در ساعات اولیه حمله متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی به خاک ایران، گرچه جسته و گریخته اخبار حمله به بیت رهبری مخابره میشد اما سرعت واکنش نیروهای سپاه و ارتش چنان قاطع و بالا بود که همگان با نوعی اطمینان خاطر رهبر شهید را حاضر در اتاق جنگ و مشغول فرماندهی تصور میکردند.وضعیت برتر میدان که تا پایان روز نخست و ساعات منتهی به اعلام عمومی خبر شهادت ایشان نیز، توجهات را به خود جلب کرده بود؛ هیاهوی دشمنان را در حد خبرسازی رسانهای و تلاش برای ایجاد شکاف اجتماعی تقلیل میداد؛ پس با وجود شهادت آیت الله خامنهای در نخستین ساعت حمله، چگونه این چنین نقشه هماهنگ عملیات روزهای گذشته طراحی و اجرا شد؟
واقعیت این است که ضرورتهای مختلف اجتماعی سالهای زعامت رهبری، در کنار بالا رفتن تنشهای منطقهای و جهانی، در نظر گرفتن احتمال حذف فرماندهان و مدیران سطوح بالا یا قطع ارتباط مرکز با پیرامون را بدیهی ساخته بود.
به همین خاطر، ایشان نه تنها طی تذکرات خصوصی خود بلکه طی بیانات عمومی گوناگون من جمله در دیدار مردم آذربایجان شرقی، در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی یا در دیدار جمعی از دانشجویان تصریح داشتند که «آتش به اختیار، فقط مخصوص کارهای فرهنگی نیست، در همهی زمینههایی که برای پیشرفت کشور مؤثّر است جوانها میتوانند نقشآفرینی کنند. این یکی از امکانات ما است.» «همه جوانها، همه گروههای مؤمن در زمینههای مختلف، هر کاری که برایشان میسّر است، و مطابق با قوانین کشور و مصلحت کشور، باید انجام بدهند و معطّل کسی نباید بمانند.» به این وسیله، چه در ساختهایی که سلسله مراتب اداری وجود داشت و چه در حوزههایی که آزادی عمل مبنای فعالیت بود آتش به اختیار بودن به راهبرد رایجی تبدیل گردید.
به همین قرینه، طی دوازده روز نخست تجاوز آمریکا و اسرائیل و دو روز بعدی در دی ماه گذشته، با وجود ترور و شهادت فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی، در مدت کوتاهی آرایش مجدد شکل گرفت و حتی تا پیش از نصب مجدد فرماندهان جایگزین، پاسخ کوبنده ایران آغاز شد. تا آنجا که طی مدت چند روز صدای عجز و لابه دشمنان به هوا برخاست و تمنای آتش بس و تسلیمشان به گوش عالم رسید یا نیروهای کودتاگر را وادار به عقبنشینی ساخت.با این وجود، عرصه فعالیتهای فرهنگی و سیاسی نیروهای انقلاب، در غیاب یا ضعف تشکیلاتی – تحزبی قبلی وارد جنگ شد. نقطه ضعفی که در شرایط فعلی میتواند به صورت نقطه قوت ارزیابی شود چرا که رهبر شهید در طول دهه نود نیروهای انقلاب را برای کنشگری آتش به اختیار و بدون تبعیت از «سر» تربیت کرده و عادت داده بود. با اینحال، در شرایط امروز با گذشته تفاوت جدی نیز وجود دارد.در گذشته و طی زمان حیات رهبر شهید، عمده فعالیت نیروهای انقلاب با نوعی «حدیثسازی» از بیانات و رهنمودهای ایشان، عمدتاً به نوعی نصگرایی و صرف تکرار همان جملات دچار بود و عمق راهبردی کارِ فرهنگی یا کارِ سیاسی آن، کمتر موقعی از «فرهنگیکاری» و «سیاسیکاری» فراتر میرفت.
امروز اما به خلاف گذشته دیگر گریزی از جبران ترک فعل، تفکر و مسئلهمند دیدن اشارات شهید خامنهای نیست. چنانکه باید، برای استخراج برنامه عملی جهت پیروزی در جنگ، تثبیت جمهوری اسلامی و حفظ تمامیت ایران، عقلگرایی و فلسفهورزی درباره آراء ایشان را به نحوی تمرین نمود که نه تنها باز هم بتوان رهبر شهید را در میان اتاق جنگ و مشغول فرماندهی تصور کرد بلکه برای استمرار این شیوه در جهت اجرا و پیادهسازی بیانات آیت الله مجتبی خامنهای نیز، اندیشید.