ولایت‌مداری حداقلی یا حداکثری

محمدسجاد پارسا، پژوهشگر

پیام اخیر رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای مدظله العالی خطاب به مردم شریف و وفادار ایران اسلامی در مورد تفاهم و مذاکره با آمریکا آبی بر آتش فتنه ای بی سابقه بین انقلابی ها بود و بار دیگر ارزش جایگاه ولایت فقیه در حل بحران ها را به نمایش گذاشت. معظم له در این پیام نکات مهمی فرمودند که در جای خود باید مورد مداقه واقع شود اما نکته ای که بیش از همه مورد توجه قرار گرفت و سبب سوالاتی شد این بود که وقتی علی الاصول و علی المبانی باید مسئولان ارشد نظام تابع نظرات ولی فقیه باشند و پیگیر تحقق فرمایشات و منویات ایشان باشند چرا تصمیم دیگری گرفتند؟ آیا این تصمیم خلاف ولایتمداری است؟ برای پاسخ به این سوالات باید ابتدا در مورد ولایت فقیه و ملاک ولایت مداری نکاتی ذکر شود. ولایت فقیه هم یک بحث کلامی معرفتی است هم یک بحث فقهی که مباحث مفصلی پیرامون آن مطرح شده است. حضرت امام خمینی رضوان الله علیه ولایت فقیه را ولایت رسول الله صل الله و آله وسلم می دانستند یعنی هر اختیاری در رابطه با حکومت اسلامی و امور مسلمین به پیغمبر اعظم از جانب خدای متعال تفویض شده است عیناً به ولی فقیه واگذار شده است.

بنیانگذارکبیر انقلاب اسلامی با وجود اختلاف مبانی با روحانیت سنتی و حضور جریان روشنفکری غرب زده ذره ای از تبیین ولایت مطلقه فقیه کوتاه نیامدن و فرمودند: این که در قانون اساسی است بعضی شوونات ولی فقیه است نه همه شوون ولایت فقیه( صحیفه نور ج ۱۱ص ۱۱۳) اما به دلایل مختلف چون پذیرش و فهم ولایت مطلقه فقیه برای خیلی ها سنگین بود آنطور که باید در مورد ویژگی هایی که به سبب این منصب الهی به شخص ولی فقیه از عالم معنا افاضه می شود پرداخته نشد و حتی برای بعض معتقدین به ولایت مطلقه فقیه آنطور که باید هضم نشد که اطاعت از ولی فقیه در حکم اطاعت از امیرالمومنین علیه السلام است.حجاب معاصرت و عدم تبیین شیوه مدیریت ولی فقیه که منطبق بر سیره ی اهل بیت علیهم السلام است از دیگر عوامل ناشناخته بودن این موهبت الهی است. بعد از این مقدمه کوتاه در مورد ولایت فقیه برای فهم ملاک ولایتمداری باید بیان شود احکام و نظرات ولی فقیه به مولوی و ارشادی تقسیم می شوند. حداقل ملاک تبعیت از ولی فقیه تبعیت از دستورات حکومتی ولی فقیه است. این ملاک برای جذب حداکثری و گستره ی ولایتمداران است ولی انسان مومن به حداقل ها اکتفا نمی کند. برای تبیین بهتر باید گفته شود دستورات دینی اضعف مردم را در نظر می گیرد یعنی هفده رکعت نماز یومیه که برهمگان واجب است در توان همه مردم است ولی آیا انتظار دین از مردم برای به سعادت و کمال رسیدن اکتفا به حداقل نمازهای واجب است یا مومنین را بخواندن نمازهای نافله و مستحب مثل نماز شب ترغیب می کند؟ آیا مسئولان ارشد نظام که با تعهد و قسم به التزام به قانون اساسی و ولایت فقیه در مناصب مهم حکومتی قرار گرفتند باید مثل یک شهروند عادی فقط در حد حکم حکومتی از ولی فقیه اطاعت کنند؟ مگر غیر از این است که مسئولان نظام برای تحقق اهداف متعالی اسلامی که توسط ولی فقیه استنباط و ابلاغ می شوند قبول مسئولیت کرده اند؟ اگر هر مسئولی بر اساس نظر خود به بهانه اینکه تحلیل و نظر من با ولی جامعه متفاوت است مسیردیگری انتخاب کند فلسفه تشکیل حکومت اسلامی نقض نمی شود؟ اگر وزیر اقتصاد برخلاف امام جامعه بگوید تثبیت و ثبات نرخ ارز را قبول ندارم یا رئیس بانک مرکزی کاهش ارزش پول ملی را مهم نداد یا سران قوا برخلاف اصول و مبانی انقلاب اسلامی با توجیه اینکه مذاکره را مبارزه می دانیم پیگیر تحقق نظرات خود باشند چه نیازی به ولی فقیه آگاه به زمان شجاع مدیر و مدبر است؟

امیدواریم علما و اساتید و روحانیون و برجستگان دانشگاهی و دلسوزان انقلاب این نقیصه و قصور را برطرف کنند و با تبیین دقیق و علمی شخصیت حقیقی و حقوقی ولی فقیه جامعه را برای تحقق فرمایشات نائب برحق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم کنند زیرا علی اصول ولی خدا بدون کمک و همراهی مردم نمی تواند اهداف و ارزش های اسلامی را در کشور محقق کند. هُوَ ٱلَّذِیٓ أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِۦ وَبِٱلْمُؤْمِنِینَ.قلمرو دین و گستره ی شریعت بحث انتظار بشر از دین سبب ایجاد پرسش قلمرو دین و گستره ی شریعت می شود. بدین معنی که آیا دین که شامل مجموعه ای از قوانین و مقررات اعتقادی و اخلاقی و فقهی است برای تمام شوون مادی و معنوی زندگی انسان برنامه دارد یا دین فقط تکامل معنوی و اخروی بشر را برعهده گرفته است و تکامل دنیوی را به عقل و تجربه بشری واگذار کرده است؟ جواب این پرسش با توجه به مبانی معرفتی و توحیدی و فهم از اهداف و مقاصد شریعت طبیعتا متفاوت خواهد بود.در یک تقسیم بندی کلی روحانیت شیعه را می توان به سه جریان روحانیت سنتی، روحانیت عقلانیت اسلامی و روحانیت مصلحت اندیش غربگرا تقسیم کرد. هر کدام از این سه جریان حوزوی شاخصه های مختص به خود را دارند. از خصوصیات روحانیت سنتی می توان به نقل محور و عدم مداخله عقل در استنباط احکام شرعی، حفظ تراث و اصل تشییع،خلاصه کردن وظیفه مجتهد به استنباط و ابلاغ احکام،عدم دخالت و قبول مسئولیت مناصب حکومتی حتی قضاوت اشاره کرد.روحانیت عقلانیت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی سلام الله علیه با اعتقاد به اصل مترقی ولایت فقیه قائل بر وجوب تشکیل حکومت اسلامی و زمینه سازی برای ظهور حضرت ولیعصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء هستند. حضرت امام در کتاب البیع می فرمایند: الاسلام هو الحکومه بشؤونها و الاحکام قوانین الاسلام و هى شأن من شؤونها بل الاحکام مطلوبات بالعرض و امور آلیه لاجرائها و بسط العداله؛ از نگاه امام راحل اسلام یعنی حکومت قوانین و احکام اسلامی مطلوبیت ذاتی ندارند بلکه مطلوبیت بالعرض دارند برای اجرای وبسط عدالت. این جریان که امروزه اکثریت بدنه ی حوزه از مراجع معظم تقلید و علما و اساتید و روحانیون و طلاب انقلابی را تشکیل می دهند به تبعیت از امامان انقلاب قائل به دین حداکثری هستند و معتقدند اسلام می خواهد انسان هم دین داشته باشد هم دنیا،هم علم داشته باشد هم اخلاق هم آرامش داشته باشد هم آسایش. از خصوصیات این جریان می توان اعتقاد به فقه سنتی پویا که در عین داشتن اصول ثابت مبتنی بر قرآن و سنت جوابگوی مقتضیات زمان می باشد همچنین توجه به امت سازی برای ساختن تمدن نوین اسلامی را نام برد.جریان سوم حوزوی که در حوزه های علمیه در اقلیت هستند ولی در مناصب حکومتی و مسئولان بعد از انقلاب حضور پررنگی داشتند. جریان غربگرا تحت تاثیر سلطه علمی و تکنولوژی غرب دنبال هماهنگ کردن و عرفی کردن دین با قوانین سازمان های بین المللی مثل سازمان ملل هستند. از شاخصه های این جماعت فقه مصلحتی استحسان محور می باشد که با ادنی مناسبتی خواهان تغییر در احکام اسلامی مثل برابری حقوق زن و مرد مثل دیه و حجاب اختیاری هستند.

از اشتراکات جریان غربگرا و جریان سنتی نگاه حداقلی به دین است که نگاه آخرتی به دین دارند و صریح تر صحبت کنیم نگاه سکولار به دین دارند و تفاوت اصلی آنها این است که جریان سنتی تقید به شریعت دارند ولی جریان غربگرا راحت احکام شریعت را با خواسته های انسان تحت تأثیر مدرنیته تغییر و تطبیق می دهند.با توجه به این مطالب می توان ریشه انکار علوم انسانی مثل اقتصاداسلامی و روانشناسی و جامعه شناسی و شهرسازی اسلامی را در روحانیت سنتی و تجددگرا شناسایی کرد. نگاه سکولار به دین و خلاصه کردن دین به امور شخصی سبب نگاه سکولار به علم هم شده است لذا آموزه های نئولیبرالی صندوق بین المللی پول بدون نسبت سنجی با آموزه های دینی ‌مورد قبول آنها واقع می شود. اما جریان عقلانیت انقلابی با توجه به مبانی معرفتی و توحیدی حضرت امام خمینی سلام الله علیه و امام شهیدآیت الله العظمی خامنه ای رضوان الله تعالی علیه موضوع احکام و دستورات اسلامی را از فقه فردی فراتر دانسته و نگاه حکومتی به مسائل اسلامی دارند و با تکیه به احکام اجتماعی اسلام مثل حج و نماز جمعه و نماز جماعت و دیگر احکام دین مبین معتقدند ‌به دین حداکثری هستند و به کلام خدای متعال در چند جای قرآن استناد می کنند. مثل آیه شریفه ونزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شی این کتاب را که بیانگر هر چیزی است بر تو نازل کردیم.(نحل- ۸۹) « و کل شی فصلناه تفصیلا» و هر چیزی را (در قرآن) به روشنی باز نمودیم (اسراء-۱۲).رهبر شهید انقلاب امام خامنه عظیم الشان در این زمینه در دیداری که با اعضای محترم مجلس خبرگان در اسفند ۹۳ داشتند فرمودند: آنچه ما از مجموع معارف قرآنی استفاده میکنیم و درمی‌یابیم، این است که مطالبه‌ی اسلام از مسلمین، ایجاد نظام اسلامی به‌نحو کامل است؛ مطالبه‌ی اسلام، تحقق کامل دین اسلام است. این آن چیزی است که انسان در مجموع آن را احساس میکند. دین حداقلی و اکتفای به حداقل‌ها، از نظر اسلام قابل قبول نیست؛ ما در معارف خودمان چیزی به‌عنوان دین حداقلی نداریم، بلکه در قرآن کریم در موارد متعددی اکتفای به بعضی از تعالیم دینی دون بعضی، مذمت شده است.

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس
آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
زمان بازگشایی قفل : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟