابتر از دورههای گذشته باشد. این گروه تجربه مستقیمی از محدودیتها و دشواریهای دهههای قبل دارد و ممکن است گذشته را برخلاف نسلهای جوانتر، صرفاً از دریچه نوستالژی نبیند.
چه کسانی خواهان زندگی در آیندهاند؟
زندگی در آینده کمطرفدارترین گزینه در میان آمریکاییهاست، اما گروههای نژادی، سیاسی و سنی مختلف در این زمینه نیز تفاوتهای مهمی دارند.
اقلیتهای نژادی امیدوارتر به آیندهاند
بزرگسالان سیاهپوست، هیسپانیک و آسیایی بیش از سفیدپوستان خواهان زندگی در آینده نزدیک یا دور هستند. ۱۴ درصد از آمریکاییهای سیاهپوست و همین میزان از آمریکاییهای آسیایی گفتهاند که ترجیح میدهند در آینده دور زندگی کنند. این رقم در میان آمریکاییهای هیسپانیک ۱۲ درصد و در میان سفیدپوستان تنها ۷ درصد است.
برای گروههایی که در گذشته با تبعیض، محرومیت یا محدودیتهای ساختاری روبهرو بودهاند، آینده میتواند نویدبخش حقوق برابرتر، فرصتهای اقتصادی بیشتر و کاهش تبعیض باشد. در چنین شرایطی، گذشته نه یک دوران طلایی، بلکه دورهای دشوارتر تلقی میشود و آینده ظرفیت بیشتری برای بهبود دارد.
دموکراتها آینده را بیشتر انتخاب میکنند
دموکراتها تقریباً دو برابر جمهوریخواهان احتمال دارد که زندگی در آینده نزدیک یا دور را ترجیح دهند. این تفاوت با جهتگیری عمومی دو حزب درباره تغییرات اجتماعی هماهنگ است. دموکراتها معمولاً بر پیشرفت اجتماعی، گسترش حقوق مدنی، توسعه فناوری و اصلاح ساختارهای موجود تأکید میکنند، در حالی که جمهوریخواهان بیشتر به حفظ سنتها و بازگشت به ارزشهای گذشته توجه دارند.
بزرگسالان زیر ۵۰ سال نیز اندکی بیشتر از افراد مسنتر خواهان زندگی در آینده هستند. جوانان معمولاً افق زمانی طولانیتری پیش روی خود میبینند و ممکن است نسبت به دستاوردهای فناوری، پزشکی، آموزش و تغییرات اجتماعی کنجکاوی و امید بیشتری داشته باشند.
در زمینه جنسیت، مردان تقریباً دو برابر زنان گفتهاند که ترجیح میدهند در آینده دور زندگی کنند. با این حال، زنان و مردان به یک اندازه خواهان زندگی در آینده نزدیک هستند. نگرانی بیشتر زنان درباره ناامنیهای اجتماعی و اقتصادی آینده ممکن است بخشی از این تفاوت را توضیح دهد.
ترکیب متناقض امید و ترس از آینده
در بخش دیگری از نظرسنجی، از آمریکاییها پرسیده شد هنگام فکر کردن به آینده چه احساساتی را تجربه میکنند. پاسخها تصویری پیچیده و حتی متناقض ارائه میدهد. بسیاری از افراد بهطور همزمان احساس امید، ترس، شادی و غم دارند.
بر اساس نتایج، ۶۸ درصد از بزرگسالان آمریکایی گفتهاند که نسبت به آینده احساس امیدواری میکنند. در عین حال، ۶۰ درصد احساس ترس دارند. ۵۴ درصد از پاسخدهندگان آینده را با احساس شادی همراه میدانند و ۵۰ درصد نیز هنگام فکر کردن به آن احساس غم میکنند.
این ارقام الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند، زیرا هر فرد میتواند چند احساس متفاوت را همزمان تجربه کند. ممکن است کسی به پیشرفت علم و فناوری امیدوار باشد، اما از وضعیت اقتصاد، تغییرات اقلیمی، جنگ یا شکافهای سیاسی بترسد. به همین ترتیب، آینده میتواند هم وعده فرصتهای تازه را در خود داشته باشد و هم حامل تهدیدهای ناشناخته باشد.
مذهب و گرایش سیاسی چه تأثیری دارند؟
افرادی که گفتهاند دستکم ماهی یک بار در مراسم کلیسا شرکت میکنند، بیش از کسانی که کمتر یا هرگز به کلیسا نمیروند نسبت به آینده احساس امیدواری و شادی دارند. آنان همچنین کمتر از دیگران از احساس ترس یا غم سخن گفتهاند.
این تفاوت میتواند با نقش مذهب در ایجاد معنا، انسجام اجتماعی و امید به آینده ارتباط داشته باشد. حضور منظم در اجتماعات مذهبی علاوه بر تقویت باورهای معنوی، شبکهای از روابط اجتماعی و حمایت عاطفی در اختیار افراد قرار میدهد که ممکن است نگرانی آنان درباره آینده را کاهش دهد.
گرایش حزبی نیز تأثیر قابلتوجهی بر احساسات افراد دارد. جمهوریخواهان بیش از دموکراتها گفتهاند که درباره آینده احساس امیدواری و شادی میکنند و کمتر از آنان از ترس یا غم سخن گفتهاند. این تفاوت حتی پس از کنترل میزان حضور در مراسم مذهبی نیز باقی مانده است.
قدرت سیاسی و تغییر احساسات حزبی
نگاه احزاب به آینده معمولاً به این بستگی دارد که کدام حزب قدرت را در اختیار دارد. هواداران حزبی که دولت را در دست دارد، اغلب نسبت به شرایط کنونی و مسیر آینده خوشبینتر هستند؛ در مقابل، طرفداران حزب رقیب احساس نگرانی و بدبینی بیشتری نشان میدهند.
برای نمونه، در نظرسنجی دیگری که در سال ۲۰۲۳ و همزمان با ریاستجمهوری جو بایدن انجام شد، از آمریکاییها درباره آینده اقتصاد ایالات متحده، جایگاه جهانی این کشور و شکافهای سیاسی پرسیده شد. در آن زمان، جمهوریخواهان نسبت به دموکراتها درباره هر سه موضوع بدبینتر بودند.
این جابهجایی نشان میدهد احساسات سیاسی لزوماً ثابت نیستند. امید یا ترس از آینده میتواند با نتیجه انتخابات، عملکرد دولت، وضعیت اقتصادی و جایگاه حزب مورد حمایت افراد در ساختار قدرت تغییر کند. به بیان دیگر، بخشی از آیندهنگری آمریکاییها نه بر ارزیابی بلندمدت، بلکه بر شرایط سیاسی روز استوار است.
زنان نگرانتر از مردان
تفاوتهای جنسیتی در احساسات مربوط به آینده نیز قابلتوجه است. زنان بیش از مردان گفتهاند که هنگام فکر کردن به آینده احساس ترس و غم دارند. در مقابل، مردان اندکی بیشتر از زنان احساس امیدواری میکنند.
این تفاوت ممکن است با تجربه متفاوت زنان از ناامنی اقتصادی، مسئولیتهای مراقبتی، تبعیض شغلی، خشونت اجتماعی و نگرانی درباره وضعیت خانواده مرتبط باشد. چنین عواملی میتوانند آینده را برای زنان مبهمتر و پرخطرتر جلوه دهند، حتی اگر آنان مانند مردان نسبت به برخی تحولات امیدوار باشند.
نوستالژی؛ پناهگاهی در برابر آینده نامطمئن
ترجیح گذشته به آینده را نمیتوان صرفاً علاقهای ساده به خاطرات قدیمی دانست. این انتخاب میتواند نشانهای از کاهش اعتماد عمومی به آینده، فرسایش احساس امنیت و تردید نسبت به توانایی ساختارهای سیاسی و اقتصادی برای حل مسائل باشد.
در جامعهای که با قطبیشدن سیاسی، افزایش هزینههای زندگی، نگرانی درباره اشتغال، تحولات سریع فناوری و مناقشات فرهنگی روبهروست، گذشته میتواند به پناهگاهی ذهنی تبدیل شود. افراد معمولاً دشواریهای گذشته را فراموش میکنند و خاطرات مثبت آن را برجسته میسازند. نتیجه، تصویری آرمانی از دورهای است که شاید در واقعیت به اندازه تصور امروز آنان مطلوب نبوده باشد.
با این حال، تفاوت میان گروهها نشان میدهد که نوستالژی تجربهای یکسان و همگانی نیست. برای گروههایی که از ساختارهای گذشته منفعت بیشتری بردهاند، بازگشت به عقب میتواند جذاب باشد. اما برای اقلیتهایی که تاریخ آمریکا را با تبعیض و محرومیت تجربه کردهاند، آینده همچنان امکان بیشتری برای عدالت، برابری و پیشرفت در خود دارد.
نظرسنجی پیو در نهایت تصویری از جامعهای ارائه میدهد که از یک سو به آینده امیدوار است و از سوی دیگر از آن میترسد؛ جامعهای که بخش بزرگی از آن ترجیح میدهد به گذشته بازگردد، اما همچنان پیشرفت و زندگی بهتر را در افق آینده جستوجو میکند.
پیشنهادهای مرتبط
روشنای علم؛ نقشه راه تولید دانش
مروری بر دیدگاه رهبر انقلاب درباره علم، فناوری و تمدنسازی
تحریریه حکمران
امنیت غذایی با فناوری آبیاری نوین
چگونه آبیاری زیرسطحی مسیر خودکفایی کشاورزی ایران را تغییر میدهد
امیر نوراییفر
از واردات تا استقلال؛ اقتصاد سیاسی آبیاری نوین
چرا سرمایهگذاری فناوری آب، مسیر کاهش وابستگی کشاورزی است؟
محمد خدابندهلو
فناوری؛ مسیر احیای روستا و تولید
چگونه آبیاری هوشمند میتواند شأن کشاورزی را بازسازی کند؟
سیدمحسن حسینی




