امنیت غذایی یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی و حتی بازدارندگی راهبردی است. همانگونه که یک کشور برای حفظ استقلال خود به قدرت دفاعی نیاز دارد، برای حفظ تابآوری در برابر فشارهای خارجی نیز به امنیت غذایی نیازمند است. کشوری که نتواند غذای مردم خود را تأمین کند، حتی اگر از منابع عظیم انرژی یا توان نظامی برخوردار باشد، در شرایط بحران و جنگ، ناگزیر به وابستگی خواهد شد و همین وابستگی میتواند به نقطه فشار دشمن تبدیل شود.اندیشه تمدن نوین اسلامی نیز دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است؛ تمدنی که قرار است الگوی جدیدی از استقلال، پیشرفت و اقتدار را به جهان ارائه دهد، نمیتواند بر پایه واردات کالاهای اساسی و وابستگی غذایی بنا شود. تمدن، زمانی معنا پیدا میکند که جامعه بتواند نیازهای حیاتی خود را با اتکا به ظرفیتهای داخلی تأمین کند و حتی به پشتوانهای برای دیگر ملتهای همسو تبدیل شود. از همین منظر، امنیت غذایی صرفاً یک مسئله اقتصادی یا کشاورزی نیست، بلکه بخشی از امنیت ملی، سیاست خارجی و قدرت تمدنی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.
ایران از معدود کشورهای جهان است که تقریباً تمامی اقلیمهای مورد نیاز برای تولید محصولات کشاورزی را در اختیار دارد. تنوع آبوهوایی، وسعت سرزمین، منابع آبی، خاک حاصلخیز در بسیاری از مناطق و نیروی انسانی متخصص، مجموعهای از ظرفیتها را فراهم کرده که کمتر کشوری از آن برخوردار است. با وجود این مزیتها، همچنان بخش قابل توجهی از کالاهای اساسی، نهادههای دامی، روغن، ذرت، سویا و بسیاری از محصولات راهبردی از خارج کشور تأمین میشود. این تناقض، نشان میدهد که مشکل ایران کمبود منابع نیست، بلکه ضعف در بهرهبرداری از این ظرفیتها و نبود مدیریت منسجم در حوزه امنیت غذایی است.در ادبیات راهبردی، عمق استراتژیک تنها به حضور نظامی یا نفوذ سیاسی محدود نمیشود. کشوری که بتواند غذای ملتهای دیگر را تأمین کند، عملاً پیوندی پایدار و عمیق با آن کشورها ایجاد خواهد کرد. وابستگی غذایی، یکی از پایدارترین انواع وابستگی است. اگر کشوری بخش مهمی از امنیت غذایی خود را مدیون کشور دیگری باشد، طبیعی است که در تصمیمات سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی، ملاحظات بیشتری نسبت به آن کشور خواهد داشت. به همین دلیل است که بسیاری از قدرتهای بزرگ جهان، صادرات محصولات کشاورزی را صرفاً یک فعالیت اقتصادی نمیدانند، بلکه آن را ابزاری برای افزایش نفوذ بینالمللی خود تلقی میکنند.
ایالات متحده نمونه روشن این رویکرد است. بخش مهمی از سیاستهای کشاورزی این کشور در خدمت تثبیت جایگاه آمریکا در بازار جهانی غذا قرار دارد. میلیاردها دلار یارانه به کشاورزان آمریکایی پرداخت میشود تا محصولات آنها در بازارهای جهانی رقابتپذیر باقی بماند. هدف تنها کسب درآمد نیست؛ بلکه حفظ نفوذ اقتصادی و سیاسی از مسیر تأمین امنیت غذایی سایر کشورهاست. کشوری که گندم، ذرت، سویا یا خوراک دام دهها کشور را تأمین میکند، در عمل بخشی از امنیت آن کشورها را نیز در اختیار دارد.ایران نیز اگر به دنبال ایفای نقش تمدنی در منطقه و جهان اسلام است، باید از همین زاویه به مسئله نگاه کند. کشورهای همسو با جمهوری اسلامی، از عراق و سوریه گرفته تا لبنان، افغانستان، آسیای مرکزی و حتی بخشهایی از آفریقا، در سالهای آینده بیش از گذشته به امنیت غذایی نیاز خواهند داشت. اگر ایران بتواند علاوه بر تأمین نیاز داخلی، صادرکننده محصولات اساسی کشاورزی باشد، نهتنها درآمد ارزی پایداری ایجاد خواهد کرد، بلکه عمق راهبردی خود را نیز تقویت خواهد کرد. امنیت غذایی میتواند همان نقشی را ایفا کند که امروز انرژی یا فناوریهای پیشرفته در روابط بینالملل ایفا میکنند.نکته مهم آن است که تحقق این هدف، صرفاً یک آرزو یا شعار نیست. طی سالهای گذشته، فناوریهای نوینی در کشور توسعه یافته که میتواند تحول بزرگی در بهرهوری آب و تولید محصولات کشاورزی ایجاد کند. فناوریهای پیشرفته آبیاری زیرسطحی و هوشمند، که با تکیه بر دانش داخلی بومیسازی شدهاند، قادرند مصرف آب را به میزان قابل توجهی کاهش دهند و همزمان عملکرد تولید را افزایش دهند. نتیجه چنین فناوریهایی آن است که با منابع موجود، میتوان سطح تولید محصولات اساسی را به شکل چشمگیری افزایش داد و وابستگی به واردات را کاهش داد.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم سالانه میلیاردها دلار ارز کشور صرف واردات کالاهای اساسی و نهادههای دامی میشود. این در حالی است که سرمایهگذاری در توسعه فناوریهای نوین کشاورزی میتواند بخش قابل توجهی از این هزینهها را برای همیشه حذف کند. به عبارت دیگر، به جای آنکه هر سال منابع ارزی کشور صرف واردات شود، میتوان یکبار برای ایجاد زیرساخت هزینه کرد و سالها از منافع آن بهره برد. این همان نگاه توسعهمحوری است که بسیاری از کشورهای موفق دنیا دنبال کردهاند.رهبرشهید انقلاب نیز طی سالهای گذشته بارها بر ضرورت خودکفایی، اقتصاد مقاومتی و استفاده از فناوریهای بومی تأکید کردهاند. در حوزه کشاورزی نیز همواره بر کاهش وابستگی و افزایش بهرهوری تأکید شده است. با این حال، یکی از مشکلات جدی کشور، نبود انسجام مدیریتی و پراکندگی تصمیمگیریهاست. فناوریهایی که میتوانند تحولی بنیادین در امنیت غذایی ایجاد کنند، به دلایل مختلف از جمله نبود اراده واحد، تخصیص نادرست منابع، بروکراسی پیچیده و اولویتدادن به واردات، هنوز به مرحله اجرای فراگیر نرسیدهاند.
این مسئله امروز بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد. تجربه بحرانهای اخیر منطقه و تهدید مسیرهای کشتیرانی، بهویژه احتمال اختلال در مسیرهای تأمین کالاهای اساسی، نشان داد که وابستگی غذایی تا چه اندازه میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود. نگرانی مسئولان از احتمال کمبود کالاهای اساسی در شرایط بحرانی، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع طبیعی باشد، نتیجه سالها تأخیر در سرمایهگذاری بر فناوریهای افزایش بهرهوری کشاورزی است. اگر زیرساختهای لازم طی سالهای گذشته ایجاد شده بود، امروز دغدغه اصلی کشور، چگونگی صادرات محصولات کشاورزی بود، نه نگرانی از واردات آنها.از سوی دیگر، امنیت غذایی صرفاً به معنای تولید بیشتر نیست؛ بلکه به معنای افزایش تابآوری کشور نیز هست. کشوری که بتواند نیاز غذایی خود را بدون وابستگی به خارج تأمین کند، در برابر تحریم، جنگ، محاصره اقتصادی و بحرانهای بینالمللی مقاومت بیشتری خواهد داشت. این همان مفهومی است که در ادبیات راهبردی از آن با عنوان «تابآوری ملی» یاد میشود. هرچه تابآوری بیشتر باشد، هزینه اعمال فشار برای دشمن افزایش مییابد و احتمال موفقیت سیاستهای تحریمی کاهش پیدا میکند.
تمدن نوین اسلامی بدون اقتصاد مقاوم، امنیت غذایی و استقلال فناورانه قابل تحقق نیست. همانگونه که پیشرفتهای دفاعی کشور حاصل سالها سرمایهگذاری، مطالبهگری و حمایت از نخبگان بود، تحول در کشاورزی نیز نیازمند یک عزم ملی است. فناوری زمانی اثرگذار خواهد بود که به سیاست عمومی تبدیل شود و اجرای آن در اولویت برنامههای توسعه قرار گیرد.از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شکلگیری یک مطالبه عمومی در حوزه امنیت غذایی هستیم. جامعه دانشگاهی، رسانهها، نخبگان، فعالان اقتصادی و مردم باید اجرای فناوریهای بومی افزایش بهرهوری کشاورزی را به یک خواست ملی تبدیل کنند. تجربه نشان داده است که هرگاه مطالبه اجتماعی شکل گرفته، دستگاههای اجرایی نیز ناگزیر به حرکت شدهاند. امنیت غذایی نباید صرفاً دغدغه متخصصان کشاورزی باشد؛ این مسئله به امنیت، اقتصاد، سلامت، سیاست خارجی و آینده تمدنی ایران گره خورده است.
ایران ظرفیت آن را دارد که از واردکننده بسیاری از کالاهای اساسی به صادرکننده تبدیل شود؛ ظرفیت آن را دارد که علاوه بر تأمین نیاز مردم خود، امنیت غذایی کشورهای همسو را نیز تضمین کند و از این مسیر، پیوندهای اقتصادی و راهبردی عمیقتری با جهان اسلام ایجاد کند. تحقق این هدف، نیازمند تغییر نگاه از هزینههای جاری واردات به سرمایهگذاری در زیرساختهای ماندگار است. هر روز تأخیر در این مسیر، به معنای از دست رفتن فرصتهایی است که میتواند میلیاردها دلار صرفهجویی ارزی، افزایش اقتدار ملی و تقویت جایگاه ایران در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی را به همراه داشته باشد.در کنار اصلاح سیاستگذاریها، بهرهگیری از فناوریهای نوین نیز میتواند مسیر دستیابی به امنیت غذایی را هموار کند. یکی از این فناوریها، آبیاری زیرسطحی هوشمند است؛ روشی که بر اساس تجربیات و نتایج مطرحشده در گفتوگو این هفته، با رساندن آب بهصورت مستقیم و کنترلشده به محدوده ریشه گیاه، ضمن کاهش چشمگیر مصرف آب، موجب افزایش عملکرد محصول، کاهش مصرف کود و ارتقای بهرهوری کشاورزی میشود. به گفته طراحان این فناوری، این سامانه بهطور کامل در داخل کشور بومیسازی شده و قابلیت توسعه در مقیاس ملی را دارد. اگر این ادعاها در سطح گسترده و با پشتوانه ارزیابیهای فنی مستقل تأیید و اجرایی شوند، این فناوری میتواند یکی از مهمترین ابزارهای تحقق خودکفایی در تولید محصولات اساسی، کاهش وابستگی به واردات، صرفهجویی میلیاردها دلار منابع ارزی و تقویت امنیت غذایی کشور باشد. از این منظر، سرمایهگذاری در چنین فناوریهایی نه یک هزینه، بلکه سرمایهگذاری برای آینده، استقلال و اقتدار راهبردی ایران است.