چگونه به توافق شرطی شدیم؟

یونس مرادیان، پژوهشگر

فرض کنید فردی بیمار باشد و سال‌ها به او گفته شود که تنها یک دارو می‌تواند او را درمان کند. طبیعی است که پس از مدتی نه تنها به آن دارو امیدوار شود، بلکه هر پیشنهاد دیگری را نیز بی‌فایده بداند. حتی ممکن است درباره عوارض آن دارو هم تمایلی به شنیدن نداشته باشد؛ زیرا در ذهن او، آن دارو دیگر یک گزینه نیست، بلکه تنها راه نجات است. به نظر می‌رسد بخشی از جامعه ما در موضوع مذاکرات به وضعیتی مشابه رسیده است. مسئله این نیست که چرا عده‌ای از مذاکره حمایت می‌کنند؛ مسئله این است که چگونه مذاکره از یک ابزار به یک ضرورت ذهنی تبدیل شد. چه شد که برای بخشی از جامعه، اصل توافق از کیفیت توافق مهم‌تر شد؟ و چرا هر راه‌حل دیگری، پیش از آنکه بررسی شود، با تردید و بدبینی مواجه می‌شود؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان در یک عامل خلاصه کرد. این وضعیت حاصل مجموعه‌ای از تجربه‌های اقتصادی، روایت‌های رسانه‌ای، رقابت‌های سیاسی و تغییر تدریجی نگرش جامعه نسبت به توانایی‌های خود است. سال‌هاست که بخش مهمی از فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور، حل مشکلات اقتصادی را به نتیجه مذاکرات گره زده است. کاهش تورم، افزایش سرمایه‌گذاری، رونق تولید، بهبود معیشت و ثبات اقتصادی بارها و بارها در ارتباط با موفقیت مذاکرات مورد بحث قرار گرفته‌اند. طبیعی است که پس از سال‌ها تکرار چنین گزاره‌هایی، بخشی از جامعه میان بهبود وضعیت اقتصادی و نتیجه مذاکرات رابطه‌ای مستقیم برقرار کند. البته نمی‌توان نقش مشکلات واقعی اقتصادی را نادیده گرفت. مردم فشارهای معیشتی را با تمام وجود لمس کرده‌اند و به همین دلیل نسبت به هر مسیری که نوید بهبود بدهد حساسیت بیشتری دارند. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که مذاکره از یک ابزار به یک راه‌حل تبدیل می‌شود و به تدریج جایگاه آن در ذهن جامعه تغییر می‌کند.

مذاکره یک ابزار است. همان‌گونه که توسعه تولید، اصلاح ساختارهای اقتصادی، دیپلماسی منطقه‌ای، پیشرفت علمی یا جذب سرمایه ابزارهایی برای تأمین منافع ملی هستند، مذاکره نیز یکی از این ابزارهاست. ارزش هر ابزار نه در خود آن، بلکه در میزان موفقیتش در تأمین منافع کشور و کاهش هزینه‌ها سنجیده می‌شود. مشکل زمانی آغاز می‌شود که یکی از این ابزارها به تنها راه‌حل قابل تصور تبدیل شود و سایر گزینه‌ها در حاشیه قرار گیرند. یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت، نحوه بازنمایی واقعیت در فضای عمومی است. در سال‌های گذشته، مشکلات اقتصادی به درستی مورد توجه قرار گرفته‌اند، اما در بسیاری از موارد سایر ابعاد واقعیت کمتر دیده شده‌اند. در حالی که کشور با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرده، در حوزه‌های مختلف نیز دستاوردهای قابل توجهی داشته است؛ از گسترش زیرساخت‌های آب، برق، گاز و ارتباطات گرفته تا توسعه آموزش عمومی و آموزش عالی، پیشرفت‌های پزشکی، فناوری‌های نوین، صنایع دانش‌بنیان، فناوری نانو، توانمندی‌های مهندسی، کشاورزی و بسیاری از حوزه‌های علمی و صنعتی. بحث بر سر انکار مشکلات نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند دشواری‌های اقتصادی را نادیده بگیرد. مسئله این است که وقتی تنها بخشی از واقعیت دائماً برجسته شود، به تدریج تصویری ناقص از کشور در ذهن جامعه شکل می‌گیرد. تصویری که در آن ضعف‌ها بسیار بزرگ‌تر از قوت‌ها دیده می‌شوند و موفقیت‌ها به حاشیه رانده می‌شوند. در چنین شرایطی، این تصور تقویت می‌شود که گره اصلی پیشرفت در جایی خارج از مرزها قرار دارد.

در کنار این موضوع، رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی نیز نقش مهمی در شکل‌گیری این نگاه داشته‌اند. جریان‌هایی که بخش مهمی از هویت سیاسی خود را بر محور مذاکره تعریف کرده‌اند، طبیعی است که در تبلیغات و روایت‌های رسانه‌ای بیشتر بر ظرفیت‌ها و دستاوردهای احتمالی آن تأکید کنند. این مسئله بخشی از منطق رقابت سیاسی است. اما نتیجه بلندمدت آن می‌تواند شکل‌گیری نوعی وابستگی ذهنی به یک راه‌حل خاص باشد. حاصل این فرآیند، پدیده‌ای است که می‌توان آن را «شرطی شدن افکار عمومی» نامید. شرطی شدن صرفاً به این معنا نیست که مردم به مذاکره امیدوار باشند. امید داشتن به موفقیت یک سیاست کاملاً طبیعی است. شرطی شدن زمانی رخ می‌دهد که ذهن جامعه به این جمع‌بندی برسد که راه‌حل اصلی مشکلات در جایی خارج از مرزها قرار دارد و سایر مسیرها از پیش محکوم به شکست هستند. نشانه‌های این شرطی شدن را می‌توان در واکنش‌های عمومی به اخبار مذاکرات مشاهده کرد. گاهی صرف انتشار یک خبر مثبت یا منفی درباره روند گفت‌وگوها، پیش از آنکه هیچ اتفاق واقعی در اقتصاد رخ داده باشد، بر انتظارات عمومی، بازارها و فضای رسانه‌ای اثر می‌گذارد. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که بخشی از جامعه، آینده را بیش از اندازه به یک متغیر خاص گره زده است؛ گویی ده‌ها عامل مؤثر دیگر موقتاً کنار گذاشته می‌شوند و همه نگاه‌ها به یک نقطه دوخته می‌شود.

 

 

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس
آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
زمان بازگشایی قفل : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟