پایان پارادایم امنیت وارداتی؛ خلیج فارس در مدار حکمرانی بومی

محمد شیرکوند

پیام اخیر رهبر انقلاب درباره خلیج فارس، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی نیست؛ تبیین یک تغییر پارادایم در معادله امنیت منطقه است: گذار از «امنیت وارداتی» به «حکمرانی بومی»؛ تغییری که حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای را از راه‌حل، به مسئله تبدیل می‌کند.

آیا می‌توان امنیت آبراهی را که قرن‌ها پیش از حضور ناوگان‌های فرامنطقه‌ای، شاهرگ تمدن و تجارت بوده، به بازیگرانی سپرد که هزاران کیلومتر دورتر ایستاده‌اند؟ پارادوکس خلیج فارس دقیقاً همین‌جاست: هرچه حضور نظامی خارجی پررنگ‌تر، امنیت نه تثبیت، بلکه شکننده‌تر شده و حضور، به محرک بی‌ثباتی بدل گشته است.
صورت مسئله، فراتر از یک کشمکش مرزی یا رقابت بر سر مسیر انرژی است؛ دعوا بر سر «معماری امنیت» و «حق تعریف نظم» در این پهنه راهبردی است. پیام اخیر رهبر انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس، این آبراه را نه یک موقعیت جغرافیایی صرف، بلکه «موهبتی الهی» و «بخشی از هویت و تمدن» می‌داند که «مسیر حیاتی و منحصربه‌فرد اقتصاد جهانی» را در خود جای داده است. این تعریف، یک نتیجه مهم دارد: چنین جغرافیایی، نمی‌تواند با منطق امنیت وارداتی اداره شود. هر مدلی که امنیت این منطقه را به بیرون گره بزند، در واقع آن را از درون بی‌ثبات می‌کند. و این تعریف یعنی این جغرافیا، در حال گذار از یک الگوی امنیتی مستعمره‌محور به یک الگوی بومی و منطقه‌ای نهفته است؛ الگویی که در آن امنیت، نه یک کالای وارداتی، بلکه یک دستاورد درون‌زا است.
حال اینکه در محافل تحلیلی و دیپلماتیک کشورهای حاشیه خلیج فارس، اینگونه عنوان می‌شود که امنیت خلیج فارس در گرو «حضور تضمین‌گر» قدرت‌های فرامنطقه‌ای است و حضور خارجی را نه «منشأ ناامنی»، بلکه «راه‌حل بحران» صورت‌بندی می‌کنند. در حالی که متن پیام رهبر معظم با صراحتی کم‌نظیر این توهم را می‌شکند و تصریح می‌کند: «حضور بیگانگان آمریکایی… مهم‌ترین عامل ناامنی در منطقه است». چرا؟ چون امنیت برای بازیگر خارجی، هدف نهایی نیست؛ ابزار مدیریت صحنه است. حضور او، رقابت تسلیحاتی تولید می‌کند، وابستگی امنیتی می‌سازد و بحران را به یک وضعیت دائمی تبدیل می‌کند. و این درحالی است که در پیام تأکید شده، «پایگاه‌های پوشالی» آمریکا «تاب و توان تأمین امنیت خود را نیز ندارند». و این واقعیت این سوال را تقویت می‌کند که وقتی یک بازیگر حتی در حفظ امنیت ساختارهای خود ناتوان است، چگونه می‌تواند ضامن امنیت دیگران باشد؟
در همین راستا رهبر انقلاب جهت همگرایی بیشتر با همسایگان ایران در خلیج فارس، امنیت درون‌زا بر پایه «هم‌سرنوشتی منطقه‌ای» را پیشنهاد داده‌اند. به عبارت دیگر، ایشان چارچوب جدید امنیت را نه بر اساس موازنه خارجی، بلکه بر پایه یک اصل ژئوپلیتیکی بومی بنا می‌کند: «ما با همسایگان‌مان در پهنه‌ی آبی خلیج فارس و دریای عمان هم‌سرنوشت هستیم». در این نگاه، خلیج فارس میدان رقابت ابرقدرت‌ها نیست، بلکه یک اکوسیستم زنده است که امنیتش در گرو «اراده سیاسی ساکنانش»، «خوداتکایی فناورانه-نظامی» و «توافق منطقه‌ای بدون واسطه» است و اقتدار نه با تعداد ناوهای مستقر، بلکه با توان «تنظیم قواعد بازی در برابر قدرت‌های خارجی» سنجیده می‌شود.
این چارچوب، بر یک تجربه تاریخی ممتد تکیه دارد. پیام رهبر انقلاب، خط ممتد مقاومت ایرانی را از «اخراج پرتغالی‌ها و آزادسازی تنگه هرمز» تا «مبارزه علیه استعمار هلند و انگلیس» و در ادامه «انقلاب اسلامی به‌عنوان نقطه عطف مقاومت‌ها» ترسیم می‌کند. امروز، این خط تاریخی به یک نقطه عطف عملی رسیده است. همان‌گونه که در پیام به آن اشاره شده، «شکست مفتضحانه امریکا» در منطقه، به یک واقعیت قابل مشاهده تبدیل شده است. در مقابل، اقتدار بومی با تکیه بر پاسداری ملت ایران از «تمام ظرفیت‌های هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوری‌های پایه‌ای و نوین، از نانو تا هسته‌ای و موشکی» شکل گرفته است. نتیجه عملی این اقتدار، گذار از وضعیت واکنشی به «اعمال مدیریت بر تنگه هرمز» است؛ اهرمی که به تعبیر رهبر انقلاب، ایران را قادر می‌سازد «منطقه خلیج فارس را ایمن» کند و «بساط سوءاستفاده‌های دشمن» را برچیند که یعنی عبور از سطح واکنش به سطح حکمرانی؛ جایی که امنیت، نه صرفاً دفاع، بلکه «تعریف قواعد» است.
در پایان باید گفت خلیج فارس، جغرافیای سرنوشت‌ساز مردمانی است که قرن‌هاست بر ساحل آن زیسته‌اند و برای استقلالش ایستاده‌اند؛ اینجا جایگاه اقتدار بومی است نه پایگاه موقت ناوگان‌های بیگانه. و در این برهه از زمان، دوران «پلیسی کشورهای بیگانه» در این آبراه به پایان رسیده؛ بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر آمده‌اند و اکنون «جایی در آن ندارند مگر در قعر آب‌هایش». اینجا برای ملت‌های منطقه است و در نظم پیش‌رو که امنیت آن درون‌زا تعریف می‌گردد، حضور بیگانه نه‌تنها ضروری نیست، بلکه اساساً امکان‌پذیر نخواهد بود.

از آرمان‌های سرخ تا سقوط در تاریکی؛ روایتی از نفوذ، انشعاب و رازهای سربسته حزب توده

شوک درمانی دولت، سفره مردم را کوچک‌تر و فاصله طبقاتی را گسترده‌تر کرده است؛ گزیده‌ای از گفتگوی دکتر سیدیاسر جبرائیلی با برنامه خیابان جمهوری

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس
آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
زمان بازگشایی قفل : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟