سایه شکست بر کاخ سفید؛ آیا انتخابات ۲۰۲۶ دست ترامپ را در جنگ با ایران می‌بندد؟

.
اشتراک‌گذاری

متر از یک ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا باقی مانده و اتفاقی در حال رخ دادن است که می‌تواند معادلات واشنگتن و حتی مسیر جنگ آمریکا با ایران را تغییر دهد. دونالد ترامپ که پس از انتخابات ۲۰۲۴ با در اختیار داشتن کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنا وارد دوره دوم ریاست‌جمهوری خود شد، اکنون در آستانه از دست دادن بخش مهمی از این تمرکز قدرت قرار گرفته است.

انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۶ قرار نیست رئیس‌جمهور جدیدی برای آمریکا انتخاب کند؛ اما نتیجه آن می‌تواند تعیین کند ترامپ دو سال باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری خود را با کنگره‌ای همراه سپری خواهد کرد یا با کنگره‌ای که هر روز برای او مانع تازه‌ای ایجاد می‌کند.

اگر چند ماه پیش بحث اصلی این بود که آیا دموکرات‌ها قادرند اکثریت مجلس نمایندگان را پس بگیرند، اکنون برخی از مهم‌ترین تحلیلگران انتخابات آمریکا از سؤال دیگری حرف می‌زنند: اکثریت دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان چقدر خواهد بود و آیا موج نارضایتی می‌تواند تا سنا هم ادامه پیدا کند؟پاسخ سؤال دوم برای ایران اهمیت بسیار بیشتری دارد.

اگر جمهوری‌خواهان فقط مجلس نمایندگان را از دست بدهند، ترامپ با مزاحمت سیاسی جدی مواجه خواهد شد. اما اگر دموکرات‌ها بتوانند هم مجلس نمایندگان و هم سنا را تصاحب کنند، ساختار سیاسی جنگ ایران در واشنگتن تغییر خواهد کرد. چنین نتیجه‌ای الزاماً به معنای پایان جنگ نیست، اما می‌تواند نخستین مانع نهادی قدرتمند در برابر گسترش آن ایجاد کند.

انتخاباتی که آرام‌آرام به رفراندوم ترامپ تبدیل شد

چارلی کوک، یکی از باسابقه‌ترین تحلیلگران انتخابات آمریکا، در تحلیل تازه خود وضعیت جمهوری‌خواهان را با تعبیری قابل توجه توصیف کرده است: آنچه در آمریکا دیده می‌شود الزاماً یک «موج آبی» به سود دموکرات‌ها نیست، بلکه بیشتر یک «جریان زیرسطحی قرمز» است که جمهوری‌خواهان را پایین می‌کشد.تفاوت این دو تعبیر مهم است.

در انتخابات ۲۰۲۶ آمریکایی‌ها ناگهان عاشق حزب دموکرات نشده‌اند. برند سیاسی دموکرات‌ها همچنان با مشکلات جدی روبه‌روست؛ اما نارضایتی از ترامپ و جمهوری‌خواهان به اندازه‌ای افزایش یافته که می‌تواند بسیاری از رأی‌دهندگانی را که علاقه چندانی به دموکرات‌ها ندارند نیز به رأی علیه حزب حاکم سوق دهد.کوک در تحلیل ۶ اکتبر خود عملاً تغییر اکثریت مجلس نمایندگان را محتمل دانسته و نوشته است که پرسش اصلی اکنون نه اصل شکست جمهوری‌خواهان، بلکه اندازه این شکست است.

نشانه‌ای حتی جدی‌تر را می‌توان در رفتار خود نامزدهای جمهوری‌خواه دید. بررسی رویترز از ۶۲ رقابت حساس مجلس نمایندگان و سنا نشان داده است که حدود دوسوم نامزدهای جمهوری‌خواه این حوزه‌ها به شکلی تلاش کرده‌اند میان خود و ترامپ فاصله ایجاد کنند. بعضی از آنها درباره اختیارات جنگی رئیس‌جمهور موضع متفاوتی گرفته‌اند، برخی نام یا تصویر ترامپ را از تبلیغات خود کنار گذاشته‌اند و تعدادی نیز ترجیح داده‌اند بدون اتکای آشکار به رئیس‌جمهور وارد مرحله پایانی کارزار شوند.برای حزبی که طی یک دهه گذشته عملاً حول شخصیت ترامپ سازمان یافته، چنین رفتاری علامت کوچکی نیست.

مجلس نمایندگان؛ نزدیک‌ترین بخش کنگره به دموکرات‌ها

جمهوری‌خواهان مجلس نمایندگان را با اکثریتی بسیار شکننده در اختیار دارند. سایت Inside Elections ترکیب فعلی را ۲۲۰ جمهوری‌خواه در برابر ۲۱۵ دموکرات اعلام کرده است؛ بنابراین دموکرات‌ها تنها به سه کرسی خالص جدید نیاز دارند تا کنترل مجلس را پس بگیرند.

اما پیش‌بینی فعلی این مؤسسه بسیار فراتر از سه کرسی است: افزایش خالص ۷ تا ۱۵ کرسی برای دموکرات‌ها.

در تازه‌ترین طبقه‌بندی آن نیز ۲۴ حوزه در وضعیت کاملا رقابت پذیر قرار گرفته‌اند و تعداد قابل توجهی از حوزه‌های دیگر به درجات مختلف رقابتی هستند.

این یعنی جغرافیای رقابت دیگر به چند حوزه حاشیه‌ای محدود نیست. جمهوری‌خواهان اکنون مجبورند در مناطقی هزینه کنند که در ابتدای سال تصور می‌کردند باید برایشان امن باشد.اگر روند موجود تا سوم نوامبر ادامه پیدا کند، یک برآورد معقول می‌تواند چیزی در حدود ۲۲۲ تا ۲۲۸ نماینده دموکرات باشد؛ اکثریتی نه آن‌قدر بزرگ که دست حزب را برای هر اقدامی باز بگذارد، اما به اندازه کافی بزرگ که ریاست مجلس، کمیته‌ها، دستور جلسات و ابزارهای نظارتی را از دست جمهوری‌خواهان خارج کند.و همین نقطه برای ترامپ اهمیت فراوانی دارد.

سنا؛ جایی که رؤیای بزرگ دموکرات‌ها شکل گرفته است

اگر پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان اکنون سناریویی جدی است، رقابت سنا بسیار دشوارتر اما تعیین‌کننده‌تر است.

جمهوری‌خواهان در سنا ۵۳ کرسی در برابر ۴۷ کرسی دموکرات‌ها دارند. در نتیجه دموکرات‌ها برای تغییر اکثریت به افزایش خالص چهار کرسی نیاز دارند.

Inside Election در ارزیابی اول اکتبر خود افزایش خالص ۲ تا ۴ کرسی برای دموکرات‌ها را پیش‌بینی کرده است؛ یعنی درست در مرزی که می‌تواند اکثریت سنا را تعیین کند.اما تغییرات حوزه‌ها حتی از عدد کلی مهم‌تر است. آلاسکا، اوهایو و کارولینای شمالی به میدان‌های اصلی تبدیل شده‌اند و رقابت‌هایی که زمانی برای جمهوری‌خواهان کم‌خطرتر تلقی می‌شدند، حالا منابع مالی و سیاسی آنان را جذب کرده‌اند.

وقتی حزبی مجبور شود به جای تمرکز تمام نیرو بر فتح کرسی‌های رقیب، پول و نیروی خود را صرف نجات سنگرهای قدیمی کند، معمولاً به این معناست که فضای ملی انتخابات علیه آن حزب حرکت کرده است.بنابراین سناریویی که تا چند ماه پیش بسیار خوش‌بینانه به نظر می‌رسید، اکنون دیگر غیرواقعی نیست: مجلس نمایندگان دموکرات و سنایی در محدوده ۵۰-۵۰ یا ۵۱-۴۹.

اما یک نکته حقوقی مهم وجود دارد. تساوی ۵۰-۵۰ به خودی خود کنترل سنا را به دموکرات‌ها نمی‌دهد؛ زیرا معاون رئیس‌جمهور می‌تواند در آرای مساوی رأی تعیین‌کننده بدهد. بنابراین اگر قرار باشد سنا واقعاً از کنترل جمهوری‌خواهان خارج شود، دموکرات‌ها عملاً به ۵۱ کرسی نیاز دارند.

اقتصاد؛ همان جایی که جنگ به انتخابات رسیده است

مشکل بزرگ ترامپ این است که جنگ ایران دیگر برای رأی‌دهنده آمریکایی صرفاً موضوعی مربوط به خاورمیانه نیست.اثر جنگ از مسیر قیمت انرژی، تورم، نرخ بهره و هزینه زندگی وارد آشپزخانه خانواده آمریکایی شده است.

جمهوری‌خواهان اکنون مجبورند در مناطقی هزینه کنند که در ابتدای سال تصور می‌کردند باید برایشان امن باشد.اگر روند موجود تا سوم نوامبر ادامه پیدا کند، یک برآورد معقول می‌تواند چیزی در حدود ۲۲۲ تا ۲۲۸ نماینده دموکرات باشد؛ اکثریتی نه آن‌قدر بزرگ که دست حزب را برای هر اقدامی باز بگذارد، اما به اندازه کافی بزرگ که ریاست مجلس، کمیته‌ها، دستور جلسات و ابزارهای نظارتی را از دست جمهوری‌خواهان خارج کند.و همین نقطه برای ترامپ اهمیت فراوانی دارد.

نرخ متوسط وام مسکن ۳۰ساله آمریکا در هفته منتهی به دوم اکتبر به حدود ۷.۴۹ درصد رسیده؛ بالاترین میزان در نزدیک به سه سال. رویترز افزایش بازده اوراق خزانه و نگرانی‌های تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی را از عوامل اصلی این وضعیت دانسته است. نرخ وام مسکن از زمان آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه حدود ۱.۴ واحد درصد افزایش یافته است.

قیمت سوخت نیز آن‌قدر به مسئله سیاسی تبدیل شده که ترامپ در پنجم اکتبر فرمانی برای گسترش دسترسی به گازوئیل معاف از مالیات صادر کرد؛ اقدامی که رویترز آن را مستقیماً در چارچوب فشار افزایش قیمت سوخت در آستانه انتخابات تحلیل کرده است.

حتی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، در مصاحبه اخیر خود درباره جنگ ایران ناچار شده است درباره هزینه‌های اقتصادی جنگ توضیح دهد. طبق گزارش رویترز ، جنگ ماهانه حدود سه میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دارد و اختلال در بازار انرژی نیز به یکی از مخاطرات سیاسی دولت در آستانه انتخابات تبدیل شده است.

در چنین شرایطی شعار انتخاباتی دموکرات‌ها ساده می‌شود: آمریکایی‌ها هم هزینه جنگ را از طریق مالیات می‌پردازند و هم دوباره هنگام خرید بنزین، پرداخت اجاره و گرفتن وام.

آیا جنگ ایران می‌تواند انتخابات را تعیین کند؟

احتمالاً جنگ به‌تنهایی انتخابات را تعیین نمی‌کند؛ اما می‌تواند همان چند درصدی را جابه‌جا کند که نتیجه ده‌ها رقابت نزدیک به آن وابسته است.گزارش رویترز از آغاز رأی‌گیری زودهنگام در اوهایو نشان می‌دهد که تورم و نارضایتی از جنگ ایران هم‌زمان در میان نگرانی‌های رأی‌دهندگان دیده می‌شود. اوهایو نیز اتفاقاً یکی از ایالت‌هایی است که یک رقابت حساس سنا و چند رقابت مهم مجلس نمایندگان را در خود جای داده است.اهمیت این موضوع برای جمهوری‌خواهان از یک تناقض سیاسی ناشی می‌شود.

بخشی از ائتلافی که ترامپ را در سال ۲۰۲۴ به قدرت رساند، دقیقاً به دلیل وعده فاصله گرفتن آمریکا از «جنگ‌های بی‌پایان» به او رأی داده بود. هرچه جنگ ایران طولانی‌تر شود، دفاع از این تصویر برای ترامپ دشوارتر خواهد شد.به همین دلیل بعضی از نامزدهای جمهوری‌خواه حوزه‌های رقابتی نیز اکنون از محدود کردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهور سخن می‌گویند.

این شکاف شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌های سیاسی انتخابات باشد: مخالفت با جنگ دیگر فقط مطالبه دموکرات‌ها نیست؛ برای برخی جمهوری‌خواهان نیز تبدیل به ابزاری برای فاصله گرفتن از رئیس‌جمهوری شده که محبوبیتش در حوزه‌های رقابتی برای آنان هزینه ایجاد می‌کند.

اما سؤال اصلی: اگر دموکرات‌ها پیروز شوند، واقعاً می‌توانند دست ترامپ را در جنگ با ایران ببندند؟

پاسخ کوتاه این است:

بله، می‌توانند ادامه و خصوصاً گسترش جنگ را بسیار دشوارتر کنند؛ اما نمی‌توانند صرفاً با پیروزی در انتخابات فرمان پایان جنگ صادر کنند.قانون اساسی آمریکا عمداً قدرت جنگ را میان رئیس‌جمهور و کنگره تقسیم کرده است. رئیس‌جمهور فرمانده کل نیروهای مسلح است؛ اما کنگره اختیار اعلان جنگ، تأمین بودجه ارتش و تصویب قوانین را در اختیار دارد. همین تقسیم قدرت دهه‌هاست محل مناقشه میان کاخ سفید و کنگره بوده است.اگر هر دو مجلس به دست دموکرات‌ها بیفتد، پنج اهرم مهم علیه سیاست جنگی ترامپ فعال خواهد شد.

اهرم اول؛ پول

مهم‌ترین ابزار کنگره نه قطعنامه سیاسی، بلکه بودجه است.هیچ جنگ طولانی بدون پول ادامه پیدا نمی‌کند. قانون اساسی آمریکا تصریح می‌کند که برداشت پول از خزانه باید بر اساس اعتبارات مصوب قانونی صورت گیرد. به همین دلیل «قدرت کیف پول» یکی از قدرتمندترین ابزارهای کنگره در برابر رئیس‌جمهور است.

یک کنگره دموکرات می‌تواند در لوایح بودجه دفاعی شروطی قرار دهد که استفاده از منابع برای برخی عملیات‌ها علیه ایران را محدود کند؛ برای گسترش جنگ بودجه ندهد؛ یا تأمین اعتبار برخی عملیات‌ها را به اخذ مجوز کنگره منوط کند.ترامپ می‌تواند چنین قانونی را وتو کند، بنابراین اکثریت ساده دموکرات‌ها به معنای پیروزی قطعی نیست. اما حتی تهدید به مسدود کردن یا مشروط کردن بودجه می‌تواند کاخ سفید را مجبور به مذاکره کند.این احتمالاً واقعی‌ترین ابزار دموکرات‌ها برای مهار جنگ است.

اهرم دوم؛ بازگرداندن «اختیار جنگ» به کنگره

قانون اختیارات جنگی ۱۹۷۳ مقرر کرده است که رئیس‌جمهور در شرایط مشخص باید درباره ورود نیروهای آمریکایی به مخاصمه به کنگره گزارش دهد و برای ادامه عملیات بدون مجوز قانونی محدودیت زمانی وجود دارد.

در سال ۲۰۲۶ نیز این بحث به‌طور مشخص درباره ایران مطرح شده است. متون کنگره تصریح کرده‌اند که نیروهای آمریکایی از ۲۸ فوریه وارد مخاصمه با ایران شده‌اند و تلاش‌هایی برای الزام رئیس‌جمهور به پایان دادن به استفاده از نیروها بدون مجوز مشخص کنگره انجام شده است.در ماه ژوئن حتی برای نخستین بار در جریان این جنگ، در هر دو مجلس حرکت‌هایی در حمایت از قطعنامه‌های اختیارات جنگی شکل گرفت و شماری از جمهوری‌خواهان نیز به دموکرات‌ها پیوستند. مانع اصلی همچنان احتمال وتوی ترامپ و نیاز به اکثریت دوسوم برای غلبه بر آن بوده است.

بنابراین پیروزی دموکرات‌ها اهمیت مضاعف دارد: طرح‌هایی که امروز ممکن است توسط رهبری جمهوری‌خواه متوقف شوند، از ژانویه می‌توانند مستقیماً وارد دستور کار کنگره شوند.

اهرم سوم؛ احضار دولت و تبدیل جنگ به یک پرونده دائمی

شاید قدرتی که کمتر درباره آن صحبت می‌شود، قدرت نظارتی کنگره باشد.کنترل مجلس نمایندگان یعنی کنترل کمیته‌های مهم، امکان برگزاری جلسات استماع، احضار مقامات دولت، مطالبه اسناد و بررسی تصمیمات نظامی و مالی.

در چنین وضعیتی وزیر دفاع، وزیر خارجه، فرماندهان نظامی و سایر مقامات دولت می‌توانند بارها برای توضیح اهداف جنگ، تعداد تلفات، هزینه عملیات و برنامه خروج از جنگ در برابر کنگره قرار گیرند.کنگره شاید نتواند با هر جلسه استماع یک موشک را متوقف کند، اما می‌تواند جنگ را از موضوعی که کاخ سفید مدیریت رسانه‌ای آن را در دست دارد به پرونده‌ای دائماً باز در برابر افکار عمومی تبدیل کند.برای رئیس‌جمهوری که دو سال پایانی دولت خود را سپری می‌کند، این فشار سیاسی کم‌اهمیت نیست.

اهرم چهارم؛ سنا و انتصابات

اگر دموکرات‌ها سنا را نیز بگیرند، ابزار دیگری به مجموعه فشارها اضافه می‌شود.بخش مهمی از مقامات ارشد دولت، سفرا و برخی مناصب امنیتی و دیپلماتیک نیازمند تأیید سنا هستند. یک سنای مخالف می‌تواند انتخاب افراد مورد نظر ترامپ را سخت کند و در مواردی دولت را ناچار به مصالحه کند.در نتیجه تصرف سنا فقط یک پیروزی نمادین نیست؛ مستقیماً بر توان رئیس‌جمهور برای چیدن تیم سیاست خارجی و امنیت ملی خود اثر می‌گذارد.

اهرم پنجم؛ استیضاح؛ قدرتمند در ظاهر، دشوار در عمل

اگر دموکرات‌ها مجلس نمایندگان را بگیرند، از نظر حقوقی می‌توانند روند استیضاح رئیس‌جمهور را آغاز کنند.اما این ابزار نباید بیش از اندازه بزرگ جلوه داده شود.تصویب استیضاح در مجلس نمایندگان به اکثریت نیاز دارد؛ ولی برکناری رئیس‌جمهور در سنا مستلزم رأی دوسوم سناتورهاست. حتی اگر دموکرات‌ها ۵۱ یا ۵۲ کرسی سنا داشته باشند، بدون همراهی تعداد زیادی از جمهوری‌خواهان امکان برکناری ترامپ وجود ندارد.بنابراین اثر اصلی تهدید استیضاح سیاسی و نظارتی است، نه اینکه احتمالاً ترامپ پس از انتخابات فوراً از مقام خود کنار گذاشته شود.

پس ترامپ واقعاً چقدر محدود می‌شود؟

همه‌چیز به نتیجه دقیق انتخابات بستگی دارد.اگر مجلس نمایندگان دموکرات شود اما سنا جمهوری‌خواه بماند، ترامپ با تحقیقات، جلسات استماع و نبردهای جدی بودجه‌ای روبه‌رو خواهد شد؛ اما جمهوری‌خواهان سنا همچنان می‌توانند بسیاری از اقدامات دموکرات‌ها را متوقف کنند.

اگر هر دو مجلس دموکرات شوند، شرایط بسیار سخت‌تر خواهد شد. در آن صورت دموکرات‌ها می‌توانند دستور کار هر دو مجلس را کنترل کنند، قطعنامه‌های اختیارات جنگی را به رأی بگذارند، بودجه را مشروط کنند و فشار نظارتی دائمی ایجاد کنند.

اما حتی در این سناریو ترامپ همچنان رئیس‌جمهور و فرمانده کل قواست، حق وتو دارد و اختلاف قدیمی بر سر حدود اختیارات جنگی رئیس‌جمهور نیز باقی خواهد ماند.بنابراین دقیق‌ترین توصیف این نیست که «پیروزی دموکرات‌ها جنگ را تمام می‌کند».

اگر هر دو مجلس دموکرات شوند، شرایط بسیار سخت‌تر خواهد شد. در آن صورت دموکرات‌ها می‌توانند دستور کار هر دو مجلس را کنترل کنند، قطعنامه‌های اختیارات جنگی را به رأی بگذارند، بودجه را مشروط کنند و فشار نظارتی دائمی ایجاد کنند.

دقیق‌تر این است که بگوییم:

پیروزی دموکرات‌ها می‌تواند ترامپ را از رئیس‌جمهوری که با حمایت یک کنگره همسو جنگ را اداره می‌کند، به رئیس‌جمهوری تبدیل کند که برای پول، قانون، انتصابات و مشروعیت سیاسی ادامه جنگ باید دائماً با کنگره‌ای مخالف بجنگد.و همین تفاوت بسیار بزرگی است.

سوم نوامبر؛ انتخابات کنگره یا رأی درباره ادامه مسیر آمریکا؟

اکنون انتخابات ۲۰۲۶ آرام‌آرام از یک انتخابات معمول میان‌دوره‌ای فراتر رفته است.

برای رأی‌دهنده آمریکایی، موضوع اصلی همچنان زندگی روزمره است: قیمت بنزین، اجاره خانه، وام مسکن، تورم و امنیت اقتصادی.

اما جنگ ایران به همه این موضوعات وصل شده است.هرچه هزینه جنگ بیشتر شود، قیمت انرژی بالاتر بماند و افق روشنی برای پایان مخاصمه دیده نشود، جمهوری‌خواهان باید پاسخ دشوارتری به این پرسش بدهند که سیاست خارجی دولت چه دستاوردی برای زندگی شهروند آمریکایی داشته است.داده‌های کنونی نشان می‌دهد مجلس نمایندگان به شکل محسوسی به سوی دموکرات‌ها حرکت کرده و سنا نیز برخلاف چند ماه قبل واقعاً رقابتی شده است.هنوز نمی‌توان نتیجه سوم نوامبر را قطعی دانست. چند درصد جابه‌جایی در آرای مستقل‌ها، میزان مشارکت طرفداران ترامپ یا تحول ناگهانی در اقتصاد و جنگ می‌تواند نتیجه چندین ایالت را تغییر دهد.

اما یک چیز نسبت به ابتدای سال تغییر کرده است:

بحث دیگر فقط درباره میزان پیروزی یا شکست چند نامزد نیست. بحث درباره این است که آیا ترامپ از ژانویه ۲۰۲۷ همچنان می‌تواند با اتکا به یک کنگره جمهوری‌خواه سیاست‌های خود را پیش ببرد، یا در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری‌اش با کنگره‌ای روبه‌رو خواهد شد که مأموریت سیاسی خود را مهار او می‌داند.اگر سناریوی دوم محقق شود، اثر انتخابات سوم نوامبر در مرزهای آمریکا متوقف نخواهد ماند.یکی از نخستین جاهایی که پیامد آن احساس خواهد شد، میدان جنگ با ایران خواهد بود.


درباره نویسنده

پیشنهادهای مرتبط