معمای بقا در وال‌استریت؛ بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی آمریکایی در راه تل‌آویو

چرا واشنگتن نمی‌تواند به فروش سلاح پایان دهد؟

.
اشتراک‌گذاری

گزارش گاردین نشان می‌دهد دولت ترامپ در حال تدارک معامله‌ای ۲/۸ میلیارد دلاری برای فروش ۴۰ هزار بمب سنگین ۲۰۰۰ پوندی به اسرائیل است؛ بسته‌ای شامل ۲۰ هزار بمب MK-84 و ۲۰ هزار بمب BLU-117 که قرار است بخش اعظمش از محل بودجه کمک‌های نظامی آمریکا پرداخت شود. اگر این قرارداد به سرانجام برسد، بزرگ‌ترین فروش تک‌موردی این نوع مهمات سنگین به اسرائیل در سال‌های اخیر خواهد بود

بمب‌هایی که ساختمان‌ها را با خاک یکسان می‌کنند

🔹بمب ۲۰۰۰ پوندی — تقریباً معادل ۹۰۰ کیلوگرم — یکی از سنگین‌ترین مهمات متعارف در زرادخانه آمریکایی است که در چند نسخه تولید می‌شود: برخی انواع آن برای نفوذ به اهداف زیرزمینی طراحی شده‌اند و برخی دیگر در سطح زمین منفجر می‌شوند و تخریبی گسترده به بار می‌آورند.

ترور بال، کارشناس سابق خنثی‌سازی مهمات ارتش آمریکا که تصاویر خسارات وارده به غیرنظامیان را بررسی می‌کند، به واشنگتن‌پست گفته است: «اگر حزب‌الله یا هر کس دیگری در ساختمانی باشد، یک MK-84 تمام آن ساختمان را با خاک یکسان می‌کند» (به نقل از گاردین، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶). روزنامه نیویورک‌تایمز نیز اواخر سال ۲۰۲۳ گزارش داده بود که ارتش اسرائیل به‌طور منظم همین بمب‌ها را در مناطقی از غزه رها کرده که خودشان آن‌ها را برای غیرنظامیان «امن» اعلام کرده بودند.

چرا ماشین جنگی آمریکا توقف‌ناپذیر است؟

🔹اقتصاد آمریکا امروز بیش از آنکه متکی به تولیدات صنعتی روزمره باشد، بر پایه «سرمایه‌داری مالی» و پیوند عمیق وال‌استریت با پنتاگون می‌چرخد. در سیستمی که بازارهای عادی اشباع شده‌اند، غول‌های مالی به دنبال سودهای تضمین‌شده و نجومی هستند و هیچ‌چیز به اندازه «مجتمع نظامی-صنعتی» این سود را تضمین نمی‌کند. بنابراین جنگ نه یک «خطای سیاسی»، بلکه برای جلوگیری از رکود اقتصاد مالی آمریکا، یک «نیاز حیاتی و ساختاری» است. اقتصاد آمریکا بدون مخارج نظامی دچار رکود عمیق می‌شود. بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی صرفاً سلاح نیستند، بلکه ضربه‌گیرهایی برای جلوگیری از بحران مازاد تولید در اقتصاد آمریکا محسوب می‌شوند. دولت خریدار قطعی سلاح است؛ اما این سلاح‌ها باید در جایی مصرف (منفجر) شوند تا سفارش‌های جدید ثبت گردد و چرخ کارخانه‌های اسلحه‌سازی و بورس وال‌استریت از حرکت نایستد.

دولت پادگانی و نظام جهانی

🔹حمایت نظامی بی‌وقفه ایالات متحده از ‌اسرائیل، نه صرفاً به دلایل ایدئولوژیک، بلکه به دلیل نقش این بازیگر به عنوان یک «دولت پادگانی» است. یک دولت پادگانی، به عنوان پاسگاه پیشاهنگِ نظام سرمایه‌داری در یک منطقه حساس عمل می‌کند. ارسال مداوم پیشرفته‌ترین تسلیحات، در واقع «هزینه نگهداری» از این پاسگاه برای حفظ نظم ژئوپلیتیک مطلوب واشنگتن است.

حفظ امنیت ملی در این جغرافیا، مستلزمِ تکیه بر «قدرت سخت» و محصولِ مستقیمِ توانی است که چنان موازنه‌ای ایجاد کند که هزینه هرگونه ماجراجوییِ نظامی علیه ما، برای دشمنان آنقدر سنگین باشد که پیش از شلیک هر بمبی، از اقدام خود صرف‌نظر کنند.

🔹هژمونی آمریکا بر دو ستون «دلار» و «ارتش» استوار است. فروش میلیاردها دلار سلاح، مکانیزمی برای بازیافت سرمایه است. پولی که از طریق مالیات‌دهندگان آمریکایی یا بودجه‌های حمایتی تامین می‌شود، مستقیماً به حساب غول‌های نظامی-صنعتی (مثل بوئینگ، لاکهید مارتین و جنرال داینامیکس) واریز می‌گردد.

سراب حقوق بشر در بازار تسلیحات

🔹بازگشت بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی به فهرست ارسال اثبات کرد که در تضاد میان «شعارهای حقوق بشری» و «الزامات ساختاری مجتمع نظامی-صنعتی»، در نهایت منطقِ سود و بقای سرمایه است که حرف آخر را می‌زند. تا زمانی که اقتصاد سیاسی قدرت‌های بزرگ برای فرار از بحران‌های مالی خود به تولید و مصرف سلاح وابسته باشد، خاورمیانه میدان آزمون این تسلیحات باقی خواهد ماند. اما فهم این واقعیت ساختاری، نباید به یک انفعالِ رنج‌آور یا پذیرشِ تقدیری تراژیک منجر شود؛ بلکه برای ما، به عنوان بخشی از جغرافیای حیاتیِ غرب آسیا، حکم یک «بیدارباش » را دارد.

🔹 در نظام بین‌المللی که همچنان بر مدار «آنارشی» و «توزیع نابرابر قدرت» می‌چرخد، اتکای صرف به هنجارهای بین‌المللی یا دل‌خوش کردن به «کاغذپاره‌های توافق» با قدرت‌های هژمون، نه تنها ضامن امنیت نیست، بلکه می‌تواند مقدمه‌ای برای فروپاشی باشد. ما ناگزیریم در «منطق قدرت» گام برداریم. حفظ امنیت ملی در این جغرافیا، مستلزمِ تکیه بر «قدرت سخت» و محصولِ مستقیمِ توانی است که چنان موازنه‌ای ایجاد کند که هزینه هرگونه ماجراجوییِ نظامی علیه ما، برای دشمنان آنقدر سنگین باشد که پیش از شلیک هر بمبی، از اقدام خود صرف‌نظر کنند. در نهایت، در جهانی که بقا به قدرت پیوند خورده، بازدارندگیِ فعال تنها راهِ عبور از سایه جنگ‌های بی‌پایان است.

@AmreMoshtarak


درباره نویسنده

پیشنهادهای مرتبط